نیما یوشیج
نیما در سال ۱۲۷۶ هجری شمسی در دهکده ای به نام یوش ، واقع در مازنداران چشم به جهان گشود. خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده فرا گرفت ولی دلخوشی چندانی از آخوند ده نداشت چون او را شکنجه می داد و در کوچه باغها دنبال نیما می کرد. پس از آن به تهران رفت و در مدرسه عالی سن لویی مشغول تحصیل شد در مدرسه از بچه ها کناره گیری می کرد و به گفته خود نیما با یکی از دوستانش مدام از مدرسه فرار می کرد و پس از مدتی با تشویق یکی از معلمهایش به نام نظام وفا به شعر گفتن مشغول گشت و در همان زمان با زبان فرانسه آشنایی یافت و به شعر گفتن به سبک خراسانی مشغول گشت.
در سال ۱۳۰۰ منظومه قصه رنگ پریده را سرود که در روزنامه میرزاده عشقی به چاپ رساند.
از معروف ترین شعرهای نیما می توان به شعرهای افسانه، آی آدمها، ناقوس، مرغ آمین اشاره کرد. نیما در ۱۳ دی ۱۳۲۸ چشم از جهان فروبست.

دکتر پرویز ناتل خانلرى شاعر، ادیب و مترجم
دکتر پرویز ناتل خانلرى فرزند میرزا ابوالحسن خان در اسفند ماه سال ۱۲۹۲ خورشیدی در شهرستان نور مازندران به دنیا آمد. دوره متوسطه را در تهران (دارالفنون) به پایان برد و تحصیلات عالیه را در دانشسراى عالى و دانشکده ادبیات دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و موفق به اخذ مدرک لیسانس شد. سپس به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و به تدریس ادبیات فارسى در دبیرستان هاى رشت و تهران پرداخت. در طى این دوران، دکتراى خود را در رشته زبان و ادبیات فارسى گرفت خانلری در سال ۱۳۴۴ خورشیدی بنیاد فرهنگ را تأسیس کرد که در مدت فعالیت این بنیاد بیش از سیصد عنوان کتاب چاپ و نشر شد.
دکتر خانلرى یکى از شاعران توانا و نویسنده اى بزرگ به شمار مى رود. در عین حال وی یکى از پیشگامان دستور زبان فارسی بود. دستور زبانى که وى نوشته است از معتبرترین دستورهایى است که در زبان فارسى نگاشته شده و در زمان خود تحولى بزرگ ایجاد کرد. از کارهای ارزنده دیگر وی جمع آوری اصطلاحات علمی بود، یک کتاب علمى شامل ۱۴ هزار لغت، دو کتاب اصطلاحات پزشکى و چند کتاب دیگر حاصل این تلاش پرثمر وی بودند.
از آثار دکتر خانلرى میتوان از ترجمه دختر سروان از آثار پوشکین، مست اثر گی دو موپاسان، سفید و سیاه اثر ولت، طوفان اثر ویلیام شکسپیر، تحقیق بنیادى در عروض و قافیه و چگونگى اوزان غزل، غزلهاى خواجه حافظ شیرازی، وزن شعر فارسی، ماه در مرداب، مجموعه شعر، ترانه هاى منتخب رباعیات شاعران مشهور، تاریخ زبان فارسى در ۵ جلد، دستور زبان فارسی، دیوان سمک عیار، روانشناسى و تطبیق آن با اصول پرورش، تاریخ ایران پیش از اسلام، تاریخ ایران بعد از اسلام، حدود سیصد مقاله در مجله سخن نام برد.
دکتر پرویز ناتل خانلرى این شخصیت ممتاز ادبى ایران که خدمات او به فرهنگ، ادب و زبان فارسى انکارناپذیر است. در شهریور سال ۱۳۶۹ خورشیدی چشم از جهان فرو بست.

سلمان هراتی ( شاعر )
در سال ۱۳۳۸ در روستای فرودشت از توابع خرم آباد تنکابن  بدنیا آمد .وی تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش  به اتمام رسانید و برای گذراندن دوره متوسطه در خرم آباد تنکابن، در رشته ادبی به ادامه تحصیل پرداخت. وی کار جدی شعر را از سال ۱۳۵۸ درحوزه اندیشه هنر اسلامی شروع نمود. آنچه بسیار قابل تامل و تعمق است نگرش این شاعر واتکا به پشتوانه های مذهبی در شعر است. بدین صورت که نه تنها در یک شعرش، بلکه در اکثر اشعارش به مسائل و روایات اسلامی و مذهبی چشم داشته و به ویژه به امام قائم (عج ) نیز توجه فراوانی داشت. وی در سال ۱۳۶۵ دار فانی را وداع گفت.

استاد اسماعیل بن میرزا شریف بن ملا ابراهیم بار فروش
یکی از استادان مهم ارکان شعر و ادب مازندران بود. وی در توانایی بیان و قدرت طبع و ابداع معانی بسیار ماهر و استاد بود. آثار وی عبارتند از: دیوان قصاید و مثنوی ها، کتاب باقیات الصالحات در مدح ائمه اطهار و رساله تهذیب الاخلاق. تاریخ فوت استاد در سال ۱۳۰۳ هجری قمری اتفاق افتاد و حدود ۵۷ سالگی در بابل در گذشت.

 

حضرت آیت الله جوادی آملی

پس از پایان دروس دوره ابتدایى در سال ۱۳۲۵ شوق آموختن معارف اسلامى و علوم الهى وى را به حوزه علمیه آمل کشاند. در این حوزه، ادبیات، شرح‌لمعه، قوانین، شرایع، امالى شیخ صدوق و … را از محضر استادانى چون آیه‌ الله فرسیو، آیه‌الله غروى، شیخ عزیز‌الله طبرسى، آقا ضیاء آملى، شیخ احمد اعتمادى، حاج شیخ ابوالقاسم رجایى، شیخ شعبان نورى و پدرش میرزا ابوالحسن جوادى آموخت.
در سال ۱۳۲۹ به تهران رفت و با راهنمایى آیه‌ الله حاج شیخ محمّد‌تقى آملى، تحصیلات خود را در مدرسه مروى تهران ادامه داد. در آنجا رسائل و مکاسب را از محضر استادان شیخ اسماعیل جاپلقى، حاج سیّد عباس فشارکى و شیخ محمّد‌رضا محقّق فرا گرفت و از درس هیئت، طبیعیّات اشارات، بخش‌هایى از اسفار و شرح منظومه آیه ‌الله شعرانى بهره برد. همچنین در درس تفسیر قرآن، بخشى از شرح‌منظومه، بخش‌هاى الهیات و عرفان اشارات و مبحث نفس اسفار آیه‌ الله الهى قمشه‌اى شرکت کرد و شرح‌فصوص‌الحکم را از محضر آیه‌ا لله فاضل تونى و درس خارج فقه و اصول را از محضر آیه ‌الله محمّدتقی آملىآموخت.
در سال ۱۳۳۴ با تشویق آیه‌ الله محمّد‌تقى آملى، براى تکمیل تحصیلات به حوزه علمیه قم هجرت کرد. در آنجا مدتى از درس خارج فقه آیه ‌الله ‌العظمى بروجردى استفاده کرد و بیش از دوازده سال در درس خارج فقه آیه‌ الله محقّق داماد و حدود هفت سال در درس خارج اصول حضرت امام‌خمینى «ره» حضور یافت. وى همچنین حدود پنج‌سال در درس خارج آیه‌ الله میرزا هاشم آملى شرکت کرد. امّا به دلیل علاقه وافر به علوم عقلى و قرآنى، از همان ابتداى ورود به قم رابطه علمى خود را با فیلسوف و مفسّر بزرگ قرن، علامه طباطبایى آغاز کرد که این ارتباط تا آخرین لحظات عمر پُربرکت آن بزرگوار ادامه یافت. برخى از دروسى که از محضر ایشان آموخت، عبارت است از: بخش‌هاى نفس و معاد اسفار، درس خارج اسفار، الهیّات و برهان شفا، تمهید‌القواعد، علم حدیث، تفسیر قرآن کریم، شرح اشعار حافظ، تطبیق فلسفه شرق و غرب  وبررسی فلسفه های مادی.
پس از اتمام تحصیلات، فعالیت‌هاى ایشان بر تدریس و نشر معارف الهى متمرکز گردید و در سطوح و دوره‌هاى مختلف، شرح‌اشارات، شرح‌تجرید، شرح‌منظومه، شواهد‌الربوبیّه، التحصیل، شفا، دوره کامل اسفار، تمهید‌القواعد، شرح‌فصوص‌الحکم، مصباح‌الأنس، درس خارج فقه، تفسیر موضوعى قرآن، تفسیر ترتیبى قرآن را تدریس نمود. اکنون نیز درس‌هاى تفسیر قرآن، خارج فقه و خارج اسفار ایشان ادامه دارد.

حضرت آیت الله شیخ جلال الدین علامه حائری

مادر مکرمه وی، مرحومه سیده زهرا دختر آیت الله حاج سید ابراهیم طبا طبایی مجتهد اصفهانی (ره) پسر عموی استاد المجتهدین آیت الله العظمی سید محمد فشارکی (ره) می باشند که از طرف مادر از سادات حسنی هستند. او که از خانواده علم و تقوی و زنی عابده و فاضله بود، در تربیت فرزند خود سعی فراوان نمود. کوشش مادر و استعداد شگرف کودک، باعث شد که در ۷ سالگی قرآن مجید را ختم کرده و بسیاری از سوره ها را نیز حفظ کند.
در کودکی به همراه پدر در مجالس درس بزرگانی چون حاج میرزا حسین میرزا خلیل تهرانی (ره) و میرزا حبیب الله رشتی (ره) حاضر می شد تا انفاس قدسیه علما در روحش اثر کند و معارف دین با جانش عجین گردد.  آن عالم بزرگ، پس از طی تحصیلات مقدماتی، سطوح عالیه را نزد پدر ارجمندش و عمو و جد بزرگوارش و سایر فقها فرا گرفت. آنگاه به راهنمایی جد گرانقدرش و عمویش شیخ محمد حسن برهانی که بعد ها در دادگستری ایران به مستشاری دیوان کشوررسیده و سپس شغل وکالت داد گستری را برگزیده بود، راهی نجف اشرف گردید و این در حالی بود که پدرش آیت الله شیخ علی علامه (ره) مدتها قبل راهی بابل و در آنجا ساکن گشته بودند
شیخ جلال الدین، پس از ورود به نجف اشرف ، از حوزه درس فقها و مراجع بزرگی چون آیت الله سید محمد فیروزآبادی (ره)، آخوند ملا محمد علی خوانساری (ره) و آیت الله شریعت اصفهانی  (ره) بهره های فراوان برد و به کمالات علمی و عملی و معارف عالی نائل گشته واز سر چشمه های زلال فقاهت، خود را سیراب ساخت. معظم له پس از عمری پر برکت و سرشار از صداقت و خلوص و خدمت، سرانجام در چهارم آذر ماه ۱۳۵۷ ه.ش. دار فانی را وداع گفته و پس از تجلیل و احترام شایسته از سوی مومنین و دوستداران علم و فقاهت، در آستانه امام زاده قاسم بابل مدفون گردیدند.

حضرت آیت الله العظمی شیخ محمد حسن معروف به شیخ کبی

تحصیلات مقدماتی چون ادبیات و منطق و غیره را درحضور اساتید بزرگوارقزوین فرا گرفت. آنگاه برای کسب فقه و اصول، در محضر فقها ی عالیقدر شیخ محمد صالح برغانی حائری ( م۱۲۷۱) و برادر گرانقدرش شهید برغانی (۱۲۶۳) حاضر شد و سطوح عالی فقه و اصول را فرا گرفت و همچون فلسفه و عرفان الهی را در محضر پدر والامقامش آموخت. پس از کسب استفاده از بزرگان قزوین وجهت نیل به مقامات عالی علمی، راه عتبات عالیات را در پیش گرفت و وارد شهر مقدس کربلاشد. معظم له در مدت اقامت در عراق در حوزه های علمی کربلا و نجف اشرف در محفل علمی شخصیتهای ارزشمند و بزرگ شیعه حضرات آیات عظام مولی محمد تقی هروی اصفهانی ( ره )  (متوفی ۱۲۹۹ه.ق )، شیخ محمد حسن صاحب جواهر (ره)، فاضل اردکانی  (ره)، سید محمد باقر حجه الاسلام شفتی( ره )، شیخ حسن برغانی حائری و علمای دیگر شرکت جست و در رشته های مختلف علوم اسلامی چون فقه، اصول، رجال، کلام و تفسیر بهره های مختلف برد و به مقام رفیع اجتهاد دستیافت. پس از رسیدن به مقام رفیع اجتهاد، جهت اقامه وظایف دینی و خدمت به مومنین، راهی قزوین شد و پس از مدتی کوتاه، دست به هجرتی دیگر زده و عازم شهر بابل گردید و پس از ورود به بابل از سوی مردم شریف آن سامان مورد استقبال شایانی قرار گرفت.
سر انجام آن زعیم عالیقدر و مجتهد فرهیخته، پس از عمری با برکت و سرشار از معنویت و خدمت که بیش از یک قرن بوده است، در ماه شوّال سال ۱۳۴۵ قمری دار فانی را وداع گفته و به دیار معبود شتافت. پیکر مطهرش با حضور دستجات مختلف عزاداری و سینه زنی  و با حضور علمای اعلام و حتی اقلیتهای مذهبی منطقه، با شکوه خاصّی تشییع و در مسجد محدثین بابل در کنار مقبره عالم بر جسته مولی محمد نصیرمعروف به ملا نصی (ره) مدفون گردید.

حضرت آیت الله العظمی شیخ محمد صالح علامه حائری ماز

محمد صالح بعد از پشت سر نهادن دوران طفولیت ادبیات عرب را از محضر برادران فاضل و ادیب، مولی علی معروف به «سیبویه » و مولی عباس معروف به «اخفش» فرا گرفت.وی که از نوابغ ادب و هنر می باشد از دوران کودکی طبع شعری حساسی داشته است . بطوریکه در همان ایام تحصیل ادبیات، الفیه ابن مالک را تخمیس نموده اند و به محضر اساتید فن عرضه داشتند.
پس از تکمیل ادبیات سطوح عالیه چون شرح لمعه رسائل و مکاسب ریاض، اسفار، منظومه سبزواری و شرح مطالع را نیز به کمک پدر ارجمند و برادر فاضلش آیت الله شیخ علی علامه حائری (ره) و دیگر اساتید بزرگ کربلا فرا گرفتند  آن بزرگوار بخاطر علاقه فراوان به علوم عقلی، رشته حکمت و علوم ومعقول را نیز از محضر مرحوم ملا اسماعیل بروجردی فرا گرفت تا آنکه خود حکیمی صاحب نظر گشته و چنانچه در تألیف خواهد آمد آثار ذیقیمتی را در علوم عقلی از خود به یادگار نهاد. تلاش علمی و ذوق سرشار شیخ محمد صالح توجه همه صاحب نظران را بخود جلب کرده بود. معروف است که آن جناب در ۱۶سالگی به مقام رفیع اجتهاد نائل آمد و آوازه اش درهمه مجامع علمی پیچید. به هر حال آن بزرگوار پس از ۱۲سال  اقامت در نجف اشرف و کسب اجازات روایتی، بعلت ابتلاء به درد شدید چشم، کرسی تحقیق و تدریس نجف را رها کرده و در سال ۱۳۲۴ قمری عازم ایران گردید. پس از ورود به تهران، مدتی به خود پرداختند، آنگاه راهی وطن اجدادی خود یعنی شهرستان بابل گردیدند. معظم له پس از اقامت در بابل به امر اقامه جماعت و ترویج احکام شریعت و تهذیب نفوس مستعده می پرداختند.
معظم له در بابل ضمن آقامه شعائر دینی با تکیه برکرسی تدریس از جمله در مدرسه صدر به تربیت و پرورش شاگردان زیادی همت گماشت و فضلای زیادی را از چشمه جوشان علم ومعرفت خود سیراب ساخت که اکثر علمای بابل در آن سالها از محضر ایشان تلمذ نموده و جزء شاگردان ایشان می باشند .  سرانجام پس از عمری خدمت و تلاش و زندگی پربار و پر مشقّت، چراغ عمر این فقیه فرزانه و افتخار عالم اسلام خاموش گردید و وی در تاریخ ۲۱ دیماه ۱۳۵۰ش. برابر با ۱۳۹۱ ق. ودر سن ۹۳ سالگی دار فانی را وداع گفته و به ملکوت اعلی پیوست.

فقیه وارسته آیت الله العظمـى حـاج میـرزا هـاشـم آملی
آیت اله العظمـى حـاج میـرزا هاشـم آملى در سال ۱۳۲۲ ه. ق، در روستای پردمه لاریجان از توابع شهرستان آمل در استان مازندران دیده به جهان گشـود، تحصیلات مقـدماتـى را در آمل از جناب ثقه الاسلام آقا شیخ احمـد آملـی و حجت الاسلام آقا سیـد تـاج فـرا گـرفت. در آستـانه سـال ۱۳۳۵ ه. ق، که سیزده بهار از عمـر شریف ایشان گذشته بـود به تشویق و ترغیب یکى از بستگان، زادگاه خـود را به عزم تحصیل در تهران ترک گفت. در اقامت ده ساله خـود در ایـن مرکز علمـى، پـس از فراگیرى شرح لمعه و قـوانیـن، تـوانست سطـوح عالى را ازاستاید برجسته وقت فـرا گیـرد. در فلسفه و اشارات و اسفار و الهیات در حـوزه درس، مرحوم میرزا یـدالله نظر پاک و در دروس دیگـر از محضـر مـرحـوم میرزا محمد رضا فقیه لاریجانى و سید محمـد تنکابنـى و حجت الاسلام آقا شیخ حسیـن آملى و حاج شیخ علـى لـواسانـى  و میرزا عبـدالله غروى بهره هاى وافر برد عزیمت به قم در سال ۱۳۴۵ ه. ق براى تکمیل معلـومات رهسپار حـوزه علیمه قـم شد.
ایشان در هفتـم اسفنـد ماه سال ۱۳۷۱ ه ش برابر با چهارم رمضان ۱۴۱۳ ه ق، دیده از جهان فرو بست.

استاد حبیب الله بدیعی
استاد حبیب الله بدیعی موسیقیدان برجسته ایرانی، آهنگساز و ویلونیست، فرزند على محمد، به تاریخ ۴ فروردین ۱۳۱۲در سرزمین اسپهبدان، استان هنرپرور مازندران در شهر سوادکوه در خانواده ای هنر دوست به دنیا آمد. پدر وی از خرده مالکان منطقه بوده و دوتار می نواخت. دوساله بود که خانواده اش به ساری نقل مکان کرد. کشش و علاقه وی به موسیقی از دوران خردسالی همگان را شگفت زده کرده بود. بدیعى دو سال اول ابتدایى را در سارى گذراند، و پس از آن به تهران رفته و در مدرسه پانزده بهمن تحصیلات خود را پى گیرى کرد. پس از پایان تحصیلات متوسطه، در رشته زمین شناسی دانشگاه تهران ادامه تحصیل داده و موفق به اخذ لیسانس میگردد. از سال ۱۳۲۶ نزد دکتر لطف الله مفخم پایان ( به مدت سه سال ) و استاد صبا (به مدت دو سال) آموزش و یلون می بیند و یک سال هم نزد چینگوزیان از ارامنه قفقاز به آموزش موسیقی کلاسیک می  پردازد.  حبیب الله بدیعى در نواختن دستگاه ها و گوشه هاى آواز، قدرت و توانایى قابل ملاحظه اى داشته و در آهنگسازى ونوازندگى داراى سبک خاصى بود. که هر یک از آثار وی از شیوایى و لطافت کم نظیرى برخوردار است.  بدیعی از سال ۱۳۲۹به عنوان تکنواز با بر نامه موسیقى ارتش همکارى کرد. و سال بعد بود که که رسماً وارد ارکستر ابراهیم منصورى شد.
سال ۱۳۴۳ به عضویت شورای موسیقی رادیو انتخاب شد، از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۱ ریاست اداره موسیقی رادیو را به عهده داشت. سال ۱۴۵۸ به عضویت شورای واحد موسیقی درآمد که به غیر از او مرتضى حنانه، على تجویدى و حسینعلى ملاح هم در آن عضو بودند. بدیعی رهبری ارکسترهای ۲, ۴ و ۶ و ارکستر باربد و نکیسا را هم به عهده داشت. بدیعی در سال ۱۳۷۱ بر اثر بیماری قلبی درگذشت و در جوار امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.

امامعلی حبیبی:
برنده اولین مدال طلای المپیک ورزش ایران
امامعلی حبیبی در سال ۱۳۱۰ خورشیدی در روستای درزی کلا، از توابع شهرستان بابل در مازندران زاده شد. از دوران نوجوانی به کشتی گیری( که تقریبا در تمام روستاهای گیلان و مازندران سنتی ماندگار از دوران کهن می باشد) علاقه داشته و همیشه آماده پیکار بود، در جوانی ضمن کار در شهرداری قائم شهر(شاهی) اوقات فراغت را با پشتکار به تمرین کشتی می پرداخت. بعداً به تهران آمده و زیر نظر مربی نامدار کشتی ایران حبیب الله بلورچی به طور جدی به تمریناتش ادامه داد. جسارت و سرعت عمل در میدان از ویژگیهای کشتی حبیبی بود.
تا سال ۱۹۵۶ ایران هرگز در هیچ رشته ای برنده مدال طلای المپیک نشده بود،حبیبی با کسب مدال طلا در المپیک ۱۹۵۶ ملبورن این طلسم را شکست، و از آن پس همه (مردم و مطبوعات) وی را ببر مازندران می نامیدند. در المپیک ملبورن دومین طلای ایران نیز نصیب جهان پهلوان تختی گردید. در مسابقات جهانی سالهای ۱۹۵۹ و ۱۹۶۲ نیز حبیبی موفق به کسب مدال طلا گردید. در مسابقات جهانی ۱۹۶۱ در یوکوهامای ژاپن بود که ایران برای اولین بار به مقام قهرمانی جهان در رشته کشتی آزاد دست یافت. پس از کسب اولین طلای المپیک برای ایران در ملبورن، شاهکار دیگر حبیبی در مسابقات جهانی سال ۱۹۵۹ بوقوع پیوست.

اسماعیل مهجوری ( مورخ)
مرحوم اسماعیل مهجوری فرزند مرحوم شیخ هدایت ا… ساروی در سال ۱۲۷۳ هجری شمسی در یک خانواده روحانی شهر ساری متولد شد. تحصیلاتش را در مدرسه ملی ساری فرا گرفت و سپس به مدرسه سلیمان خان رفت و به تحصیل ادبیات فارسی و مقدمات عربی پرداخت.
اثر ارزنده ایشان تألیف تاریخ مازندران می باشد که در این کتاب تاریخ مازندران را از دورترین زمان تا عصر حاضر مورد بررسی قرار داد و با دقت و کنجکاوی موفق به انجام این مهم گردید. کتاب دیگر ایشان گویش های مازندران نام دارد که در سال ۱۳۵۳ هجری _ شمسی به کوشش فرزندش چاپ گردید.

حسین اسلامی ( نویسنده و محقق و مورخ)
اسلامی در سال ۱۳۲۶ در ساری متولد شد. از آثار چاپ شده وی: تاریخ دو هزار ساله ساری، جغرافیای تاریخی ساری، دانشوران ساری، همکاری در تالیف دائره المعارف بزرگ مازندران، تاریخ مازندران، تاریخ معاصر ساری، ساری در دو انقلاب( انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی) . او در حال حاضر از پیش کسوتان عرصه علم و فرهنگ و احیا کننده تاریخ مازندران است. که برای احیای فرهنگ و زبان و تاریخ مازندران کوشش و تلاش فراوان می کند.

دکتر ذبیح ا… صفا (‌نویسنده)
در ۱۶ اردیبهشت ۱۲۹۰ شمسی در شهمیرزاد( مکانی واقع در میان مازندران و سمنان) دیده به جهان گشود. پدرش سید علی اصغر صفا در بابل به حرفه بازرگانی اشتغال داشت. دکتر صفا دوره ابتدایی را در بابل و بقیه تحصیلاتش را در تهران به پایان رساند. وی در اردیبهشت سال ۱۳۷۸ در اروپا درگذشت.
از معروف ترین آثار ایشان: گاه شماری و جشن های ملی ایرانیان، نثر فارسی از آغاز تا عهد نظام الملک طوسی و تاریخ ادبیات در ایران و در قلمرو زبان فارسی و همچنین گنج سخن را می توان نام برد.

محمد تقی دانش پژوه ( نویسنده)
محمد تقی در سال ۱۲۹۰ شمسی در شهر آمل متولد شد. تحصیلاتش را در آمل ، تهران و قم به انجام رساند. از آثارش  ترجمه النکت الاعتقادیه، ترجمه مصادقه الاخوان، رساله امامت خواجه طوسی، جامع التواریخ رشیدی،  معتقد الامامیه، بحرالفوائد.

ابوجعفر محمدجریر طبرى
ابوجعفر محمدجریر طبرى مولف تاریخ ۱۶ جلدى «اخبارالرسل و الملوک» در فوریه ۹۲۳ میلادى (۳۰۱ خورشیدى) از این دنیا رفت. اثر مهم او به «تاریخ طبرى» معروف است. محمدجریر از مردم طبرستان (تپورستان – مازندران) بود که علاوه بر تاریخ بسیار مفصل خود، چند تالیف و تفسیر دیگر هم دارد.

سید ظهیرالدین مرعشی
سید ظهیر الدین مرعشی به سال ۸۱۵ ه ق در آمل بدنیا آمد. اواز دانشمندان عصرخویش محسوب شده و کتابی نیز در انساب سادات مرعشیه تالیف کرده است.
هم چنین دو اثر عمده به نام های تاریخ طبرستان و رویان و مازندران و تاریخ گیلان و دیلمیان دارد این مورخ برجسته سرانجام به سال ۸۹۲ ه. ق دارفانی را وداع گفت.