نام آذربایجان که امروزه بر این سرزمین داده شده است، دارای یک پیش زمینه غنی و با اصالت می باشد. مورد توافق اکثر پژوهشگران معتبر جهان است که این نام برگرفته از نام یک فرماندار (ساتراپ، خشثرپات) مادی تبار به دوران شاهنشاهی ایران هخامنشی است. نام این فرماندار را مورخان یونانی به صورت “آترپاتس” گزارش داده‌اند. سلسله حکومت های ماد زروانگرا (انشعابی از آیین زرتشتی)، هخامنشیان و ساسانیان و نیز وجود آتشکده‌ بزرگ آذرگشنسپ، همگی دلالت بر این مساله می‌کنند که منطقه‌ آذرپادگان یک سرزمین مقدس آریایی-زرتشتی بوده است. وجود منطقه مسکونی و کهن “تپه‌ حسن‌لو” با پیشینه ۳۲۰۰ پ.م، و یا یافتن خانه‌هایی از عصر نوسنگی (هزاره ۶ تا ۴ پ.م)، همگی مصداق وجود انسان بکرنشین و شهری‌گرا (متمدن) در این منطقه است. اگر بخواهیم به شکل و خصلت واقعی این سرزمین برخورد کنیم، (چنانکه پس از کیانیان این مورد بحث گردد)، عظمت واقعی خطه‌ی آذربایجان با حکومت “مادها” آغاز می‌شود. اسناد ثبت شده توسط هرودوت حاکی از آن است که منطقه‌ آذرپادگان در حد فاصل فرمانروایی “فرورتیش” (سده هفتم پیش از میلاد) تا زمامداری “آشتاهاک” (سده ششم پیش از میلاد) زیر پادشاهی و نیز اسکان مردمان ماد قرار داشت. سپس حکومت پارسیان هخامنشی و در پی آن پارتیان و ساسانیان بر سر کار می‌آیند که در تمامی آن‌ها این سرزمین جایگاه نشیمن مردمان ایرانی تبار است. تا اینجا مشاهده شد که به جز گروه های ماد، پارت و پارس و همچنین اورارتویی، کیمری و سکایی، گروه دیگری در منطقه مورد بحث حضور نداشته است. اما به دنبال فروپاشی شاهنشاهی با شکوه ساسانی به‌دست اعراب، پس از هزار و دویست سال دروازه‌های قفقاز و نیز مناطق خاوری و شمال خاوری ایران به‌دست تیره‌های زردپوست باز شد. تیره‌هایی که مدت‌ها مغلوب دو ارتش ایرانیان پارتی و ساسانی شده بودند، (نظیر شکست ارتش چین از مرزبانان اشکانی و شکست های پیاپی هون‌ها و هپتال‌ها از ارتش ساسانی) به‌راحتی توانستند از این منطقه وارد سرزمین های فلات ایران و به دنبال آن آسیای باختری شوند. در حد فاصل سده های ۹ تا ۱۱ میلادی، گروه‌های “هون”، “خزر”، “بلغار”، “سابیر” و “ترک” توانستند از دروازه‌های آسیای میانه و قفقاز وارد ایران گردند. هر چند که در آثار مورخینی چون طبری، اشاراتی مبنی بر یورش ترکان در سده های چهارم و پنجم میلادی به منطقه آذرپادگان وجود دارد، ولی در برابر، اسناد دیگری نیز موجود است که همگی دال بر مقاومت و قلع و قمع مهاجمین شمال توسط سواره نظام ساسانی می‌باشند. چنان که می‌دانیم “ابن ندیم” در کتاب الفهرست خود، تبار مردمان آذرپادگان را مادی دانسته و “استرابو” و دیگر مورخان نظیر “مقدسی”، “مسعودی”، “یعقوبی”، “تبری” و “خوارزمی” زبان مردمان مذکور را تا آن زمان پارسی و پهلوی (و بنابراین نه ترکی) ثبت کرده اند.