نوروز خوانی از مراسم آخر هر سال در گیلان است. نوروزخوانی که هم اکنون نیز کم و بیش رواج دارد، در گیلان نماد ورود بهار و خیر و برکت است. برای این کار گروهی نوروزخوان در کوچه و خیابان به راه می افتند و اشعاری می خوانند.

گل گل چهارشنبه
از دیگر مراسم کهن ایرانیان که در گیلان هم با بعضی تغییرات جزیی به آن می پردازند، “چهارشنبه سوری” است که در غروب آخرین سه شنبه سال و در شب چهارشنبه انجام می شود. به این منظور خار، بوته، گون و کاه جمع آوری می شد و با درست کردن پشته هایی که معمولاً رو به سمت قبله می نهادند و سپس آتش زدن آنها، از روی آتش می پریدند و هنگام پریدن با خوشحالی می خواندند:
گل گل چهارشنبه به حق پنج شنبه
زردی بشه، سرخی بایه نکبت بشه، دولت بایه
یعنی: ای شعله آتش چهارشنبه، به حق پنج شنبه، زردی و ضعف و بیماری رخت بر بندد و نوبت سرخی و نشاط و خرمی  فرا رسد. دوره نکبت و ناکامی به سر آید و دولت و اقبال روی نماید.

فالگوش ایستادن
از دیگر برنامه های چهارشنبه سوری بود. برای این کار، در گذرگاه ها می ایستادند و با شنیدن پنهانی نخستین کلمات عابرین، مفهوم آن را حمل بر توفیق یا ناکامی خود در سال آتی می شمردند.

قاشق زنی
از دیگر رسوم اجرایی این شب (چهارشنبه سوری) بود که معمولاً جوانان و بیشتر دختران به در خانه همسایه ها می رفتند و با پنهان کردن روی خود و بدون دادن آشنایی، خواستار هدیه می شدند. نقل و نبات و تنقلات از عمده ترین چیزهایی بود که در کاسه قاشق زنان جای می گرفت.

استان گیلان یکی از غنی ترین گنجینه های فرهنگ موسیقی را داراست. دکتر امیراشرف آریانپور در کتاب گیلان می نویسد: این گنجینه غنی فرهنگ موسیقی، برخلاف بسیاری از مناطق ایران از وحدت سبک برخوردار نیست. به این معنا که نقاط مختلف گیلان چه از نظر تنوع آوازها و چه از لحاظ خصوصیات ملودی و ریتم از سبک های متفاوتی برخوردارند و این تفاوت سبک به خصوص بین موسیقی مردم تالش با موسیقی محلی مناطق دیلمان و اسپیلی و سایر نواحی گیلان به چشم می خورد.
به طور کلی مردم تالش سه نوع آهنگ دارند: قدیم دستان، تالش دستان و تازه دستان. آهنگ های گیلان به ویژه در سیاهکل و دیلمان از طبیعت الهام گرفته اند و غالباً به صورت بکر و دست نخورده باقی مانده اند.
در سال ۲۵۵هـ. ق احمد بن توکل، ندیم خلیفه عباسی معتمد علی الله، در کتابی تحت عنوان “الموسیقی العراقیه” که بخشی از آن درباره موسیقی دیلمان بود آورده است: “آوازخوانی مردم خراسان با زنج است که دارای هفت سیم است و زخمه آن مانند زخمه چنگ است و آوازخوانی مردم ری و طبرستان و دیلمان با تنبورهاست…”.
ابونصر فارابی نیز در کتاب “الموسیقی” (۳۳۹ هـ. ق) از تنبور گیلانی نام برده است: “تنبور خراسانی دارای دو سیم است و گونه ای دیگر تنبور جیلی (گیلانی) است. شیوه کوک تنبور گیلانی از شیوه کوک خراسانیان جداست”.

پوشاک زنان گیلان
آثار باستانی به دست آمده در سراسر سرزمین گیلان، سوابق زندگی در این منطقه را به بیش از چهار هزار سال می رساند. این آثار خود به عنوان بهترین رهنمای ما برای شناخت چگونگی زندگی پیشینیان ما در این سرزمین عمل می کنند. پوشاک مردم گیلان در گذشته های دور نیز از میان این اشیای به دست آمده قابل شناسایی است.
طرح چهره یک بانوی گیلک که بر روی یک جام پوسیده مفرغی به دست آمده است، نشان می دهد که زنان گیلان روسری بزرگی بر سر می گذاشتند و با پیشانی بندی که از روی پیشانی عبور می کرد و در پشت سر گره می خورد، روسری را روی سر نگاه می داشتند.
این جام مفرغی که از مارلیک به دست آمده است، به بیش از سه هزار سال پیش باز می گردد. همین تصویر نشان می دهد که بقیه روسری روی دوش و سینه قرار می گرفت و دنباله آن دوباره از زیر چانه به طرف بالا کشیده و در کنار گوش به پیشانی بند متصل می شد.

پوشاک مردان گیلان
ردپای پوشاک مردم گیلان از گذشته های دور تا سال های معاصر به سختی ممکن است و تنها کلاه نمدی و چوموش را می توان بر جای مانده از آن دوران دانست.
بومیان گیلان زمین، کت پشمین خشن بافتی به نام “چوخا” یا “چوخه” دارند، شلوار آنها معمولی و پشمی است که لیفه ای یا میان ساق است و کلاه نمدی و چوموش مکمل لباس آنهاست.
پیراهن مردان بیشتر به رنگ قرمز تند یا کمی روشن تر و بدون یقه است. آستین پیراهن راسته و بدون مچ و پیراهن دارای چاک در قسمت راست سینه است. معمولاً اندازه پیراهن  بلند نیست. پارچه شلوار مردان گیلک غالباً توسط زنان بافته می شود.
یک شال نیز برای پیچیدن روی کمر استفاده می شود که از پارچه دست بافت و با نقوش هندسی و رنگین است. این شال بیشتر در جشن ها و عروسی ها به کار می رود.  کلاه مردان نمدی و از پارچه زمخت بافت پشمی است.
گالشان (دامداران کوهستانی) کلاهی پوستی دارند و علاوه بر آن از شولا یعنی بالاپوش نمدی و نیمه بلند استفاده می کنند.

زبان و گویش :
گیلکی: این زبان از زبان های ایرانی است که مردم گیلان و دیلمستان بدان سخن می گویند. گیلکی به چند شاخه تقسیم می شود و در جهات شرق و جنوب نیز با یکدیگر اندکی اختلاف دارند.

تالشی: این زبان از زبان های ایرانی است که هم چنان در بخش هایی از ایران، زنده است. گویش ماسالی زبان تالش با گویش مناطق کوهستانی آن در شفت اندکی تفاوت دارد.

دیلمی: از زبان های مهم دیگر این استان، زبان دیلمی است که با زبان گیلکی تفاوت های اساسی دارد.