همه نوشته‌های admin

نهار خوران

ناهارخوران گرگان

ناهارخوران، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان گرگان در استان گلستان ایران. ناهارخوران نقطه‌ای جنگلی در جنوب شهر گرگان است که در فاصله ۸ کیلومتری از مرکز شهر قرار دارد.

از روایتهای قدیمی نیز چنین برمی‌آید که حجاج گرگانی که برای زیارت خانه کعبه به مکه عزیمت می‌کردند و یا برای زیارت بارگاه امام رضا به مشهد مشرف می‌شدند در راه بازگشت کاروان از کوههای جنوب گرگان به منطقه زیارت می‌رسیده و در آنجا پس از جندین ماه دوری، اطرافیان آنان به استقبالشان می‌رفته‌اند و در منطقه فعلی ناهارخوران جهت صرف ناهار توقف می‌کرده‌اند که امروزه به ناهارخوران مشهور شده‌است.

این منطقه از هوای نسبتاَ مطبوع و ملایم تری در مقایسه با شهر و مناطق شمالی این منطقه برخوردار است. به مرور زمان و با افزایش جمعیت و وسعت شهر گرگان از حدود ۲۰ سال قبل فاصله بین مرکز شهر و ناهارخوران به خیابانی عمومی و نسبتاَ شلوغ و پر رفت و آمد تبدیل شده و اکنون یکی از خیابانهای طولانی و اصلی گرگان است. این خیابان که به جاده ناهارخوران مشهور است، مسیری برای پیاده‌روی و نیز، تفریح مردم است. جوانان و به ویژه گرگانی (و گاه از دیگر شهرهای اطراف) در نیمه راه این جاده در نزدیکی محلی به نام باباطاهر، جنگل مصنوعی و ورودی جنگل النگ دره، مراسم و آدابی دارند. معمولاً شبهای پنجشنبه و جمعه مردم شهر به این نقطه آمده و از هوای تازه و ملایم آن استفاده می‌کنند. در غروب روزهای تابستان و ساعات اولیه شب گاهی تعداد مردم در محدوده‌ای به وسعت دو سه کیلومتر مربع به بیش از ۳۰ هزار نفر می‌رسد. در زمستان‌ها نیز بسیاری از مردم برای روزهای برفی و در فصل پاییز برای رنگهای زیبای درختان انجیلی که بصورت قرمز و زرد و گل بهی اند به این منطقه روانه می‌شوند چند قهوه‌خانه و رستوران و مهمانسرا و چهار هتل (هتل شهرداری، هتل جهان‌گردی، هتل راه و ماه، هتل رستوران باباطاهر) نیز در محوطه ناهارخوران وجود دارد که پذیرای مهمانی‌ها و گردشگران می‌باشند.

در هتل جهانگردی ناهارخوران همچنین کلبه هایی ویژه اجاره دادن به گردشگران وجود دارد و همه ساله شمار زیادی از مسافران محور تهران-مشهد و جنوب سری هم به این مکان می‌زنند. هرچند در مقایسه با تعداد مردمی که از این ناحیه بازدید و در آن گردش می‌کنند امکانات رفاهی و تفریحی بسیار کمی وجود دارد.

مسیر جاده ناهارخوران به سمت جنوب پس از حدود ۷ کیلومتر به روستای زیبای زیارت می‌رسد با دو آبشار بلند و دیدنی و چشمه آب گرم که از ییلاق‌های معروف شمال و نقاط دیدنی منطقه‌است و به لحاظ حیاتهای تو در تو و رنگ دیوارخانه‌ها و قدمت آن جزو ۲۰ روستای برتر گردشگری ایران است. در حال حاضر مورد تعرض آپارتمان سازها واقع شده و ارزش و جاذبه گردشگری خود را از دست می‌دهد.

روستای زیارت گرگان

زیارَت یکی از روستاهای بخش مرکزی شهرستان گرگان در استان گلستان ایران است.

زیارت در ادامه جاده ناهارخوران به سوی کوهستان‌های جنوب شهر گرگان حدود ۱۰ کیلومتر جلوتر از ناهارخوران قرار دارد.

این روستا دارای فرهنگ و معماری بسیارمتفاوت با روستا های دیگراستان گلستان می باشد . جالب است بدانید نام این روستا نه بخاطر وجود امام زاده درآن است . بلکه ازهزاران سال پیش این منطقه ازبزرگترین و معروفترین عبادت گاه ها وزیارتگاه های بوداییان به شمارمی آمده که برای زیارت از تمام آسیا به این منطقه می آمدند . آثارباقی مانده ازشهرسوخته که قدمت آن به هزاران سال پیش می رسد و همچنین روایتهای تاریخی حاکی ازاین مدعاست.

زیارت به علت برخورداری از هوای نسبتاَ خشک و خنک بازدیدکنندگان بسیار زیادی دارد.

از اماکن دیدنی این روستا می‌توان به آبشارهای زیبا، چشمه آبگرم، امامزاده و همچنین بافت قدیمی روستا نام برد. از نکات جالب در مورد این روستا، میانگین عمر بالای مردم آن است که علت آن نیز زندگی طبیعی و استفاده از مواد غذایی جنگلی است.

برج گنبدکاووس

بلند ترین برج آجری جهان

برج گنبد کاووس یا میل گنبد، واقع در شهر گنبد کاووس دراستان گلستان ایران، بلندترین برج آجری دنیاست که در قرن چهارم هجری /یازدهم میلادی بنا شده است. این بنا، طبق کتیبه کوفی آجری گرداگرد آن، درسال ۳۹۷ هجری قمری برابر با ۳۷۵ هجری شمسی در زمان سلطنت شمس المعالیقابوس بن وشمگیر از پادشاهان آل زیار ساخته شده است.

 

شهر گنبد کاووس کنونیدر حوالی شهر جرجان کهن قرار دارد که پایتخت پادشاهان آل زیار بوده است.این برج از زیباترین و باشکوه ترین بناهای اوایل دوره اسلامی است که علیرغم استفاده بسیار کم از عناصر تزیینی در آن، دارای ساختاری متناسب،موزون، مستحکم و زیباست که نوعی احساس شکوه و زیبایی را به بیننده القا میکند.
این بنای باشکوه بر روی تپه ای ساخته شده است که نزدیک ۱۵متر از زمین اطراف آن بلندی دارد و ساختمان آن از سه بخش پی، بدنه و گنبدتشکیل شده که روی هم رفته ۵۵ متر ارتفاع دارند. بدین ترتیب، با احتسابارتفاع تپه، این برج حدود ۷۰ متر از سطح زمین های اطراف مرتفع تر است کهاین موضوع به شکوه و جلال آن افزوده است.
بدنه برج بر روی پایه ای مدور قرار گرفته که تنها نزدیک به۲ متر آن بیرون از سطح زمین قرار دارد و حجم وسیعی از آن در دل تپه فرورفته است. بدنه برج از خارج دارای ۱۰ پره مثلثی شکل است (همانند ستاره دهپر) که به فواصل مساوی از یکدیگر قرار دارند و از پای بست بنا شروع و تازیر گنبد ادامه دارند. بدنه بنا سراسر از آجرهای پخته قرمز رنگ ساخته شدهکه در نهایت پختگی و استحکام هستند و به علت تابش آفتاب در طول قرن ها بهرنگ زرد طلایی زیبایی درآمده که خود بر زیبایی بنا افزوده است.
گنبد مخروطی بنا به ارتفاع ۱۸ متر بدون هیچ واسطه ای برروی بدنه برج قرار گرفته و دارای شیب تند و سطح صاف و صیقلی بوده و برخلاف اکثر برج ها و گنبدهای آرامگاهی، تک پوش است که این موارد باعث ماندگاری آن شده است.
شاید کمتر کسی از مردم ایران می دانند که این برج در یک نظرسنجی بین المللی از سوی شماری از معماران مشهور جهان، به عنوان بهترین اثر مهندسی تاریخ بشر انتخاب شده است. دلایل این انتخاب جالب است: این برجکه بیش از ۵۰ متر ارتفاع دارد، بیش از هزار سال پیش ساخته شده و در اینمدت ۲ بار زلزله های شدیدتر از ۶ ریشتر را از سر گذرانده، اما همچن انسالم، استوار و پابرجا ایستاده است. برج گنبد فقط از آجر ساخته شده و درآن هیچ خبری از بتون آرمه و اسکلت فلزی و فولاد و … نیست. در حالیکه نه فرسوده شده و نه زلزله توانسته حتی یک ترک به آن بیندازد. محاسبات مهندس سازنده برج آن قدر دقیق بوده است که برج حتی در شدیدترین زلزله هم پس ازلرزه ها و تکان های معمول دوباره دقیقاً سر جای خود بر می گردد. همچنین دقت در برآورد مقاومت مصالح آن نیز حتی افزونتر از محاسباتی است که هم اکنون پیچیده ترین دستگاه های محاسبه انجام می دهند.
در رابطه با کاربرد و انگیزه ایجاد این بنا، با اینکه تاریخ نویسان و محققان میراث فرهنگی غالباً این ساختمان را آرامگاه امیرقابوس می دانند، بعضی از تاریخ نگاران نجوم ایران از روی قرائنی پنداشته اند که این بنا به عنوان رصدخانه ساخته شده است. زیرا در کاوش های این بنااز باقیمانده جسد اثری یافت نشده است.
در کتاب «ذخیره خوارزمشاهی» نوشته سید اسماعیل جرجانی درباره منجمی به نام کوشیار گیلانی سخن رفته که در خدمت امیر قابوس بوده است. در کتاب «فرهنگ ادبیات فارسی دری» راجع به کوشیار گیلانی نوشته شدهاست که رصدخانه ای بنا کرده که به نام وی مشهور بوده است، که البته مکان آن مشخص نگردیده است. بدین ترتیب برخی این احتمال را مطرح کرده اند که برج قابوس همان رصدخانه ای است که به دستور قابوس و بر اساس نقشه و طرح کوشیارگیلانی ساخته شده است.
به عقیده برخی از پژوهشگران نیز، بنای مزبور چه رصدخانه باشد و یا برای مقبره ساخته شده باشد، با توجه به سبک معماری آن که مانندآن در ایران وجود ندارد و همچنان پره های مثلثی آجری که در بدنه آن به کاررفته است، القا کننده مفهوم و معنای اساطیری و رمزی است و نمونه ای است ازیک الگوی کلی در معماری که آن را «ستون کیهان» می نامند و رمزی از محورعالم است. به نوشته «میرچا الیاده»، رمز محور کیهان که زمین را به آسمانمی پیوندد، تقریباً در همه مکان های قدسی به صور مختلف یافت می شود: برجهای هرمی شکل ناقوس دار، ستون های کلیساها، مناره های مساجد، و معابد وابنیه دینی برج مانند و چند طبقه به شکل هرم که حول محوری مرکزی بنا شده وطبقات مختلفشان به سوی آسمان قد می کشند.

پروفسور آرتور پوپ در مورد این بنا چنین نوشته‌است:

در زیر سمت شرق کوه‌های البرز و در برابر صحراهای پهناور آسیا یکی ازبزرگ‌ ترین شاهکارهای معماری ایران با تمام شکوه و عظمت خود قد برافراشته‌ است. این بنا گنبد قابوس بقعه آرامگاه قابوس بن وشمگیر می‌ باشد وبرج آرامگاه از هرگونه آرایش مبراست. جنگنده‌ ای با نیروی ایمان در نبرد رودرروی، پادشاهی شاعر در نبرد با ابدیت، آیا آرامگاهی چنین عظیم و مقتدروجود دارد.

این گنبد که با آجرهای مخصوص دنباله دار کفشکی ساخته شده‌است دوپوسته‌ است. گنبد درونی مانند گنبدهای خاکی به شکل نیم تخم مرغی و از آجرمعمولی است و پوسته بیرونی با آجر دنباله دار، و ارتفاع این گنبد مخروطی۱۸ متر است در بدنه شرقی روزنه‌ ای تعبیه شده که ارتفاع آن یک متر و نود سانتیمتر است عرض روزنه در قسمت بالا ۷۳ و در وسط ۷۵ و در پایین ۸۰ است.در ضلع جنوبی آن یک ورودی می‌باشد که ۵/۱ متر عرض و ۵۵/۵ متر ارتفاع دارد.در درون طاق هلالی سر در آن، مقرنسی است که به نظر می‌ رسد در مراحل نخستین پیشرفت این نوع تزئینات معماری و گچ بری است. شاید این مقرنس ساده و درعین حال زیبا از اولین نمونه‌های مقرنس سازی در بناهای اسلامی می‌باشد که بتدریج تکمیل شده‌ است دکتر ویلسن آمریکایی نماینده دانشگاه پنسیلوانی نیزدر بازدید و تحقیقاتی که از این بنا داشته راجع به این مقرنسها چنین نوشته‌است:  بالای در، داخل هلال مدخل گلویی مقرنسی است که در مراحل اولیه ترقی می‌ باشد و این یکی از نمونه‌های تزئینی است از اصول یک معماری که بعد اهمیت پیدا کرده‌است  در ردیف کتیبه کوفی بصورت کمر بند وار بدنه را آرایش کرده‌است که یک ردیف آن در ۸ متری پای آنو دیگری بالا در زیر گنبد مخروطی قرار دارند نوع نوشته کوفی کتیبه‌ها ساده و آجری است حروف آن آرایش ندارند. بر جسته و خوانا می‌باشد و حاشیه دورآنها قاب مستطیلی شکلی است از آجر .
متن کتیبه‌های سازه چنین است:
بسم الله الرحمن الرحیم

* هذ القصر العالی
* الامیر شمس المعالی
* الامیر ابن الامیر
* قابوس ابن وشمگیر
* امر به نبائه فی حیاتی
* سنه سبع و خمسین و ثلثماته قمریه
* و سنه خمس و سبعین و ثلثماته

برگردان:
به نام خداوند بخشنده مهربان

* این است کاخ باشکوه
* امیر شمس معالی
* امیر پسر امیر
* قابوس فرزند وُشمگیر
* فرمان داد به ساخت آن در زندگی خویش
* سال سیصد و نود و هفت قمری
* و سال سیصد و هفتاد و پنج (خورشیدی)

جزیره آشوراده بندر ترکمن

آشوراده دهی در مرکز شبه جزیره میان‌کاله در شهرستان بندر ترکمن، استان گلستان است. آشوراده تنها جزیرهٔ ایرانی دریای خزر است.

جزیره آشوراده درمنتهی الیه شرقی شبه جزیره میانکاله درجنوب شرقی دریای خزر با وسعتی در حدود ۱۲۰۰ هکتار واقع شده است که شمال این جزیره را دریای خزر و جنوب آنرا خلیج گرگان احاطه نموده و شرق آن به واسطه تنگه باریکی که خلیج گرگان را به دریای خزر مرتبط میسازد از خشکی جدا ساخته و غرب آن بوسیله کانالی از شبه جزیره میانکاله جدا گردیده است. آب و هوای این جزیره مشابه آب و هوای شمال کشور است دارای زمستانی معتدل و تابستانهایی گرم معتدل با رطوبت بالا میباشد، حداقل درجه حرارت در زمستان ۷ درجه سانتیگراد و درتابستان ۳۷درجه سانتیگراد و متوسط دمای سالیانه ۱۶ درجه سانتیگراد میباشد.

محدوده «آشوراده» در اثر بالا آمدن سطح آب دریاچه خزر توسط کانال طبیعی «خزینی» به صورت جزیره آشوراده از شبه جزیره میانکاله جدا شده‌است. به این ترتیب، جزیره آشوراده از شمال به دریاچه خزر، از شرق به تنگه‌ای باریک موسوم به «تنگه چپق‌اوغلی» و از غرب به کانال طبیعی خزینی و ادامه شبه جزیره میانکاله و از جنوب به خلیج گرگان منتهی می‌شود. سیر تاریخی جزیره آشوراده مبین این واقعیت است که این جزیره در مقاطعی از گذشته مرکز مبادلات تجاری و فعالیتهای مختلف اقتصادی بوده است در سال ۱۲۱۵ هجری شمسی برابر با ۱۸۳۶ میلادی جزیره به اشغال روسها درآمد و محل رقابت استعماری روسیه تزاری و بریتانیا بوده و از این جهت موقعیت حساسی داشته است . در زمان ناصرالدین شاه ، میرزا تقی خان امیرکبیر درصدد پس گرفتن آشوراده برآمد و سرانجام پس از سقوط تزاریسم بموجب عهدنامه مودت بین ایران و روسیه منعقده مورخ ۲۶ فوریه ۱۹۲۱ در مسکو چنین مقررگردید؛ بواسطه عدم تمایل دولت شوروی نسبت به استفاده از ثمره غاصبانه دولت تزاری از جزیره آشوراده و همچنین خرید فیروز آباد با اراضی آن مطابق قرارداد ۲۸ می ۱۸۹۲ از طرف ایران به روسیه انتقال داده شده بود به ایران مسترد گردید. این جزیره به لحاظ تاریخی از اهمیت بسیاری برخوردار است و در برهه های زمانی مختلف نقش مهمی را در تاریخ ایران و منطقه بازی کرده است.هم اکنون این جزیره به عنوان یک جاذبه گردشگری مهم در شمال ایران مورد استفاده قرار می گیرد. برخی از تاریخ نویسان معتقدند این جزیره همان جزیره آب سکون است که محل مرگ سلطان محمد خوارزمشاه می باشد.

آشور آده یا آشور آداسی یک واژه ترکی است که به معنای جزیره آشور می باشد. این جزیره تا پایان جنگ جهانی دوم در دست روسها بوده است. روسها در این جزیره چندین بیمارستان، ساختمان مسکونی، قلعه و یک کلیسای چوبی ساختند که اکنون از کلیسای چوبی اثری در دست نیست اما یک قلعه مثلثی که در شمال این جزیره پابرجا مانده است به عنوان یادگار اشغال روسها به ثبت میراث فرهنگی رسیده است تا قبل از وقوع سیل در اوایل دهه ۱۳۷۰ شمسی در این جزیره بالغ بر یک هزار نفر زندگی می کردند اما با وقوع سیل ساکنان این جزیره به یک شهرک در شهر بندرترکمن کوچ کردند و اکنون تنها کارمندان شیلات و برخی فروشندگان در این جزیره زندگی می کنند.

هم‌ اینک این جزیره دو بنای تاریخی در خود دارد. قلعه روس‌ها که در زمان رضاشاه بنای آن تجدید گردیده و به پاسگاه تبدیل شده و خانه وزیر مختار روس، قلعه تخریب گردیده و خانه نیز در حال تخریب است. پوشش گیاهی جزیره، بوته‌های تمشک، نوعی خار خودرو و درختان انار ترش است و حیواناتی همچون شغال، روباه، خرگوش، ماهی، قرقاول، کبک و پرندگان دریایی در جزیره یافت می‌شوند.

كاخ چهل ستون

کاخ چهل ستون اصفهان

باغ چهل ستون که بالغ بر ۰۰۰‚۶۷ مترمربع مساحت دارد، ‌ در دورهٔ شاه عباس اول احداث شده است و در وسط این باغ، ‌ عمارت چهل ستون قرار گرفته است.
در زمان سلطنت شاه‌عباس دوم، در بناى فوق تغییرات کلى داده شده، و تالار آینه، تالار هجده ستون، دو اتاق بزرگ شمالى و جنوبیِ تالار آینه، ایوان‌هاى طرفین سرسراى پادشاهى و حوض بزرگ مقابل تالار با کلیهٔ تزئینات نقاشى، آینه‌‌کارى، کاشى‌کارى دیوارها و سقف‌ها به آن افزوده شده است. قسمت‌هاى جالب و دیدنى کاخ چهل ستون به شرح زیر است:

– سقف باشکوه نقاشى شدهٔ‌ تالار هجده ستون و سقف آینه‌‌کارى تالار آینه و مدخل آینه‌کارى تالار جلوس شاه‌عباس دوم.

– ستون‌هاى عظیم تالارهاى هجده ستون و تالار آینه.
– شیرهاى سنگى چهار گوشهٔ حوض مرکزى تالار و ازاره‌هاى مرمرى منقش اطراف که معرف صنعت حجارى دورهٔ صفویه است.
– تزئینات عالى طلاکارى سرسراى پادشاهى و اتاق‌هاى طرفین تالار آینه و تابلوهاى بزرگ نقاشى تالار پادشاهى که تصویر شاهان صفوى را نشان مى‌دهد.
– تصویرى از شاه‌عباس اول با تاج مخصوص و مینیاتورهاى دیگرى در اتاق گنجینه که در مرمت سال‌هاى ۱۳۳۴ و ۱۳۳۵ خورشیدى از زیر گچ خارج شده است.
– آثار پراکنده‌اى از دوران صفویه مانند سردر «مسجد قطبیه» و سردرهاى «زاویه در کوشک» و آثارى از «مسجد درب جوباره» یا «پیر پینه‌دوز» و «مسجد آقاسی» که بر دیوارهاى ضلع غربى و جنوبى باغ نصب شده است.
کاخ چهل ستون به موجب اشعارى که در جبههٔ تالار از زیر گچ خارج شده به «مبارک‌ترین بناهاى دنیا» تشبیه شده و به حساب حروف ابجد، در سال ۱۰۷۵ هجرى قمرى و در پنجمین سال سلطنت شاه عباس دوم بنا شده است.
شیرها و مجسمه‌هاى سنگى اطراف حوض و داخل باغچه‌ها، تنها آثارى است که از دو قصر باشکوه دیگر دورهٔ صفوی؛ یعنى آینه‌خانه و عمارت سرپوشیده باقى مانده و بعدها به این محل منتقل شده است.
اگرچه انعکاس ستون‌هاى بیست‌گانهٔ تالارهاى چهل ستون در حوض مقابل عمارت، مفهوم چهل‌ ستون را القا مى‌کنند؛ ولى در حقیقت واژهٔ‌ چهل در نام این عمارت، نشانهٔ‌ کثرت است و وجه تسمیهٔ عمارت مزبور به علت تعدد ستون‌هاى آن است.

گالری عکس کاخ چهل ستون  (عکاس امیر حسین جمالی)

منار جنبان اصفهان

منارجنبان اصفهان

در سر راه اصفهان به نجف آباد قریه ای است که آن را کارلادان می گویند. امروز این روستا جزئی از شهر اصفهان به شمار می رود. در این قریه بنائی وجود دارد که مزار یکی از صلحا و زهّاد مشهور قرن هشتم هجری به نام عمو عبدالله کارلادانی است.

تاریخی که بر فراز سنگ عمو عبدالله نوشته شده و سال ۷۱۶ هجری را نشان می دهد مبین این نکته است که این عارف بزرگ در زمان سلطان (محمد خدابنده) ایلخان مسلمان می زیسته است ایوان منارجنبان یکی از آثار تک ایوانی دوران ایلخانی است اما برخی از محققین عقیده دارند که مناره ها بعداً به ایوان مزبور افزوده شده است.

نکته ای که باعث شهرت منارجنبان شده و هر مسافری را برای بازدید از آن ترغیب می کند این است که حرکت دادن یک مناره نه تنها مناره دیگر را به حرکت در می آورد بلکه تمامی ساختمان مرتعش می شود.

بسیاری از معماران و مهندسان درباره جنبش مناره ها به اظهار نظر فنی و مهندسی پرداخته اند اما برخی نیز می گویند هیچ دلیل منطقی برای تحرک مناره ها ارائه نشده است. جهانگردانی که به نقاط مختلف دنیا سفر کرده اند در مشاهدات خود مناره هائی را معرفی کرده اند که در نقاط دیگر جهان همین خصوصیت را داشته اند.

اما قدر مسلم اینکه منارجنبان اصفهان وجه تمایزی با سایر مناره های متحرک دارد و آن این است که گذشته از حرکت مناره ها سایر قسمت های بنا نیز حرکت می کند. ارتفاع ایوان مقبره عمو عبدالله اط سطح زمین بقعه ۱۰ متر و ارتفاع هریک از دو مناره ۷/۵ متر است.

در این ایوان مزار عمو عبدالله قرار دارد و راه صعود به بام و مناره ها نیز به وسیله درگاه کوچکی است که با پلکانی مارپیچ به بام مربوط می شود.

ميدان نقش جهان

میدان نقش جهان اصفهان

با انتخاب اصفهان به پایتختی و گسترش شهر به طرف جنوب، میدان عظیم نقش جهان با طول تقریبی ۵۰۷ و عرض ۱۵۸ متر در شرق گردشگاه چهارباغ به عنوان یکی از ویژگی های عصر صفوی مطرح گردید. در طراحی شهری این میدان به عنوان عضو اصلی گسترش شهر مورد توجه قرار می گیرد و تا مدتها بعد از بزرگترین و زیباترین میدان های جهان نامیده می شود.

میدان نقش جهان به جای میدان کوچکی که از دوران تیموریان باقی مانده بود احداث گردید. به هنگامی که دو مسجد امام و شیخ لطف الله و سردر بازار قیصریه ساخته شد این ۳ بنا با طاقهای متحدالشکل به هم مربوط شدند و با پایان یافتن میدان و خاتمه تزئینات، کف آن شن ریزی و مسطح شد. از این زمان بود که میدان برای انجام مسابقات و بازی های معمول آن عصر مانند چوگان و قاپوق اندازی مورد استفاده قرار می گرفت و سان و رژه سربازان و سپاهیان نیز در همین محل انجام می شد. دو ستون سنگی که در جلو مسجد امام واقع شده و قرینه آنها نیز روبروی بازار قیصریه هستند بیانگر انجام بازی چوگان و سایر ورزش ها در میدان می باشند.

« در گرداگرد کناره میدان نهری به عرض ۳ متر و عمق ۲ متر جریان داشت. در طول نهر ردیفی از درختان چنار بر رهگذران سایه می افکند. میدان روزها اغلب پوشیده از چادر دستفروشان بود و در طول روز افرادی از ملیت های مختلف نظیر انگلیسی، هلندی، پرتغالی، عرب، ترک، یهودی، ارمنی، روسی و هندی به این محل می آمدند ».

شبها نیز میدان به محل تردد بازیگران، شعبده بازان، خیمه شب بازان، بند بازان و قصه گویان تبدیل می شد.به غیر از بناهای تاریخی چهارگانه که در چهار سمت میدان قرار گرفته اند و به جز خیابان هائی که از میدان می گذرند دور تا دور میدان را غرفه های دو اشکوبه احاطه کرده اند.این غرفه ها در آن روزگار به داد و ستد و تجارت اختصاص داشتند. همچنان که امروز همین کاربری حفظ شده و انواع صنایع دستی و منسوجات کار اصفهان در آنها به مسافران و گردشگران عرضه می شود.چهار طرف میدان، چهار بازار قرار گرفته که به وسیله مغازه های داخل میدان به میدان مربوط می شوند. این بازارها در روزگار صفویه هر یک به شغلی اختصاص داشت.

بیشتر سیاحان و جهانگردانی که از اصفهان مطلب نوشته اند بر شکوه و عظمت میدان نقش جهان تأکید کرده و از حضور سفرا و نمایندگان خارجی و سایر اتباع کشورهای دیگر در این میدان خاطراتی را ذکر کرده اند.به نوشته برخی از این سفر نامه ها، بسیاری از مذاکرات تاریحی که بین دولتمردان ایران و فرستادگان خارجی انجام می شد در همین میدان صورت می گرفت.امروز نیز میدان نقش جهان اصفهان که پس از پیروزی انقلاب به نام میدان امام نامیده شده یکی از گردشگاههای اصفهان است که سیاحان و جهانگردان خارجی و مسافران ایرانی با شوق از آن بازدید می کنند.

مقدمات احداث موزه بزرگ اسلامی در طبقه فوقانی میدان انجام شده و به زودی میدان بزرگ و با عظمت نقش جهان محلی برای نمایش و ارائه آثار اسلامی خواهد بود.

آنچه درباره میدان نقش جهان می توان گفت اینکه این اثر نفیس و با شکوه که در دنیا از شهرتی چشمگیر و بی نظیر برخوردار است با مجموعه عناصر و عملکردهائی که در نقش های سیاسی، مذهبی، اقتصادی، توریستی، و تفریحی داشته پیوسته در آسمان هنر و زیبائی ایران و جهان می درخشد. بطوری که با جرأت می توان ادعا کرد که این میدان همراه با فضاهای تکمیلی و عناصر مربوط به آن یعنی عمارت عالی قاپو، مسجد شیخ لطف الله، مسجد امام، توحید خانه، سردر قیصریه و راسته بازارها به تنهائی با تمام زیبائی ها و جاذبه های جهانگردی ایران برابری می کند.

مسجد امام اصفهان

این مسجد که در ضلع جنوبی میدان امام قرار دارد در سال ۱۰۲۰ هجری به فرمان شاه عباس اول در بیست و چهارمین سال سلطنت وی شروع شده و تزئینات و الحاقات آن در دوره جانشینان او به اتمام رسیده است.

این مسجد که در ضلع جنوبی میدان امام قرار دارد در سال ۱۰۲۰ هجری به فرمان شاه عباس اول در بیست و چهارمین سال سلطنت وی شروع شده و تزئینات و الحاقات آن در دوره جانشینان او به اتمام رسیده است. معمار مهندس آن استاد علی اکبر اصفهانی و ناظر ساختمان محب علی بیک الله بوده اند. این مسجد شاهکارهای جاویدان از معماری، کاشی کاری و نجّاری در قرن یازدهم هجری است.از نکات جالب توجه این مسجد، انعکاس صوت در مرکز گنبد بزرگ جنوبی آن است . ارتفاع گنبد مسجد ۵۲ متر و ارتفاع مناره های داخل آن ۴۸ متر وارتفاع مناره های سردر آن در میدان نقش جهان ۴۲ متر است . قطعات بزرگ سنگ های مرمر یکپارچه وسنگاب های نفیس ، از دیدنیهای جالب این مسجد است . کتیبه سر در مسجد به خط ثلث غلیرضای عباسی و مورخ به سال ۱۰۲۵ حاکی از آن است که شاه عباس این مسجد را از مال خالص خود بنا کرده و ثواب آن را به روح جدا اعظم خود شاه طهماسب اهدا نموده است.

در ذیل این کتیبه به خط ثلث محمد رضا امامی، کتیبه دیگری نصب شده که به موجب آن مقام معماری و مهندسی معمار مسجد شاه استاد علی اکبر اصفهان و ناظر ساختمان محب علی بیکالله تجلیل شده است. مسجد شاه یکی از شاهکارهای معماری و کاشیکاری و حجاری ایران در قرن یازدهم هجری است و آخرین سال تاریخی که در مسجد دیده می شود سال ۱۰۷۷ هجری یعنی آخرین سال سلطنت شاه عباس دوم و ۱۰۷۸ هجری یعنی اولین سال سلطنت شاه سلیمان است و معلوم می دارد که اتمام تزیینات مسجد در دوره جانشینان شاه عباس کبیر یعنی شاه صفی و شاه عباس دوم و شاه سلیمان صورت گرفته است. کتیبه های مسجد شاهکار خطاطان معروف عهد صفویه مانند علیرضا عباسی و عبدالباقی تبریزی و محمد رضا امامی است. تزیینات عمده این مسجد از کاشیهای خشت هفت رنگ است. در مدرسه جنوب غربی مسجد قطعه سنگ ساده ای به شکل شاخص در محل معینی تعبیه شده است که ظهر حقیقی اصفهان را در چهار فصل سال نشان می دهد و محاسبه آن را شیخ بهائی دانشمند فقیه و ریاضیدان معروف عهد شاه عباس انجام داده است. از نکات جالب در مسجد شاه انعکاس صورت در مرکز گنبد بزرگ جنوبی است ارتفاع گنبد عظیم مسجد شاه ۵۲ متر و ارتفاع مناره های داخل آن ۴۸ متر و ارتفاه مناره های سردر آن میدان نقش جهان ۴۲ متر است. قطعات بزرگ سنگهای مرمری یکپارچه و سنگابهای نفیس از دیدنیهای جالب مسجد شاه است.

این مسجد که ساختمان آن در سال ۱۰۲۰ هجری قمری آغاز و در سال ۱۰۲۵ به پایان رسید و برای تزیین آماده شد، از مهمترین مساجد عصر صفویه و در ضلع جنوبی میدان نقش جهان واقع است. تزیینات این مسجد که از سال ۱۰۲۵، زمان سلطنت شاه عباس اول، آغاز شد تا زمان سلطنت دو تن از جانشینان او (صفی و عباس دوم) نیز ادامه یافت. معمار این بنا استاد علی اکبر اصفهانی است که نام او به عنوان مهندس و معمار در کتیبه سردرمسجد به خط ثلث آمده است.

کتیبه سر در با شکوه مسجد به خط علیرضا عباسی خوشنویس نامدار عصر صفویه است که تاریخ آن سال ۱۰۲۵ ذکر شده است.

اسپرهای طرفین در ورودی ۸ لوحه با نوشته هایی مشکی بر زمینه فیزوه ای دارند که در هر یک از این اسپرها ۴ لوحه کار گذاشته شده. در جلو خان سردر مسجد نیز کتیبه هایی با عبارات و اشعاری وجود دارد. تخت سنگ بزرگی نیز در ضلع غربی جلوخان هست که از نوشته های آن تنها بسم الله الرحمن الرحیم به جا ماند. کتیبه نمای خارجی سردر، خط ثلث سفید بر زمینه کاشی خشت وجود دارد.

اشعاری به خط نستعلیق در اصلی مسجد را که پوشش نقره و طلا دارد. زینت بخشیده است در این اشعار سال اتمام و نصب در ۱۰۳۸ تا ۱۰۵۲ ذکر شده است. اشعار فوق الذکر ۱۶ بیت است که هشت بیت آن بر یک لنگه و هشت بیت دیگر بر لنگه دیگر آن به طور برجسته نقش بسته است. این در، در ضلع جنوبی واقع است.

کتیبه های داخل مسجد را خوشنویسانی چون عبدالباقی تبریزی، محمد صالح اصفهانی محمد رضا امامی و محمد غنی نوشته اند که از آن جمله اند: کتیبه ایوان بزرگ مسجد و اطراف محوطه زیرگنبد به خط عبدالباقی تبریزی کتیبه بالای محراب مرمری به خط محمد صالح اصفهان، کتیبه های چهلستون شرقی گنبد جنوبی به خط محمد رضا امامی و کتیبه داخل ایوان شمالی مسجد به خط عبدالباقی تبریزی.

این مسجد عظیم دارای دو شبستان قرینه در اضلاع شرقی و غربی صحن است. یکی از این شبستانها (شبستان شرقی) بزرگتر اما ساده و بی تزیین است و دیگری (شبستان غربی) کوچکتر است اما تزییناتی با کاشیهای خشت هفت رنگ دارد و محراب آن نیز از زیباترین محرابهای مساجد اصفهان است.

در دو زاویه جنوب غربی و جنوب شرقی دو مدرسه به طور قرینه قرار دارد که مدرسه زاویه جنوب شرقی را که حجره هایی نیز برای سکونت طلاب دارد، مدرسه ناصری و مدرسه زاویه جنوب غربی را سلیمانیه می نامند.

ارتفاع ایوان بزرگ جنوبی مسجد ۳۳ متر است و دو مناره در طرفین آن قرار گرفته اند که ارتفاع هر یک از آنها ۴۸ متر است. این دو مناره با کاشی تزیین شده اند و نامهای محمد و علی به طور تکرارای به خط بنایی بر بدنه آنها نقش بسته است.

گنبد بزرگ مسجد تزئینات جالبی از کاشیکاری دارد و نیز داری کتیبه ای به خط ثلث سفید بر زمینه کاشی خشت لاجوردی است.

گالری عکس توسط امیر حسین جمالی

سی و سه پل اصفهان

 

این پل که در نوع خود شاهکارى بى‏نظیر از آثار دوره سلطنت شاه‏ عباس اول است، به هزینه و نظارت سردار معروف او الله ‏وردى‏خان بنا شده. این پل در حدود ۳۰۰ متر طول و ۱۴ متر عرض دارد و طویل‏ ترین پل زاینده ‏رود است که در سال ۱۰۰۵ هجرى ساخته شده است. در دوره‌ صفویه‌،مراسم‌ جشن‌ آبریزان‌ یا آبپاشان‌ ارامنه‌ در کنار این‌ پل‌ صورت‌ می‌گرفت‌. ارامنه‌ جلفا، مراسم‌ «خاج‌ شویان‌» را نیزدر محدوده‌ همین‌ پل‌ برگزار می‌کرده‌اند. پل‌ مزبور یکی‌ از شاهکارهای‌ معماری‌ و پل‌ سازی‌ ایران‌ و جهان‌ محسوب‌ می‌شود.

 

و به روایتی دیگر:

 

این پل در سال (۱۰۱۱ ه.ق) باهتمام اللهوردیخان سپهسالار شاه عباس و بنا به فرموده شاه مزبور شروع به ساختمان گردید و به طورى که در عالم آراى عباسى نوشته شده داراى چهل چشمه (دهانه) بوده که از هر چشمه آب خارج مى‏گردیده، پلى بسیار عریض و طویل و مرتفع، شالوده آن با سنگ و آهک ریخته شده و با آجر و گچ بالا رفته و دو طرف پل غرفات و غلام گردشهاى بلند فوقانى ساخته و چشمه ‏هاى زیرینش زیاد با عرض و مرتفع و طول آن ۳۵۰ قدم و عرضش بیست قدم و شش معبر باین شرح داشته است:

 

۱- راه وسط که مخصوص عبور سواره و گردونه‏ها بوده است. ۲ و ۳ دو طرف پل که از میان گالالریها ى زیبا مى‏گذشت و به پیاده‏رو تخصیص داشت. ۴ و ۵ پشت بامهاى گالارى از دو طر ف که دور آن نرده داشته و موقع طغیان رود تفرجگاه باشکوهى بوده است، سرانجام گالاریهاى پل به وسیله پله‏هاى ظریف بزیر پل متصل مى‏شد و از زیر پل هم موقع کم آبى عبور مى‏کردند. ۶ از زیر پل بود.

 

مساحت این پل را سیاحان انگلیسى چهارصد و نود یارد تعیین کرده‏اند. هفت دهانه این پل گرفته شده و اکنون ۳۳ دهانه دارد و از این رو به پل ۳۳ چشمه شهرت دارد.

 

این پل را بنامهاى: پل شاه عباسى – پل اللهوردیخان – پل جلفا – پل چهل چشمه – پل سى و سه چشمه خوانده‏اند و وجه تسمیه هر یک چنین است: ۱- پل شاه عباسى از آن جهت گویند که شاه عباس اول دستور بناى آن را داده است و چون بمباشرت و اهتمام اللهوردیخان ساخته شده به پل اللهوردیخان معروف گردیده و از لحاظ اینکه معبر مردم به جلفا بوده آن را پل جلف هم گفته‏اند و چون در ابتداء چهل چشمه داشته پل چهل چشمه و اینک سى و سه چشمه دارد به پل سى و سه چشمه اشتهار دارد.

 

این پل براى اتصال خیابان چهار باغ کهنه عباسى به خیابان چهارباغ بالا و باغ هزار جریب و عباس آباد ساخته شده است. این پل در جشن آبریزگان و آب پاشان محل اجتماع شاه و بزرگان و شعراء و رجال و سایر مردم بوده است.

 

شرحى را که سرپرسى سایکس انگلیسى راجع به این پل نوشته از نظر اینکه بسیار دقیق و وضع پل را در آخر قرن سیزدهم و اوائل قرن چهاردهم هجرى مجسم مى‏نماید عیناً در اینجا نقل مى‏گردد:

 

خیابان با شکوه چهارباغ از یک طرف به پل اللهوردیخان کشیده مى‏شود، که با این که حالیه روى بویرانى نهاده معذا از پل هاى درجه اول عالم به شمار مى‏آید، اینجا از یک شاهراه سنگ فرش شده وارد مدخل عمومى پل مى‏شوند شکل فوق العاده و شگفت آور این پل که ۳۸۸ یارد طول آنست مقابل یک جاده سنگ فرش شده‏اى به عرض ۳۰ پا بدین قرار ایت که در آن سه معبر در سه سطح مختلف تعبیه شده که یکى از آنها راه معمولى روى پل است که در دو طرف آن طاق نماهاى سرپوشیده ساخته‏اند. طاقنماها از طرفى برودخانه و از طرفى به همین جاده مشرف مى‏باشند، در بالا و پائین این طاقنماها که با تابلوى نقاشى شده تزیین یافته بود هر کدام یک پیاده روهائى است که با پله کانها باین راه اصلى وصل مى‏شود و در کنار سطح رودخانه معبر دیگرى است که به طول رودخانه امتداد مى‏یابد. تنها انتقاد مخالفى که براى ساختمان این پل مى‏شود کرد و آن از تصویر هم نمایان است آنکه، پل مزبور در مقابل جریان ضعیف و باریک زنده رود در بیشتر فصول سال بیش از، انداغزه جنبه ظرافت دارد.

 

در تاریخچه ابنیه تاریخى اصفهان درباره این پل تاریخى چنین نوشته است:

 

در انتهاى جنوبى خیابان چهارباغ پل اللهوردیخان است که به نام بانى و سازنده آن خوانده مى‏شود و در همان موقعى که شاه عباس دستور کاشتن درختان چهارباغ را مى‏داده رفیق و سپهسالار شاه نیز در ساختمان این پل به وسیله آجر و سنگ تراش فعالیتى به خرج مى‏داد، وضعیت این پل با قدیمش تفاوت زیادى نکرده است. ایوانچه‏ها و غرفه‏هاى زیبا و متناسب طرفین پل که جاى نشستن اهالى و عبور و مرور است به همان حالت اولیه باقى مانده است. طول این پل ۲۹۵ متر و عرضش ۱۳/۷۵ متر مى‏باشد. نوشته‏اند که در ابتدا چهل چشمه داشته و به تدریج سى و سه چشمه شده در سنوات اخیر قسمت زیادى از بستر رودخانه را تصرف کرده و اشجارى غرس نموده بودند به طورى که چند چشمه پل از عبور آب محروم گشته ممکن بود بکلى متروک شود وى در سال ۱۳۳۰ که آقاى مصطفى خان مستوفى ریاست شهردارى اصفهان را داشت شهامت و شجاعت به خرج داد و اراضى مزبور را از تصرف غاصبین خارج و مجراى عبور آب چشمه‏ها را باز کرد و اقدام به ساختمان دیوارهاى سنگى در طرف شما رودخانه نموده که نوز آثارش پابرجا و عملیاتش زبانزد مردم این شهر است. در دوره صفویه ارامنه حق داشتند تا میدانى که اول پل احداث شده بود جمع شوند و مال‏التجاره و صنایع خویش را با صنعتگران اصفهانى تبدیل نمایند و حق نداشتند از این پل عبور کرده داخل شهر شوند در جل این پل مجسمه رضا شاه کبیر بر روى ستونى بارتفاع ۵ متر دیده مى‏شود که اسبى سوار و به طرف شما متوجه است اطراف این مجمسه فعلاً میدان ۲۴ اسفند و با میدان مجسمه نامیده مى‏شود.

 

در شمال شرقى پل یعنى اول خیابنى که به طرف شرق امتداد دارد ساختمان آجرى است که بیاد مقبره کمال الدین اسماعیل )قبرش در جهانباره است( ساخته شده و خیابان مزبور به نام آن بزرگوار نامیده مى‏شود که به طرف پل جوئى و خواجو امتداد دارد.

 

به طورى که ملاحظه شد گفتار تاریخچه ابنیه تارخى اصفهان وضع پل زاینده رود را در گذشته و حال تشریح کرده و اقتضاء داشت که براى استحضار سرگذشت پل ایام گوناگون درج گردد.

 

تاورنیه سیاح فرانسوى راجع باین پل در سفرنامه خود که نظم الدوله ابوتراب نورى آن را ترجمه کرده چنین نوشته است:

 

پلى که در وسط خیابان تقاطع مى‏کند موسوم به پل اللهوردیخان که بانى آن بوده است مى‏باشند و آن را پل جلفا هم مى‏گویند. این پل تمام از آجر و سنگ بنا شده و سطح آن بیک میزان است. دو طرف آن از وسطش پست‏تر نیست، ۳۵۰ قدم طول و بیست قدم عرض دارد و زیر آن چندین چشمه و طاق از سنگ ساخته شده که خلى پست و کم ارتفاع است، در دو کناره پل راهروى به عرض هشت نه پا و به طول تمام امتداد پل که چندین طاق با پایه‏هاى مرتفع به ارتفاع ۲۵ یا ۳۰ پا سقف آن را نگاهداشته‏اند دیده مى‏شود، اشخاصى که مى‏خواهند هوا خورى کنند وقتى که خیلى گرم نباشد از بالاى سقف راهروها عبور مى‏نمایند، اما معبر معمولى از زیر آن راهروها است که به منزله نرده و نگهبان است و روزه نهائى به طرف رودخانه دراد که هواى لطیف و خنک از آنه داخل راهرو مى‏شود. زمین راهرو از سطح پل خیلى بلندتر است و به توسط پله به راحتى بالاى آنها مى‏روند. فضاى وسط پل مخصوص عبور گارى و دواب است و تقریباً ۳۵ پا عرض دارد. یک معبر دیگر هم دارد که در تابستان و وقع کمى آب به واسطه خنکى خیلى مطبوع است و آن از میان خود رودخانه است در خط مخصوصى که تخته سنگها نزدیک هرم اتفاق افتاده مى‏توان از روى آنها رد شد بدون اینکه پاتر بشود. از تمام دهنه‏هاى زیر پل به واسطه درهائى که به هر چشمه گذراده‏اند مى‏توان عبور نمود از پلکانى که در قطر پایه پل ساخته شده از روى پل به زیر چشمه‏ها و طاقها پائین مى‏روند و همینطور پله هائى در دو طرف دارد که به بالاى مهتابى روى راهروها صعود مى‏نمایند و عرض راه پله‏ها بیش از ۲ تواز (۴ ذرع تقریباً( است، و در دو طرف نرده و محافظى کشیده‏اند که از پرت شده جلوگیرى مى‏نمایند.

 

بنابراین این شش معبر در روى این پل وجود دارد: یکى در وسط و چهار تا در دو طرف که عبارت است ازى زیر و بالاى هراهرورهاى پلکان تنگى که به زیر پل مى‏رود حقیقتاً این پل از روى صنعت و استادى بنا شده و مى‏توان گفت قشنگترین صنعت و شاهکار ابنیه ایران است، اما بسى دور است از اینکه به استحکام پل نف پاریس ساخته شده باشد.

 

سرپرسى سایکس انگلیسى در شرحى که راجع به پل زاینده رود نوشته بود گفته بود که این پل با اینکه روى به ویرانى نهاده از پل هاى درجه اول عالم است و اما تاورنیه تعصب ملى نگذارده که در قضاوت خود انحراف نورزد، گرچه تاورنیه در کلیه موراد نظرش ساده نبود و اغلب خواسته است بناها و یدگر آثار ایران را کوچک و پست جلوه دهد و از دیگران هم استفاده کرده که در تجلیل اصفهان غلو کرده‏اند.

 

اینکه آراى مختلفى راجع به این پل نگاشته شد براى امکان استخراج نظر صحیح و صائب درباره آن بود و اینکه درستى و نادرستى نظرهائى چون نظر تاورنیه معلوم گردد. در هر حال اکنون این پل در اصفهان ممتاز و در درجه اول قرار دارد و چون از آثار باستانى به شمار مى‏رود زیر شماره ۱۱۰، به ثبت تاریخى رسیده است.

 

شاه عباس اول به طورى که مورخان و سیاحان خارجى نوشته‏اند در هر حال در جشن آبریزان شرکت مى‏کرد و اگر در اصفهان بود در کنار زاینده بود برابر پل سى و سه پل و اگر در مازندران بود در کنار دریاى خزر، و گاهى روى پل سى و سه چشمه برگزر مى‏کرد.

 

در کتاب زندگانى شاه عباس اول راجع به جشن نوروز که شاه در سال ۱۰۱۸ هجرى در روى پل سى و سه پل برگزار کرده چنین نوشته است.

 

جشن نوروز غالباً از سه تا هفت شبانه روز دوام مى‏یافت. گذشته از باغ نقش جهان پل اللهوردى خان را نیز آئین مى‏بستند و چراغان مى‏کردند. و گاه به فرمان شاه عباس بر سر پل مراسم گلریزان صورت مى‏گرفت، و گلهاى فراوان در راه شاه و همراهان او ریخته مى‏شد. از آن جمله در سال ۱۰۱۸ با آنکه جشن فروردین مصادف با ماه محرم بود، به فرمان شاه هفت شبانه روز جشن نوروزى گرفتند و بر سر پل گلریزان کردند و چون مردم اصفهان در چراغان و آئین بندى هنر نمائى بسیار کرده بودند، شاه مبلغ پانصد تومان از مالیات آن سال را به ایشان بخشید.

 

در تاریخ این جشن و گلریزان میر حیدر معمائى کاشى چنین سروده است:

 

گل گشت روى پل چو کند خسرو عجم          گل گشت روى پل پى تاریخ کن رقم

 

موضوعى که باقى ماند تاریخ بناى پل است که بامر شاه عباس کبیر انجام شده است. آنچه مسلم است در سال ۱۰۱۸ که جشن گلریزان در حضور شاه عباس انجام گردید پل مزبور ساخته بوده است ولى مورخان سال اتمام را متفاوت نشوته‏اند:

 

اسکندربیک در عالم آراء در وقایع سال (۱۰۱۱) چنین نوشته:

 

در انتهاى خیابان باغى بزرگ و وسیع، پست و بلند، نه طبقه جهت خاص پادشاهى طرح انداخته بباغ عباس آباد موسوم گردانیدند و پل عالى مشتمل بر چهل چشمه به طرز خاص، میان گشاده که در هنگام طغیان آب در کل، یک چشمه به نظر در مى‏آید، قرار دادند که بر زاینده رود بسته شده هر دو خیابان بیکدیگر اتصال یابد.

 

حاج میرزا حسن خان جابرى انصارى در تاریخ اصفهان و رى در وقایع اسل ۱۰۰۵ ه.ق( چنین نوشته:

 

شاه عباس اصفهان را پاى تخت دائمى خود نموده طرح عمارات عالیه انداغخ، سر درب درب قیصریه جنگ او است با ازبکان.

 

و در وقایع سال (۱۰۰۸ ه.ق) چنین نوشته:

 

شاه از هرات به اصفهان آمده و تکمیل طرح عمارات و باغات که هر یک از امراء باغى به نما خود ساخته در حواشى چهار باغ کهنه در چهار باغ بالا.

 

و نیز در وقایع سال (۱۰۰۸ ه.ق) مى ‏نویسد:

 

شاه عباس به اصفهان برگشت، اللهوردیخان را فرمود پل زاینده رود را با عمارات دیوانى بساخت.

 

در وقایع سال (۱۰۱۲) نوشته است:

 

بناى سر درب عالى عیصریه و کاشى کارى ممتاز آن …

 

میرزا علینقى کمره‏اى متخلص به نقى که از شعراى زمان بوده ماده تاریخى سروده که ابیات آن چنین است:

 

فلک قدر الله و یردى که قدر          ز عباس شاه اندر ایام یافت

 

بامداد بیگ ویردى دادگر          پلى کدر آغاز و انجام یافت

 

بسعى ملک سیرت آقا حسین          بخیر العمل حسن اتمام یافت

 

به دست زبر دست صعب امیر          چو بند امیر این بنا نام یافت

 

پى سال تاریخ این پل نیافت          کسى خوبتر از »پل اتمام یافت«

 

ظاهراً گفته عالم آرا اینستکه پل در سال (۱۰۱۱ ه.ق) ساخته شد و گفته‏هاى جابر انصارى قسمتى حاکى است که در سال مزبور ساخته شده و قسمتى مى‏رساند که دستور داده شده که بسازند و در قسمت نوشته که ساختن آن با سر در قیصریه مقارن بوده و حال آنکه ساختمان سر در قیصریه را از وقایع سال ۱۰۱۲ نوشته است. و هیچ اشاره بسند این گفته‏ها هم نشده است.

 

ماده تاریخ منسوب به نقى کمره‏اى هم حاکى است که ساختمان پل امیر در سال (۱۰۰۵ ه.ق) انجام یافته است ولى تاریخ شروع آن معلوم نیست و باید اذعان کرد که اگر منظور همان پل چهل چشمه و یا اللهوردیخان باشد محال است که در ظرف یکسال چینن پلى ساخته شده باشد و حدال باید در سال (۱۰۰۳ ه.ق) شروع شده باشد تا در (۱۰۰۵ ه.ق) به اتمام برسد.

 

آنچه به نظر مى‏رسد این است که براى ساختمان عباس آباد مسلم است که باید ابتداء پل واسطه ساخته شود و سپس شروع به ساختمان آن طرف پل شود. تاریخ ساختمان چهارباغ یعنى اتمام آن مطابق ماده تاریخى که سروده‏اند و عالم آراء نوشته است. هزار و پنج هجزرى است و ماده تاریخ چنین است:

 

عجب چارباغى است بهجت فزا          گرش ثانى خلد گویند شاید

 

چو تاریخ آن دل طلب کرد گفتم:          نهالش به کام دل شه بر آید

 

که با حساب حروف جمل با هزار و پنج مطابقت دارد و نیز تاریخ تکگائى که در خیابان چهارباغ طبق دسترو شاه عباس ساخته شده سال هزار و یازده است که در تذکره نصرآبادى به نقل از تاریخ جلال منجم به شاه عباس اول منسوب شده و آن ماده تاریخ چنین است:

 

کلبه‏اى را که من شدم بانى          مطلبم تکیه سگان على است

 

زین سبب فیض یافتم ز اله          که مرا مهر با على ازلى است

 

خانه دلگشا شدش تاریخ          چونکه از کلب آستان على است

 

و از طرفى اللهوردیخانه در سال (۱۰۰۴ ه.ق) از طرف شاه عباس اول به ایالت فارس منسوب گردید و در آنجا به اداره امور و تمشیت مى‏پرداخت تا اینکه حکومت کهکیلویه هم بر حزوه حکومتش افزوده گردید و از مجموع این تواریخ استنباط مى‏شود که شاه عباس پس از استقرار به سلطنت و پیش از اینکه مقر خود را صافهان قرار دهد در صدد بوده که اصفهان را به پایتختى انتخاب کند و از این رو دستور داده بود که طرحهائى براى آبادى اصفهان مهیا کردن آن براى پایتختى ریخته شود و شاید اعزام اللهوردیخان به فراس هم از این نظر بوده که اقدامات عمرانى اصفهان هم زیر نظر او قرار گیرد و عمدتاً باید عمران اصفان از بعد از تاریخ اعزام اللهوردیخان یعین بعد از سال (۱۰۰۴ هجرى) انجام یافته باشد و تقریباً هم همین طور است چه مطابق ماده تاریخى نقى کمره‏اى هم ساختمان پل اللهوردیخانه در سال (۱۰۰۵ ه.ق( اتمام یافته و عمران خیابان چهار باغ در (۱۰۰۵ ه.ق) و تکایا چهارباغ در (۱۰۱۱ ه.ق) و در سال (۱۰۲۵ ه.ق) تمام ساختمانهائى که از زمان شاه عباس شروع شده بوده سرانجام یافته بوده است.

 

و اما اینکه گفته شده در سال (۱۰۱۱ ه.ق)مأمور ساختمان پل شده با تاریخ اتمام پل که (۱۰۰۵ ه.ق) باشد مغایر است، مى ‏توان گفت اللهوردیخان ابتداء طبقه زیرین پل را براى امکان عبور و مرور ساخته بوده که در (۱۰۰۵ ه.ق) به اتمام رسیده بوده و بعد در (۱۰۱۱ ه.ق) مأمور شده که پل را به اتمام برساند یعنى طبقه بالا را نیز بسازد که در موقع طغیان رودخانه هم عبور و مرور از طبقه دوم مقدور باشد و شاید طغیان رودخانه زاینده رود موجب تکمیل پل بوده است و با این فرض دیگر مغایرتى در بین نخواهد بود.

 

نظر دیگرى هم امکان دارد و آن این است که بگوئیم پل موضوع ماده تاریخ نقى کمره‏اى در فارس بوده نه در اصفهان ولى چون در تاریخ چنین اشاره‏اى نشد ناچار باید پل موضوع ماده تاریخ نقى را همان پل سى و سه پل دانست


 

مسجد شیخ لطف‌الله اصفهان

این مسجد شاهکار دیگری از معماری و کاشی کاری قرن یازدهم هجری است به فرمان شاه عباس اول در مدت هیجده سال بنا شده و معمار و بنای مسجد استاد محمدرضا اصفهانی بوده است.تزئینات کاشی کاری آن در داخل از ازاره ها به بالا همه از کاشی های معرّق پوشیده شده است.

این مسجد شاهکار دیگری از معماری و کاشی کاری قرن یازدهم هجری است به فرمان شاه عباس اول در مدت هیجده سال بنا شده و معمار و بنای مسجد استاد محمدرضا اصفهانی بوده است.تزئینات کاشی کاری آن در داخل از ازاره ها به بالا همه از کاشی های معرّق پوشیده شده است.

باستان شناسان خارجی در مورد عظمت معماری این مسجد گفته اند: به سختی می توان این بنا را محصول دست بشر دانست. شیخ لطف الله ازعلمای بزرگ شیعه در لبنان امروزی بود که به دعوت شاه عباس اول در اصفهان اقامت گزید. این مسجد به منظور تجلیل از مقام او و برای تدریس و نمازگزاری وی احداث شد.

مسجد شیخ لطف الله یکی از زیباترین آثار تاریخی اصفهان که چشم هر تماشا کننده ای را خیره می کند و نسبت به هنرمندانی که در انجام آن دخیل بوده اند به اظهار تحسین و اعجاب وا می دارد مسجد شیخ لطف الله است که در ضلع شرقی میدان نقش جهان و مقابل عمارت عالی قاپو واقع شده و به واسطه کاشیکاریهای معرق داخل و خارج گنبد و کتیبه های بسیار زیبای خط ثلث که مقداری از آنها به خط علیرضای تبریزی عباسی است از زیبایی و ظرافت کمتر نظیر دارد. این مسجد که شاهکاری از معماری و کاشیکاری ایران در نیمه اول قرن یازدهم هجری است به فرمان شاه عباس اول ساختمان آن شروع شده و سر در زیبای آن در سال ۱۰۱۲ هجری به پایان رسیده است. سال اتمام بنای مسجد و تزیینات کاشیکاری آن و نام استاد سازنده آن در داخل محراب معرق نفیس مسجد به خط نستعلیق سفید بر زمینه کاشی لاجوردی به این ترتیب ذکر شده است.

عمل فقیر حقیر محتاج به رحمت خدا محمد رضا بن استاد حسین بنای اصفهانی ۱۰۲۸

درباره وجه تسمیه مسجد شیخ لطف الله باید گفت که شیخ لطف الله اصلاً که از مردم میش از قرای جبل عامل یعنی جبل لبنان حالیه بوده است و خاندان او همه از فقهای امامیه بوده اند چنانکه پدر وجد وجد اعلاو پسرش همه به این عنوان اشتهار داشته اند. به مناسبت سعی بی اندازه پادشاهان صفوی در ترویج احکام مذهب تشیع و تشویق و اکرام فقهای آن، شیخ لطف الله میسی عاملی نیز مانند جمع کثیر دیگری از علمای بحرین و جبل عامل در اوایل عمر از موطن خود به قصد ایران عازم شد و ابتدا در مشهد مقدس اقامت گزید و در آنجا پس از استقاضه از محضر علمای ارض اقدس از حمله ملا عبدالله شوشتری از جانب شاه عباس بزرگ به خدمت آستانه رضوی برقرار گردید و تا تاریخ فتنه ازبکان و دست یافتن ایشان بر مشهد در آن شهر مقیم بود.

سپس از شرایشان به قزوین پناه جست و در آنجابه کار تدریس مشغول شد، شاه عباس او را از قزوین به اصفهان آورد و در سال ۱۰۱۱ هجری در جنب میدان نقش جهان مدرسه و مسجدی را که هنوز هم به نام او شهرت دارد برای محل تدریس و اقامت و امامت وی پی نهاد و انجام این کار تا ۱۰۲۸ هجری طول کشید و در حین اتمام همین ساختمان بود که شاه عباس در قسمت جنوبی میدان نقش جهان که اکنون به نام میدان شاه شهره است طرح انشا جامع اعظم پادشاهی یعنی مسجد شاه را ریخت. بعد از آنکه مدرسه و مسجد شیخ لطف الله برای تدریس و نمازگزاری او مهیا گردید.

این مرد جلیل محترم در آن مدرسه که امروز وجود ندارد مقیم شد و در مسجدی که برای معرفی آثار هنری ایران خوشبختانه صحیح و سالم مانده و آرزمندیم قرنهای دیگر نیز با مراقبت فرزندان ایران جاویدان بماند، به امامت و تدریس مشغول گردید و شاه عباس برای وجه معاش او وظیفه ای معین و مقرر داشت. تاریخ وفات شیخ لطف الله را مولف کتاب مجمل التواریخ در سال ۱۰۳۲ یعنی در همان سالی که بغداد به تصرف شاه عباس درآمده است می نویسد.

همچنین در عالم آرای عباسی تاریخ فوت او را مولف این کتاب در ذیل واقع سال ۱۰۳۲ آورده است و صریحاً می گوید که شیخ لطف الله میسی جبل عاملی در اوایل این سال و قبل از سفر دارالسلام بغداد که هنوز ایات جلال در ییلاقات فیروزکوه بود در اصفهان مریض گشته به عالم بقا پیوست.

یکی از شخصیتهای بزرگ هنری ایران که نام او در مسجد شیخ لطف الله مخلد شده است علیرضای تبریزی از خوشنویسان بزرگ زمان شاه عباس کبیر است که کتیبه سردر مسجد و دو کتیبه بزرگ کمربندی داخل گنبد به خط زیبای اوست علیرضا چون به خدمت شاه عباس در آمد خود را علیرضای عباسی خواند. این خوشنویس استاد نخست در تبریز شاگرد ملامحمد حسین تبریزی و علاء الدین محمد بن محمد تبریزی معروف به علاء بیک بود و خط ثلث و نسخ را نیکو می نوشت.

پس از آنکه در زمان شاه محمد خدابنده پدر شاه عباس ترکان عثمانی آن شهر را به تصرف آوردند، علیرضا از آنجا بیرون آمده و به قزوین پایتخت دولت صفوی رفت و در مسجد جامع آن شهر منزل گرفت و به کار کتابت مشغول شد و قسمتی از کتیبه های آن مسجد را با چند قرآن در آنجا تمام کرد. علیرضا روز پنجشنبه اول شوال سال ۱۰۰۱ هجری به خدمت شاه عباس درآمد و در زمره ندیمان مخصوص وی داخل شد و شاه جمعی از خوشنویسان مانند محمد رضا امامی و محمد صالح اصفهانی و عبدالباقی تبریزی را بدو سپرد تا زیردست او خط ثلث را بیاموزند.

علیرضای عباسی تا پایان عمر در زمره مقربان و ندیمان مخصوص شاه بود و در سفر و حضر در سلک مقربان شرف اختصاص داشت و به تفقدات و انعامات و نوازشهای بی پایان شاهانه سرافراز و مفتخر و به لقب شاهنواز ملقب شد. محبت و علاقه شاه عباس به این مردهنرمند بدان پایه بود که گاه پهلوی او می نشست و شمعی به دست می گرفت تا علیرضا در روشنایی آن کتابت کند.

پروفسور ارتور اپهام پوپ ایرانشناس معاصر و مشهور امریکایی که کتاب مشهود او تحت عنوان بررسی هنر ایران در شش جلد قطور تدوین شده و شهرت جهانی دارد راجع به عظمت صنعت معماری و کاشیکاری مسجد شیخ لطف الله چنین نوشته است: مسجدی که در سمت مشرق میدان شاه و مقابل ساختمان عالی قاپو قرار دارد یکی از شاهکارهای بینظیر معماری است که در سراسر آسیا خود نمایی می کند. این مسجد زیبا که همچون جواهری درخشان در تاریخ معماری ایرانیان می درخشد مسجد شیخ لطف الله نام دارد.

شاه عباس بزرگ این مسجد را به افتخار پدر زن خود شیخ لطف الله که یکی از پیشوایان عالیقدر آن زمان بود بر روی خرابه هایی که از بقایای مسحد قدیمی بحار مانده بود بنا کرد. در حقیقت میدان بزرگی که قصر باشکوه عالی قاپو در یک طرف آن قرار داشت به چنین گوهری گرانبها در برابر خود احتیاج داشت و شاید همین نکته شاه عباس را برآن داشت تا با ساختن این بنا که به سختی می توان آن را محصول دست بشر دانستا زیبایی میدان را به کمال رساند.

در ساختمان این مسجد باردیگر استادی و مهارت هنرمندان ایرانی یک مسئله مشکل را حل کرده است بدین معنی که چون مسجد در ضلع شرقی میدان واقع است و خواه و ناخواه در ورودی مسجد به سمت مشرق میدان خواهد بود. اگر بنا بود مسجد را نیز به همین جهت می ساختند کارجهتیابی از لحاظ قبله مختلف می شد. در اینجا با ایجاد یک راهرو که از ابتدای مدخل مسجد به سمت چپ و سپس به سمت راست می چرخد بر این مشکل فائق آمده اند یعنی اگر چه ساختمان مسجد در مشرق است و از نمای خارجی آن چنین بر می آید که دیوار جبهه آن در جهت شمال به جنوب است لکن در همین محراب دیوار بنا شده که به سوی قبله است و وقتی به عظمت این فکر پی می بریم که در بیرون مسجد اثری از کژی و زاویه به چشم نمی خورد، اما به مجرد ورود ناچاریم قبول کنیم که صحن نسبت به نمای خارجی پیچشی دارد در صورتی که گنبد کوتاه این مسجد به علت مدور بودن جهت یا زاویه مخالفی نشان نمی دهد. این گنبد یکی از زیباترین گنبدهای اصفهان است که از طرفی به خاطر عظمت و از طرف دیگر بر اثر تزییناتی که از زمینه کرمی (Cafe ou lait) با نقش و نگارهایی به رنگ آبی سیر تشکیل می شود نظر هر بیننده ای را به خود جلب می کند.

گنبد مسجد شیخ لطف الله یکی از چند گنبد یک پوششی زمان صفویه است که با ارتفاع کم پوششی مناسبی برای صحن کوچک آن به شمار می رود. از طرفی بلندی آن تا آن اندازه است که بتواند در کنار میدان بزرگ خود نمایی کرده و بر آن فضا مسلط باشد.

خمیدگی گنبد از نقطه برآمدگی بزرگ ناگهان به سمت داخل گراییده و راس گنبد را تشکیل داده است و این فشار زیاد را دیوارهای قطور مسجد تحمل می کند. )قطر دیوارها که از پنجره های دیوار اندازه گیری شده در حدود ۷۰و۱ سانتیمتر است دیوارهای داخلی از یک هشت ضلعی شروع می شود. این هشت ضلعیها هر یک به وسیله کاشیهای طناب مانند فیروزه ای محصور شده و خطوط بسیار زیبا که از آثار علیرضا است مانند قابی هر یک از اضلاع هشتگانه را در میان می گیرد این خطوط از کاشیهایی به رنگ سفید خیره کننده در میان کاشیهای آبی تیره به کار رفته است و زاویه هایی که از این هشت ضلع به وجود آیند پایه خمیدگی بزرگ را تشکیل می دهند لکن انحنای تدریجی گنبد نقطه شروع انحنا و دایره بزرگ گنبد را از نظر پنهان می کنند.

خمیدگی گنبد را دیوارهای بادبادک شکل زاویه داری به اضلاع هشت گانه وصل می کند.

قسمت بعدی به سمت خمیدگی به اندازه ای عادی و یکنواخت بزرگ گرایش دارد سرتا سر این خمیدگی به اندازه ای عادی و یکنواخت است که به ندرت احساس شده یا به چشم می آید. کاشیکاری پوشش داخلی گنبد از ابتدا تا انتها تقریباً به یک اندازه بود و تزیین گنبد را تشکیل می دهد.

دیوارهای جانبی صحن مسجد با گل و بوته های متصل به هم به رنگ آبی در یک متن کرمیرنگ تزیین شده است. زاویه های فوقانی دیوارهای جانبی از گل و بوته هایی که طرح آن با سایر قسمتها تفاوت کلی دارد پوشیدئه شده و تنوع خاصی به تزیین کلی صحن بخشیده و در اولین نگاه نظر بیننده را جلب می کند. زیبایی کاشیکاری این مسجد اعم از کاشیهای معرق خود تنوعی است دلپذیر کاشی معرق ظریفترین نوع کاشی و متعلق به قرن هفدهم است. در حقیقت کاشی معرق نوع ظریفی از کاشی هفت رنگ قرن پانزدهم و شانزدهم است. تزیینات سطح داخلی گنبد عبارت است از ستاره های بسیار بزرگ مکرر به رنگ زرد طلایی که با طرح درهمی از پیچکهای به هم پیچیده پوشیده شده.

طرح و ترسیم این مسجد و نقشه قالیهای اردبیلی منبع الهام مشترکی دارند. ضمناً شباهت بسیار نزدیک با تزیینات مسجد شاه دارد، کاشیکاری بقیه گنبد از طاق رومیهایی تشکیل شده که هر یک شامل گل و بوته های زیبایی است. این گل بوته ها در پارچه بافی هم به کار رفته و هم اکنون نمونه هایی از آن وجود دارد. روشنایی داخل این مسجد نیز قابل توجه است.

در اطراف گنبد به فواصل روشنایی داخل این مسجد نیز قابل توجه است. در اطراف گنبد به فواصل منظم سوراخهایی در قطر گنبد تعبیه شده که به وسیله پنجره های گچبری از داخل و خارج مسدود می شود. این گچبریها عباراتند از طرحهای منظمی که به نسبت مساوی فضای خالی در میان آنها وجود دارد. مجموع نورهایی که از این پنجره ها به داخل می تابد زیبایی آسمانی و خیالپروری به تزیینات کلی صحن می بخشد. کوچکترین نقطه ضعفی در این بنا دیده نمی شود اندازه ها بسیار مناسب نقشه طرح بسیار قوی و زیبا به طور خلاصه توافقی است بین یک دنیا شور و هیجان و یک سکوت و آرامش با شکوه که نماینده ذوق سرشار زیباشناسی بوده و منبعی جز ایمان مذهبی و الهام آسمانی نمی تواند داشته باشد. کتیبه های زیبایی که علیرضا بر داخل و خارج این مسجد نگاشته زیباترین خط زمان خود است نابغه ای که این همه شکوه و جلال زیبایی و هنر را به این مسجد بخشیده کسی است که سمت چپ و راست محراب را امضا نموده و خود رافقیر حقیر محتاج به رحمت خدا محمد رضا بن استاد حسین بنای اصفهانی معرفی کرده است و بعد از نام او تاریخ ۱۰۲۸ هجری (۱۶۱۸ میلادی) دیده می شود

در ضلع شرقی میدان نقش جهان اصفهان، روبه روی کاخ عالی قاپو، مسجدی قرار دارد که از زیباترین و چشمگیرترین آثار تاریخی اصفهان است. این بنا که به مسجد شیخ لطف الله معروف است در زمان حکومت سلسله صفویه به منظور عبادت و تدریس شیخ لطف اله ساخته شد.

شیخ لطف الله از علمای شیعی مذهب لبنان و فرزند شیخ عبدالکریم بوده است که در زمان صفویه، به دلیل رسمیت یافتن مذهب تشیع به عنوان مذهب ایرانیان، همراه با بسیاری دیگر از جمله شیخ بهائی به ایران مهاجرت کرد. این مرد روحانی به هنگام ورود مورد احترام واقع شد و در آغاز به مشهد مقدس رفته ضمن سکنی گزیدن در آن دیار به تبلیغ مذهب تشیع پرداخت.

شیخ لطف اله همزمان با تصمیم شاه عباس برای پایتخت قرار دادن اصفهان به این شهر کوچ کرد. شاه عباس صفوی برای اینکه این عالم به تدریس و تبلیغ و امامت مشغول شود دستور داد تا مسجد و مدرسه ای برای او بنا نهند. از این رو بنای این مسجد و مدرسه در سال ۱۰۱۱ هجری قمری آغاز شد و تا سال ۱۰۲۸ به دراز کشید. شیخ لطف الله پس از اتمام بنای مسجد و مدرسه به فعالیتهای مذهبی پرداخت. مدرسه که ذکر آن به میان آمد، امروزه وجود ندارد، اما مسجد آن همچنان با زیبایی تمام باقی است. شیخ لطف اله بر اساس مندرجات کتابهای عالم آرای عباسی و مجمل التواریخ در سال ۱۰۳۲ هجری قمری بدرود حیات گفت.

مسجد شیخ لطف اله چند تفاوت اساسی به دیگر مساجد اصفهان دارد. این مسجد دارای صحن نیست و مناره نیز ندارد، حال آنکه مساجد باستانی دیگر معمولاً صحنی بزرگ و مناره یا مناره هایی نیز دارند. گنبد مسجد شیخ اله با گنبدهای مساجد دیگر متفاوت است و دو پوش پیوسته است. این مسجد به خلاف مساجد دیگر وسعت چندانی ندارد و در حقیقت نمازخانه ای کوچک است.

از عجیب ترین هنرهای به کار رفته در این مسجد که زاییده ذوق و استعداد هنرمندان معمار ایرانی است، حل مشکل قبله در این مسجد است که در شرق میدان واقع است. پوپ در این زمینه چنین نوشته است:

… چون مسجد در ضلع شرقی میدان واقع است و خواه ناخواه در ورودی مسجد به سمت شرق میدان خواهد بود، اگر بنا بود مسجد را نیز به همین جهت می ساختند، کار جهت یابی از لحاظ قبله مختل می شد.

در اینجا با ایجاد یک راهرو که از ابتدای مدخل مسجد به سمت چپ و سپس به سمت راست می چرخد، بر این مشکل فائق آمده اند ؛ یعنی اگر چه ساختمان مسجد درمشرق است و از نمای خارجی آن چنین بر می آید که دیوار جبهه ان در جهت شمال به جنوب است لیکن در همین دیوار محراب بنا شده که به سوی قبله است و وقتی به عظمت این فکر پی می بریم که در بیرون مسجد اثری از کجی و زاویه به چشم نمی خورد اما به مجرد ورود ناچاریم قبول کنیم که صحن نیست به نمای خارجی پیچش دارد در صورتی که گنبد کوتاه مسجد به علت مدور بودن جهت با زاویه مخالفی نشان نمی دهد.

البته باید خاطر نشان کرد که دهلیز ورودی مسجد به این دلیل که همانند زاویه ای قائمه ساخته شده کمتر کسی به محض ورود انحراف مسجد را نسبت به ضلع میدان در می یابد.

بنای مسجد بر یک چهار ضلعی استوار است که در قسمت بالاتر بنا به هشت ضلعی تبدیل شده در نهایت دایره وار به ساقه گنبد می پیوندد.

دیوارهای مسجد شیخ لطف اله برای تحمل سنگینی و فشار گنبد قطور ساخته شده اند و به طوری که آن را از قسمت پنجره ها اندازه گرفته اند به یک متر و هفتاد سانتیمتر و در قسمتهای اصلی به پیش از دو متر هم می رسد. کف مسجد از سطح میدان بالاتر است. در ساختمان و تزئین اژدرهای سردر و جلوخان و همچنین سکوهای طرفین سردر، مرمرهای بسیار خوب به کار رفته و بفیه قسمتهای جلوخان و سر در با کاشیهای خشتی الوان و معرق زینت یافته اند.

در این تزئینات نقوش هندسی، گل و بوته، طاووس و همچنین کتیبه هایی به چشم می خورد که به خط خوش نسخ و نستعلیق نوشته شده اند. اطراف جناغ تاق با کاشی پیچ فیروزه ای زینت یافته است. مقرنس کاری بی نظیری از کاشیکاری معرق زیر جناغ تاق وجود دارد که زیر آنها در وسط سردرپنجره ای مشبک از کاشی ساخته اند. سردر با نقوش و رنگهای متنوعی تزئین شده است که چشم را خیره می کند.

بالای پنجره ای سر در مسجد دو کتیبه به خط نستعلیق وجود دارد که یکی از آنهاچنین عبارتی را در بردارد: ((مایه محتشمی خدمت اولاد علی است)) کتیبه بزرگ و اصلی واقع در سر در مسجد به خط علیرضا عباسی است که با خط ثلث بر کاشیهای معرق نوشته شده است.

دو کتیبه بزرگ که به صورت کمربندی درون گنبد موجودند نیز به خط همین استادند. علیرضا عباسی از هنرمندان بزرگ عهد صفویه است. او تبریزی بود و خطوط ثلث و نسخ را در محضر استادانی چون ملا محمد حسین و علاء الدین محمد بن محمد تبریزی آموخت.

او هنگام تصرف تبریز به دست عثمانیان به قزوین آمد و هنگامی که پایتخت از قزوین به اصفهان منتقل گردید او نیز همچون شیخ لطف اله به اصفهان آمد. او به آموزش بسیاری از خطاطان آن زمان پرداخت. خط علیرضا عباسی را در بسیاری از کتیبه های موجود در بناهای تاریخی شهرهایی چون مشهد، قزوین و اصفهان می توان مشاهده کرد. از تاریخ مرگ این هنرمند اطلاع دقیقی در دست نیست.

نقوش و رنگهای به کار رفته در کاشیکاری استادانه گنبد مسجد از زیباترین کاشیکاریهای موجود در معماری ایران است. نور درون مسجد از پنجره های مشبکی که در جوانب گوناگون ساقه گنبد ساخته شده اند تامین می شود. پرتوی که از این پنجره ها به درون مسجد می تابد، علاوه بر اینجاد روشنایی کافی، خود به خود نمایشگر فضای روخانی بناست.

ساقه گنبد با کاشیهایی آبی رنگ و نقوش گل و بوته و کتیبه ای از کاشیهای معرق شامل چند سوره کوتاه از قرآن دارد، تزیین شده است. فاصله بین پنجره ها را نیز کتیبه هایی از کاشیهای خداوند زینت بخشیده است که به شیوه خط بنایی جلوه گری می کند.

محراب مسجد زیبای شیخ لطف اله از شاهکارهای بی نظیر هنر معماری و از زیباترین محرابهایی است که در مساجد دیگر اصفهان می توان مشاهده کرد. این محراب با کاشیکاری معرق و مقرنسهای بسیار دلپذیر تزیین شده است. درون محراب دو لوح وجود دارد که عبارت عمل فقیر حقیر محتاج برحمت خدا محمد رضا بن استاد حسین بناء اصفهان را می توان در آنها مشاهده کرد.

در اطراف محراب کتیبه های دیگری به خط علیرضا عباسی و خطاط دیگری که باقر نام داشته است، دیده می شود. در این کتیبه ها روایاتی از پیامبر اکرم و امام ششم شیعیان امام جعفر صادق نقل شده است. اشعاری نیز بر کتیبه های ضلعهای شرقی و غربی به چشم می خورد که احتمالاً سراینده آنها شیخ بهایی، عارف دانشمند و شاعر بزرگ دوره صفوی است.

همان طور که گفته شد در ورودی مسجد به دهلیزی به صورت زاویه ای قائمه باز می شود که به دو در دیگر می انجامد که از دو می توان وارد مسجد شد. یکی از این درها به طرف محراب و دیگری به سوی شمال غرب مسجد قرار گرفته است. از همین دهلیز به شبستان زمستانی و همچنین به پشت بام نیز می توان وارد شد.

پوپ در مورد این مسجد نوشته است:

… کوچکترین نقطه ضعفی در این بنا دیده نمی شود، اندازه ها بسیار مناسب، نقشه طرح بسیار قوی و زیبا و به طور خلاصه توافقی است بین یک دنیا شور و هیجان و یک سکوت و آرامش با شکوه که نماینده ذوق سرشار زیباشناسی بوده و منبعی جز ایمان مذهبی و الهام آسمانی نمی تواند داشته باشد.

گالری عکس  (عکاس امیر حسین جمالی)

 


پل خواجو اصفهان

پل بابا رکن الدین یا پل خواجو، در شهر اصفهان و بر روی رودخانه زاینده‌رود در شرقسی وسه پل قرار دارد.این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۱۰ با شمارهٔ ثبت ۱۱۱ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

پل خواجو به خاطر معماری و تزئیناتکاشیکاری آن از دیگر پلهای زاینده رودمشهورتر است. این پل که در دوران صفوی یکی از زیباترین پلهای جهان به شمار می‌رفت، بیشتر به منزله سد و بند بوده است. در میان هریک از دو ضلع شرقی و غربی پل ساختمانی بنا شده که شامل چند اتاق مزین به نقاشی است. این ساختمان که (شاه نشین) نامیده می‌شود در آن دوره جایگاه بزرگان و امیرانی بوده که برای تماشای مسابقاتشنا و قایقرانی بر روی دریاچه مصنوعی به این مکان فراخوانده می‌شدند.

در گوشه‌های ضلع شرقی پل خواجو دو شیرسنگی وجودداردکه ظاهرا”نمادسپاهیان بختیاری ومحافظ اصفهان در عصرصفویه هستند. این پل دارای ۲۴ دهانه است که از مکعب‌های به دقت تراش‌خورده ساخته شده و در بخش میانی، با سدهای چوبی برای گرفتن جلو رودخانه مسدود گردیده است.

پل خواجو از اواخر تیمورى شالوده‏ هایى داشته و به امر شاه‏ عباس دوم در سال ۱۰۶۰ به صورت امروزى آن ساخته شده است. در وسط این پل براى اقامت موقتى شاه صفوى و خانواده او ساختمان مخصوصى (که به نام بیگربیکى شهرت دارد) بنا شد که هم‏ اکنون نیز وجود دارد و طاق هاى آن داراى تزئینات نقاشى است. نام‌ پل‌ خواجو، تحریف‌ کلمه‌ «خواجه‌» است‌ که‌ به‌ مناسبت‌ لقب‌ بزرگان‌ و خواجه‌های‌ عصر صفوی‌ نام‌ گذاری‌ شده‌ است‌.

این پل در انتهاى شرق خیابان کمال اسماعیل اصفهانى و انتهاى جنوبى خیابان خواجو واقع شده است. به طورى که باستان شناسان تحقیق کرده‏اند پل مزبور بر روى پلى که در پیش وجود داشته و خرابى به آن راه یافته بوده بنا گردیده است. در باب ساختمان این پل، زمان، بانى ساختمان و کیفیت آن اقوال گوناگونى نوشته‏ اند ولى آنچه مناسب به نظر مى ‏رسد شرحى است که مؤلف تاریخچه ابنیه تاریخى اصفهانى در این باب نگاشته و از این رو نوشته مزبور عیناً نقل مى ‏گردد.

در انتهاى شرقى خیابان کمال اسماعیل و انتهاى جنوبى خیابان خواجو که به طرف تخت فولاد (قبرستان اصفهان) و راه یزد مى ‏رود پل زیبا و تاریخى خواجو واقع شده – این پل بر روى خرابه ‏هاى پل حسن بیک به وسیله شاه عباس دوم صفوى در سال (۱۰۶۵ ه) ساخته شده است.

“تارونیه” سیاح اروپایى نوشته است که در دو طرف خیابان این پل دو خانه وجود دارد که متعلق به شاه است و رودخانه در هیچ کجا بسترى به این زیبایی ندارد و چون این محل از همه جا گودتر است همین امر تا اندازه‏اى شاه عباس را وادار به ساختن این پل نمود و چون محل گبرها آن طرف رودخانه بوده براى این که آنان از خیابان چهار باغ نگذرند برای کوتاه تر نمودن راه این پل ساخته شد و تاریخ آن ۱۰۵۷ تا ۱۰۷۷ هجرى است. همچنین وقتى که پل به اتمام رسید به همان نام حسن بیک نامیده شد. این پل که طولش ۱۵۰ متر و عرضش ۱۴ و معبر آن ۵/۷ متر است از سنگ و آجر ساخته شده و ۲۱ جوى و ۲۶ چشمه دارد.

این پل به منزله سد و از حیث معمارى و استحکام بى اندازه زیبا و بى نظیر آن، شامل چهار طبقه و در دو طرف داخلى معبر فوقانى هر طرف ۵۱ غرفه بزرگ و کوچک دارد. طول سنگ هاى این پل متجاوز از دو متر و امتداد ستون هاى فاصله هر چشمه به سقف ۲۰ متر است جلو هر سقف و دیوار پیش آمدگى و فرو رفتگى وجود دارد اگر تخته‏اى با اندازه دهانه پل ها بگذارند آب رودخانه بالا آمده و مدتى ذخیره مى‏شود.

در قسمت شرقى پل طرفین دو صفه مسطح سنگى وجود دارد و در وسط آن دو تقریباً در کف رودخانه سنگرس مفصلى دیده مى‏شود و چنانچه نوشته‏اند دریاچه‏اى وجود داشته که از فواره‏هاى آن جستن مى‏نموده است، تا کف رودخانه یازده پله سنگى مى‏خورد،  غرفه‏ها و اطاق هاى وسط پل به همان طرز نقاشى و طلاکارى دوره صفویه باقى است و طبقه بالاى اطاق ها را در چندین سال قبل خراب نموده‏اند. پشت بغل هاى این پل از کاشی هاى خشت هفت رنگ تزیین شده که متأسفانه در اثر بى مواظبتى و یا تأثیر باد و باران همه ساله تعداد زیادى از آنها خراب و از بین رفته بود. از وسط پل در طرفین تالار دو راه پله موجود است که به وسیله آن دو طبقه زیرین مى‏توان رفت و آمد کرد. تاریخ تعمیر این پل مطابق کتیبه کوفى که در طرف راست جنوبى پل رو به کارخانه نور است در سال ۱۲۹۰ هجرى به سعى نصرالله خان در زمان ناصر الدین شاه قاجار است.

اطراف پل مانند قدم در ایام بهار و تابستان و روزهاى تعطیل، محل گردشگاه عموم اهالى است و بعضى روزها به حدى جمعیت زیاد است که راه عبور و مرور در طبقه دوم تقریباً مشکل مى‏شود.

در کتاب عباسنامه تألیف محمد طاهر وحید قزوینى به سال (۱۱۱۰ تا ۱۰۱۵ ه) شرح مفصلى راجع به ساختمان پل حسن آباد “خواجو” نوشته به خلاصه این که پس از اتمام، شاه عباس دوم دستور آیین بستن و گلریزان نمودن پل را به عهده و اهتمام مقصود بیک سفره چى باشى واگذار نمود و تزیین هر یک از طاق هاى آن پل به عهده یکى از امرا محل گردید و چشمه‏هاى وسط که به منزله دل در بدن و معنى در سخن است از طرف شاه آیین بسته شد و مى‏نویسد: آب رودخانه را به بالای پل سد نموده به طورى که فواره حوض آن تقریباً سه گز مى‏جست، سایبان هاى زرنگار از مبداء تا منتهاى پل بر سر پا بود و رشته‏هاى مفتول جهت آویختن فانوس و قنادیل به طرح هاى مختلف کشیده بودند.

و در هر مجلسى فرش هاى قالى کرمانى و قائنى افتاده بود و در هر حجره‏اى شاهد سنبل مو بر پاى ایستاده و جوانان خطه ارم عباس آباد و سیمبران خوش آب و رنگ هندو و ارامنه شمشاد قامت گل رخسار مجلس را به صورت نگار گردانیده بودند و اعلیحضرت ضل‏ اللهى کامران و کامیاب تا حین طلوع صبح عالمتاب در عبارت شرقى پل مزبور استراحت و امرا و مقربان و ملازمان هر یک در حجرات مختلف خود غنودند.

در وصف ساختن دریاچه و سد بر روى پل مزبور بابا محمدعلى اصفهانى حدود (۱۰۸۱ ه.ق) از شعراى مصاحب حکیم شفایى چنین سروده است:

ندانم چون کنم تعریف آن پل  کزو ایجاد شد راه توکل

شکوه بحر اگر آنجا کشد سر جهد مانند میمونى ز چنبر

و نیز شیخ رمزى کاشى در تاریخ بستن سد بر روى زاینده رود چنین نوشته:

سدى که از خارا به پیش زنده رود  از عطاى شاه دین عباس ثانى بسته‏اند

در تاریخش گذشت از آب رمزى و نوشت:

(سد اسکندر بآب زندگانى بسته ‏اند) (۱۰۷۶)

از مزایاى اختصاصى این پل سدى بوده که براى آن در موقع ساختن در نظر گرفته ‏اند که هر زمان اقتضاء داشته با بستن چشمه‏ هاى پایین آب بالا مى ‏آمده و حکم دریاچه و سدى پیدا مى ‏کرده و از این رو گفته ‏اند:

 

داراى جهان پناه عباس دریاچه و سد و پل بنا کرد

 

 

و بناى این سد و دریاچه براى این بوده که منظره عمارات و باغ هاى واقع در آن محل باشد و در هنگام جلوس در آن عمارات و باغات از منظره دریاچه‏اى که با بستن سد ایجاد مى‏گردید لذت برند.

منظور از عباس که در شعر بالا گفته شد عباس ثانى است که امر به بنای سد نمود، زیرا بانى آن همان شاه عباس دوم است و تاریخ بناى پل (۱۰۶۰ ه.ق) و بناى سد (۱۰۶۸ ه.ق) بوده است.

این پل علاوه بر اینکه براى عبور و مرور قوافل و عابران ساخته شده بود براى تفرج و گردش مردم و پادشاه نیز مستعد بوده است. چنانچه از قصص الخاقانى نقل شده در سال (۱۰۶۰ ه.ق) که پل ساخته شد و به پل شاهى شهرت یافت بعد از تعطیلات نوروز آن سال برحسب فرمان شاه عباس ثانى پل را آیین بندى و چراغان کردند و هر یک از غره‏هاى آن را یکى از امراء و بزرگان تزیین نمود و براى جشن مهیا گردید و شعراى مشهدى قصیده‏اى در ۴۵ بیت و نیز صائب تبریزى قصیده‏اى در وصف آن چراغانى و جشن سروده‏ اند.

مؤلف تاریخ اصفهان ورى چنین گفته:

و اما مبانى شگرف اصفهان یکى پل هایى است که روى زاینده رود بنا شده مانند پل بابا رکن الدین که به پل خواجو معروف است. ریشه و اساسش قبل از عجم بوده و زمان ترکمان‏هاى آق‏قوینلو تعمیرى از آن شده و به عهده صفویه مرتبه بالا را طرح انداخته و در بیگلربیگى صدر اصفهانى روى مرتبه فوقانى بالاخانه ساخته بود به نام خود که در ۱۳۱۰ اجزاى ظل السلطان خراب کردند و راه چهار باغ نو است براى تخت پولاد.

اینکه مؤلف تاریخ اصفهان گفته اساسش قبل از عجم بوده معلوم نشد چه زمانى را در نظر داشته است ولى آنچه مسلم مى‏نماید این است که پیش از دولت اسلام اساس آن پل وجود داشته و در زمان ترکمان ها تعمیرى از آن شده و در دوران صفویه طبقه بالاى آن ساخته شده و در زمان بیگلربیگى صدر اصفهانى روى مرتبه فوقانى بالاخانه‏اى به نام خود ساخته که در سال (۱۳۱۰ ه.ق) از طرف ظل السلطان خراب گردیده است.

این پل را با اسامى: بابا رکن الدین، خواجو، گبرها، شیراز، حسن آباد، پل شاهى تیمورى خوانده‏اند. اما این که آن را پل بابا رکن الدین گفته‏اند از این جهت است که در تخت فولاد که نزدیکى جاده قدیم شیراز واقع شده قبر و بقعه بابا رکن الدین که از عرفاى معروف زمان خود در ۲۶ ربیع‏الاول سال (۷۶۹ ه.ق) وفات کرده در آنجا واقع و مورد توجه و مزار عمومى است از این رو پل به نام او معروف گردیده است.

اما نامیدن آن به پل خواجو به مناسبت این است که در مجاورت محله خواجو ساخته شده و پل شیراز از این نظر که نزدیک جاده اصفهان به شیراز واقع گردیده و پل گبرها از نظر این که گبرها از این پل به محله خود مى‏رفته‏اند و پل حسن آباد از جهت این که محل خواجو را در قدیم حسن آباد مى‏نامیده‏اند و اما پل شاهى از این جهت بود که چون شاه عباس دوم در سال یک هزار و شصت پل را کامل کرد و از هر جهت آراسته گردید به پل شاهى معروف گردید و تیمورى از آن نظر گفته‏اند که تیمور به داماد خود حسن پاشا دستور داده بود که آن پل را بنا کند و بنا کرد.

مؤلف صنف جهان در باب پل خواجو چنین نوشته است:

پل هشتم – پلى است که در حال حاضر به پل خواجو شهرت دارد زیرا در آخر چهارباغ مشهور به خواجو واقع است و قبل از چهار باغ در آخر و کنار آن محله واقع بوده و پل طرف یمین است و در اول قبل از خرابی ها بر سر محله حسن آباد بوده و بانى آن را به اسم پل حسن آباد موسوم نموده بوده و چون محله حسن آباد در فترت افغان و فتنه‏هاى بعد از آن خراب و به کلى از آبادى افتاده است و محله خواجو نزدیک آن بوده به اسم آن معروف شده است. و این پل خوش نماتر و زیباتر از سی و سه پل است اما با آن عرض و طول نیست لکن به همان استحکام ساخته شده و دقیقه‏اى از استحکام و خوش نمایى را فرو گذار ننموده‏اند. آن را شاه عباس ثانى بنا نموده و میرزا طاهر وحید که در آن زمان وقایع نگار و مورخ زمان آن پادشاه بود آن را ضبط و در تاریخى که به نام او نوشته ثبت نموده است و آورده که در محل این پل یک پل کهنه مدروس و ویران بود و شاید آن پلى بوده است که در کتاب ماروخى با اسم جس حسین نوشته شده و باالجمله به حکم پادشاه آن را خراب نموده و برداشتند و این پل را به این وضع خوب و هیئت مرغوب مشتمل بر بیست و چهار چشمه در زمان اندک ساختند و چون پیش محله حسن آباد و جنوب آن بوده ان پل حسن آباد نام نهادند و تصریح نموده است که یک طرف آن باغ سعادت آباد است که مشتبه به پل دیگر به هیچ وجه نیست و مرحوم امیر الشعراء رضا قلى خان هدایت تخلص نیز در کتاب روضهالصفاى ناصرى در آخر احوال شاه عباس ثانى اشاره‏اى از بناى این پل از پادشاه مذکور نموده است. بر بالاى این پل به دستور خیابان و دو طرف غرفه‏ها بسته‏اند و سرطاق هاى غرفه‏ها را کاشى کارى نموده و در میان آن عمارت و نمایى ساخته‏اند که در غرفه‏ها و آن عمارت همه نشیمن مردمان عام و خاص است که به تفریج و تماشا آیند و شاه عباس بعد از اتمام آن در آنجا چند شبى جشن و چراغان خود را که موسوم به فتح آباد است متصل به این پل بنا کرده است. زیر این پل را به طرز دیگر ساخته ‏اند که زیاد از حد مزید حسن آن گشته. دو طرف شرقى و غربى پل را که جهت دخول و خروج آب است مهتابى طرح انداخته و میان پل ها را طاق نمایى ساخته‏اند و در میان هر طاق نمایى بزرگ سنگى بنا کرده‏اند که آب قسمت آن چشمه از میان نهر مى‏رود و دو طرف آن شهر راه روى است که مردمان بر سر آن مى‏روند و مى‏نشینند و گاهى که در فصل بهار آب زیاده طغیان مى‏کند تا بالاى جوی هاى میان آمده راه عبور و مرور را مى‏بندد و براى مهتابى روى به مشرق در میان معمرهاى آب و محل ریزش آن زینه‏ها، قالب آب ساخته‏اند که مردمان بر آن نشسته از صفا و تماشاى آب استفاده برند و نمایى دیگر به طرف طول در میان پل ساخته‏اند.

از گفتار مورخان معلوم گردید که در جاى کنونى پل هاى خواجو پل دیگرى بوده که به وضع آندراس در آمده بوده و قابل استفاده نبوده است و از این رو شاه عباس دوم دستور داده بر طبق نقشه پلى بر روى زاینده رود که در نزدیکى باغ سعادت آباد و عمارت آینه خانه بوده ساخته شود و کارکنان بر طبق دستور ساعى بوده‏اند که این پل از پل اللهوردیخان و سایر پل ها زیباتر و بهتر ساخته شود و مسلم پل با وضع کنونى بعد از شاه عباس دوم ایجاد شده و پلى که پیش بوده، اهمیتى از نظر ساختمان نداشته است و مسلم سطح معمارى آن پل در هنگام احداث پل اللهوردیخان پائین‏تر بوده است.

در طول این پل اختلاف است، چنانچه در گفته‏هاى پیش نوشته شد طول را ۱۵۰ و عرض را ۱۴ متر نوشته‏اند ولى در گنجینه آثار تاریخى اصفهان طول ۱۳۲/۵ متر و عرض ۱۲ متر نوشته شده است.

عدد چشمه این پل را بعضى ۲۶ و برخى ۲۴ و کسانى ۲۱ و دیگران ۲۸ نوشته‏اند و گمان مى‏رود بعضى از چشمه‏هاى آن در زیر شن و خاک مسطور شده باشد.

آبشار شاهاندشت آمل

آبشار شاهان‌دشت، در روستای شاهاندشت واقع در کیلومتر ۹۶ جاده هراز(در ۶۵ کیلومتری شهر آمل) تهران – آمل قرار دارد و از سمت جاده نسبت به آن دید وجود دارد.

 این آبشار پرآب، دائمی و عظیم، درجانب جنوبی جاده و رودخانه هراز باشکوهی وصف‌ناپذیر خودنمائی می‌کند. که از کنار قلعه شاهاندشت بر روی یک‌کوه هرمی شکل مشرف به روستای شاهان‌دشت به پایین میریزد. در ارتفاعات مشرف به روستای شاهاندشت آبشار شاهان‌دشت با ارتفاع تقریبی ۵۰ متر که یکی از بزرگترین آبشارهای استان مازندران به شمار می‌رود.در بالای آبشار شاهاندشت قلعه شاهاندشت که به قلعه »ملکه قلاع» ، «ملکه خلاء» و «ملک بهمن« مشهور است واقع شده و از عظیمترین قلاع کوهستانی البرز است.

که از ستگ و نوعی ساروج که مخلوطی از شیر و تخم مرغ و نوعی خاک است ساخته شده و استحکام زیادی دارد. این قلعه پایگاه ملک بهمن از حکام آل پاد و سبانان و آخرین سلسله استندارلاریجان بوده که به دستور شاه عباس صفوی در سال ۱۰۰۵ هجری فتح گردید.مسیر رسیدن به قلعه و آبشار گذر از پل روستای وانا، جاده روستای شاهاندشت، پارکینگ شاهاندشت، گذر از روستای زیبا، باصفا و پاکیزه شاهاندشت و حدود ۱۵ دقیقه پیاده‌روی است.

آبشار کبودوال علی آباد

 

آبشار کبودوال در ۵ کیلومتری جنوب شهر علی آباد در محل تفرجگاه عمومی شهر واقع شده است. آبشار کبودوال این تفرجگاه با داشتن امکاناتی برای جلب توریست از نقاط مهم تفریحی استان گلستان محسوب می شود.

 

آبشار کبودوال که از چشمه های جنوبی تشکیل گردیده در عمق دره ای که جنگل انبوهی آن را پوشانده واقع گردیده، آب آن زلال و شفاف بوده، زمزمه حرکت آب در فضای آرام و سکوت جنگل، بهترین وسیله تسکین و آرامش انسان است.آب این رودخانه و آبشار قابلیت شرب دارد و در مسیر آبشار، سکوها و چادرهای انفرادی و گروهی به تعداد کافی و مناسب نصب شده است. آلاچیقها و مسیرهای دسترسی نیز تعبیه شده اند.

 

هم اکنون این منطقه در تابستان به ویژه در ایام تعطیل، علاقمندان به طبیعت را به خود جذب می نماید. آبشار کبودوال در ایام گذشته هم بدون هیچ گونه امکانات تفریحی، مورد استفاده علاقمندان از نقاط مختلف بوده و در مجموع در زمره بهترین نقاط تفریحی استان گلستان می باشد. در صورت تامین تجهیزات و تاسیسات و رعایت کامل ملاحظات زیست محیطی که تاکنون بخش اعظم آن مهیا گردیده قادر به جلب و جذب علاقمندان بسیاری از سطح کشور خواهد شد.