بایگانی برچسب‌ها : تور

قلعه كوهزاد (وزنيار ) کوهدشت

قلعه کوهزاد (وزنیار ) کوهدشت

 این بنا در شهرستان کوهدشت  ودر بخش رومشگان  واقع شده است .تمامی قسمتهای برجای مانده بنا از سنگ و ملاط است و قسمت شمالی آن سالم تر از سایر قسمت هاست سبک طاق این قلعه شباهتهایی با قلعه زاخه در همین منطقه دارد . ورودی قلعه به سمت شرق می باشد و در قسمت شمال پنجره ایی به ابعاد ۹۰* ۸۰* ۱۰۰ تعبیه گردیده است . طول و عرض آن ۲۰۵* ۸۵/۳ متر و بلندی طاق ۷۵/۲ سانتیمتر است . طول حصار قلعه ۶۰ متر و عرض آن ۲۴ متر و آثار هشت اتاق به خوبی پیداست . موقعیت قلعه بصورتی است که چشم انداز بسیار زیبایی از دره سیمره و منطقه طرهان و رومشکان را در برمی گیرد . این اثر  منسوب به آیین مهر پرستی  و مربوط به دوره اشکانی (پارتی) می باشد که به شماره ۳۷۶۰ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.     

شهر سوخته زابل

شهر سوخته زابل

شهر سوخته نام بقایای «دولت شهری» باستانی در ایران است که در ۵۶ کیلومتری زابل و در حاشیه جاده زابل-زاهدان در شرق ایران دراستان سیستان و بلوچستان واقع شده‌است. شهر مذبور در روی آبرفتهای مصب رودخانه هیرمند به دریاچه هامون و زمانی ساحل آن رودخانه بنا شده بوده‌است. زمان بنای این شهر بزرگ در دوره برنز تمدن جیرفت یعنی استان سیستان و بلوچستان امروزی در ایران باستان می‌باشد و ایرانیان حدود ۶۰۰۰ سال پیش در این شهر زندگی می‌کرده‌اند.

گفته می‌شود، شهر سوخته پیشرفته‌ترین شهر جهان قدیم بوده‌است و حتی بسیار پیشرفته‌تر از «دولت شهر» کرت که سینوهه در کتاب خود از آن یاد کرده‌است. به اعتقاد برخی باستان‌شناسان اگر بخواهیم به معنای کامل و دقیق شهر توجه کنیم، این شهر را باید از قدیمی‌ترین آن‌ها در دنیا دانست، چرا که معدود شهرهائی پیش از آن، از نظر امکانات و اصول شهرنشینی با آن قابل مقایسه هستند.

شهر سوخته یکی از آثار تاریخی و باستانی عصر برنز منطقه جیرفت، استان سیستان و بلوچستان فعلی در ایران، به شمار می‌آید. شهر در ساحل رودخانه هیرمند و دریاچه هامون زمان خود و کنار جاده کنونی زاهدان-زابل بنا شده بوده‌است. کلنل بیت، یکی از ماموران نظامی بریتانیااز نخستین کسانی است که در دوره قاجار و پس از بازدید از سیستان به این محوطه اشاره کرده و نخستین کسی است که در خاطراتش این محوطه را شهر سوخته نامیده و آثار باقیمانده از آتش سوزی را در آن دیده‌است. پس از او سر اورل اشتین با بازدید از این محوطه در ۱۹۳۷، اطلاعات سودمندی در خصوص این محوطه بیان کرده. سپس شهر سوخته توسط باستان‌شناسان ایتالیایی به سرپرستی مارتیسو توزی از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۷ مورد بررسی و کاوش قرار گرفته‌است. پس از آن سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان سیستان و بلوچستان تا به امروز مسئولیت کاوشگری در این بخش از سیستان و بلوچستان را به عهده دارد.

بر مبنای یافته‌های باستان شناسان شهر سوخته ۱۵۱ هکتار وسعت دارد و بقایای آن نشان می‌دهد که این شهر دارای پنج قسمت اساسی بوده که شامل بخش مسکونی واقع در شمال شرقی شهر سوخته؛ بخش‌های مرکزی؛ منطقه صنعتی؛ بناهای یادمانی؛ و گورستان است که به صورت تپه‌های متوالی و چسبیده به هم واقع شده‌اند. هشتاد هکتار از شهر سوخته را بخش مسکونی تشکیل میداده‌است.

پژوهش‌ها نشان داده‌است این محوطه بر خلاف اکنون که محیط زیستی کاملاً بیابانی دارد و فقط درختان گز در آنجا دیده می‌شود، در پنج هزار سال قبل از میلاد منطقه‌ای سبز و خرم با پوشش گیاهی متنوع و بسیار مطلوب بوده و درختان بید مجنون، افرا و سپیدار فراوانی در آنجا وجود داشته‌است. دریاچه هامون در ۳۲۰۰ سال قبل از میلاد دریاچه‌ای بزرگ و پرآب بوده و چندین رودخانه دائمی مانند هیرمند آنرا تغذیه میکرده و هم اکنون نیز کم و بیش هیرمند و رودخانه‌های دیگر این دریاچه را غالباً بصورت فصلی تغذیه می‌کنند. ولی افت بیش از اندازه آب در این رودخانه‌ها به علت عدم رعایت پروتکلهای فی مابین دو کشور همسایه، ایران و افغانستان، و برداشت بی رویه آب درون خاک افغانستان مسبب خشکی دریاچه هامون و مناطق اطراف آن شده‌است. در اطراف دریاچه هامون، در آن زمان نیزارهای وسیعی وجود داشته‌است. همچنین کاوشها نشان می‌دهند که نهرهاو شاخه‌های قوی آبیاری از آن منشعب میشده‌است. در بررسی‌های منطقه‌ای در اطراف شهر سوخته بستر نهرها و آبراه‌های گوناگونی پیدا شده که می‌توان گمان برد به مزارع کشاورزی آن شهر آب می‌رسانده‌اند.

رود هیرمند پیش ازآنکه درمیان شنزارهای سیستان گم گردد، درجلگه‌های مجاورش وضعی شبیه به دره نیل بوجود آورده بود، به این معنی که در مواقع معینی بعلت بالاآمدن سطح آب، در نتیجه جذر و مد دریاچه هامون، زمین‌های ساحلی آن مشروب و لذا، خاک آنها حاصل خیز میشده‌است. این امر سبب شده بود که ساکنان این ناحیه بتوانند به کار زراعت بپردازند و در مراحل شهرنشینی موفق به پیشرفت‌هایی گردند. در آن دوران نیز این منطقه بسیار گرم بوده، اما آب رودخانه هیرمند و شاخه‌هایش به خوبی زمین‌های کشاورزی شهر سوخته را سیراب می‌کرده‌است.

منطقه مسکونی

منطقه مسکونی شهر سوخته در شمال شرقی منطقه کاوشگری این شهر واقع شده و حدود ۸۰ هکتار شهر را شامل می‌شود. قدیمترین سازه‌های یافت شده در این بخش به

منطقه مرکزی

منطقه صنعتی

منطقه بناهای یادمانی

منطقه گورستان

از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۳ تعداد ۱۴ گمانه به مساحت تقریبی ۲۳۰۰ متر مربع در گورستان شهر حفاری شده و در نتیجه ۳۱۰ گور کشف شده‌اند.

طی کاوش‌های به‌عمل آمده توسط باستان شناسان، برخی از مردم شهر سوخته را با لباس و پارچه کفنی دفن می‌کرده‌اند. در تعدادی از قبرها، آثار پارچه در روی بدن اجساد مردگان دیده می‌شود.

پارچه‌ها به سه شکل گوناگون در گورها دیده می‌شود:

  1. به صورت کفن، که مرده‌ها را در آن می‌پیچیده‌اند؛
  2. به شکل لباس زیر انداز و رو انداز؛
  3. کف گور فرش شده و مرده را با لباس در آن می‌گذاشتند.

اشیاء سفالی اصلی‌ترین موادی هستند که تقریباً در همه گورها وجود دارند در کنار این دسته از اشیاء، هدایای دیگری ساخته شده از سنگ، چوب، و پارچه در قبور دیده می‌شود.

شهر سوخته مرکز بسیاری از فعالیت‌های صنعتی و هنری بوده، در نوبت ششم کاوش در شهر سوخته نمونه‌های جالب و بدیعی از زیورآلاتبه دست آمد. در جریان حفاری‌های نوبتهای گذشته در شهر سوخته مشخص شد که جهت صنایع ساخت سفال و جواهرات در این منطقه، ساکنان شهر سوخته از درختان موجود در طبیعت اطراف برای سوخت استفاده می‌کرده‌اند.

باستان شناسان با یافتن مهره‌ها و گردنبندهایی از لاجورد و طلا در یک گور، پس از پژوهش در باره روش‌های ساخت ورقه‌ها و مفتول‌های طلایی، محققان دریافتند که صنعتگران شهر سوخته با ابزار بسیار ابتدایی در آغاز صفحهات طلایی بسیار نازکی به قطر کمتر از یک میلیمتر تهیه کرده و بعد آنها را به شکل استوانه‌ای لوله نموده و فیمابین استوانهای طلا مهرههای لاجورد قرار میداده‌اند.

در شهرسوخته انواع سفالینه‌ها و ظروف سنگی، معرق کاری، انواع پارچه، و حصیر یافت شده که معرف وجود چندین نوع صنعت، به ویژه صنعت پیشرفته نساجی در آنجاست.

تاکنون ۱۲ نوع بافت پارچه یکرنگ و چند رنگ و قلاب ماهیگیری در شهر سوخته به دست آمده و تحقیق در باره اشیاء حصیری مشخص کرده که مردم این شهر با استفاده از نیزارهای باتلاق‌های اطراف دریاچه هامون سبد و حصیر می‌بافتند. از این نی‌ها نیز، برای درست کردن سقف ساختمانها استفاده می‌شده‌است. صید ماهی و بافت تورهای ماهیگیری نیز از دیگر پیشه‌های مردمان شهر سوخته بوده‌است.

شهر سوخته بدون شک جزو شهرهای بسیار پیشرفته زمان خود بوده‌است. این نکته نه تنها در بقایای آثار معماری و کارهای ظریف دستی وصنعتی دیده می‌شود بلکه در سازمان‌دهی اجتماعی شهر نیز قابل مشاهده‌است.

شهر سوخته دارای تشکیلات منظم و مرتبی بوده‌است. آثار باقی مانده نشان دهنده این امر است که در این شهر طی هزاره سوم پیش از میلاد، دارای یک نظام مرتب و منظم آبرسانی و تخلیه فاضلاب بوده‌است. در نخستین مرحله کاوشهای باستانشناسی، در شهر سوخته کوچه‌ها و خانه‌های منظم و لوله کشی آب و فاضلاب با لوله‌های سفالی پیدا شده که نشان دهنده وجود برنامه‌ریزی مدنی در این شهر است.

مردمان شهر سوخته داری دانش پزشکی پیشرفته‌ای بوده‌اند، تا آن حد که پزشکان این شهر نه تنها از فنونی چون شکسته‌بندی آگاهی داشتند، بلکه دانش و مهارت اجرای اعمال شگفت‌انگیزی چون جراحی مغز را نیز داشته‌اند.

برای نخستین بار در شهر سوخته یک چشم مصنوعی پیدا شد. مطالعات اولیه نشان داده‌اند که چشم چپ یک زن تنومند مدفون در قبر شماره ۶۷۰۵ مصنوعی بوده‌است. همین مطالعات نشان می‌دهند که زیر طاق ابروی زن مذکو آثار آبسه دیده می‌شود. به علت طول زمان زیادی که بخش زیرین این چشم مصنوعی با پلک چشم در تماس بوده‌است آثار ارگانیکی پلک چشم نیز در روی آن مشهود است. جنس و ماده‌ای که چشم مذکور با آن ساخته شده‌است هنوز به دقت روشن نشده و تشخیص آن به آزمایشهای بعدی موکول شده‌است اما به نظر می‌رسد که چشم مزبور مخلوطی از جنس قیر طبیعی با نوعی چربی حیوانی است. در روی این چشم مصنوعی ریزترین مویرگهای داخل کره چشم توسط مفتول‌های طلایی به قطر کمتر از نیم میلی متر طراحی شده‌اند مردمک چشم در وسط طراحی شده و مجزا از آن تعدادی خطوط موازی که تقریبا یک لوزی را تشکیل می‌دهند در پیرامون مردمک دیده می‌شود. از دو سوراخ جانبی واقع در دو سوی این چشم مصنوعی جهت نگهداری و اتصال آن به حدقه چشم استفاده می‌شده‌است.

پیدا شدن تنها لوح نوشته دوران آغاز ایلامی این شهر، همراه با آثار مهرها، نشان از ارتباطات تجاری و کنترل اقتصادی منطقه از سوی این جامعه دارد. مردم سیستان دراین مدت با مردم ساکن بین دو رود دجله و فرات روابط تجاری داشته و این روابط ازراه زمینی و دریایی کناب خلیج فارس انجام می‌گرفت. مردم بین‌النهرین ازهمین طریق ازسنگ لاجورد افغانستان استفاده مینموده‌اند. ولی تمدن سیستان را نمی‌توان وابسته به تمدن جلگه بین‌النهرین یامصر دانست زیرا دراین مکان خصوصیاتی وجود داشته‌است که آنرا کاملأ متمایز می‌نماید.

این استخوان‌ها مربوط به کدام حیوان یا پرنده یاجان‌داری بوده و کارشان دراین اطاق‌ها چه بوده‌است.

دراین موقع اینطور بنظر رسید که انجام این کار از عهده باستان‌شناسان به تنهایی برنخواهد آمد. بهمین منظور بود که در حدود ده نفر از متخصصان مختلف ایتالیایی به محل کاوش آمدند و با میکروسکوپ‌ها و بوسیله تجزیه‌های «رادیو کاربون» مشغول مطالعه زندگی ۵۰۰۰ سال پیش دراین مکان گردیدند.

درهمین اوان بود که متخصصان ژاپونی نیز علاقمند به کاوش‌های «شهرسوخته» شدند و زمین‌شناسان و متخصصان «فیزیک‌هسته‌ای» به همکاری با متخصصان ایتالیایی پرداختند و نمونه‌های بدست آمده رااز طریق روش‌های «پالئوماگنتیک» و «اورانیوم۲۳۸» تحت بررسی قرار دادند.

بررسی‌های دانشمندان مزبور نشان داد که بصورت دقیق شهر سوخته در فاصله بین ۲۹۰۰ تا ۱۹۰۰ سال پیش از میلاد مورد سکونت بوده‌است.

بخشی از خانه‌های «شهرسوخته» که اززیر خاک بیرون آورده شده‌است

هزارسال، نسبت به قدمت بشر، چیز فوق‌العاده‌ای نیست، ولی آنچه که بنظر ما فوق‌العاده می‌آید این است که در عرض مدت هزارسال مردم این ناحیه موفق شده‌اند شهر بزرگ و آبادی بوجود آورند که مردم آن به انواع صنایع دستی پرداخته و حکومت منظمی تشکیل داده بودند و پیرو مذهب واحدی شده روابط تجارتی و فرهنگی گسترده‌ای با نواحی مجاور خود ترتیب داده بودند.

نکته قابل توجه ازنظر روشن شدن تاریخ سرزمین ایران این است که آثار مکشوف در «شهرسوخته» نشان می‌دهد که مردم این ناحیه دراوایل استقرارشان، یعنی درحدود ۲۹۰۰ سال پیش ازمیلاد مسیح روابط بسیار نزدیک با مردم ترکمنستان داشته‌اند و در اواخر دوران وجودشان، یعنی پیش از ۱۹۰۰ سال پیش ازمیلاد با مردم ساکن در دره پنجاب رابطه بسیار نزدیک پیدا می‌کنند.

آیا می‌توان از مطلب بالا اینطور نتیجه گرفت که اینها مردمی بودند که در حدود ۲۹۰۰ سال پیش از میلاد از سوی شمال به طرف دهانه رود هیرمند که در نتیجه شرایط بخصوصی برای شهرنشینی مناسب بود سرازیر شده‌اند، و سپس هزارسال بعد، در زمانی که مسیر رود هیرمند تغییر یافت این مردم به طرف دره پنجاب مهاجرت کردند و درآنجا امپراطوری بزرگ «موهنجودارو» و «هاراپا» را تشکیل دادند.

ظروف سفالین «شهرسوخته» با ظروف سفالین مکشوف در دره پنجاب شباهت دارند. نقش خورشید که روی یکی ازاین سفال‌ها نشان داده شده در روی ظروف سفالین شهداد نیز دیده می‌شود. شباهت این نقوش با نقوش ظروف گلی بین‌النهرین کمتر است. باید بخاطر داشته باشیم که تمدن شهداد نیز درهمین حدود اوایل هزاره سوم پیش ازمیلاد در نتیجه تغییر مسیر رودخانه ازبین رفت و درآن زمان مردم شهداد بامردم پنجاب روابط نزدیک داشته‌اند.

برای انجام تحقیقات بیشتر، دانشمندان ایتالیایی با باستان‌شناسان شوروی که در ترکمنستان مشغول کاوش بودند تماس گرفتند. تحققات دقیق باستان‌شناسان شوروی رابطه مردم شهرسوخته با مردم ترکمنستان دراوایل هزاره سوم پیش از میلاد را تأیید نمود.

 

وجود تعداد زیاد اشیاء بسیار کوچک که بعضی ازآنها بیش از ۲ میلیمتر در ۲ میلیمتر عرض و طول ندارند موجب شد ک ازیک متخصص «پالئوبوتانیست» نیز کمک خواسته شود. آزمایش‌های میکروسکوپی نشان داد که دراین اجتماع ماهی‌ها و پرندگان و خرچنگ‌ها نیز مورد استفاده غذایی بوده‌است. درمیان حیوانان استخوان‌های بز و غزال و گوسفند ۹۹ درصد باقی‌مانده‌های حیوانی دراین ناحیه راتشکیل میداده‌اند. بین پرندگانی که دراینجا مورد مصرف اهالی بودند مرغ‌های آبی، قرقاول، مرغابی و غاز وجود داشته‌است که بیشتر آنها می‌توانستند اهلی بوده باشند. ضمنأ وجود هزاران پیکان سنگی نشان می‌دهد که شکار پرندگان درمیان ساکنان این ناحیه بسیار رواج داشته‌است.

دانشمند پالئوبوتانیست «لورنزوکنستانین» مطالعه این آثار را برعهده گرفت و برای این کار به سیستان آمد و باستان‌شناسان پند فیلسوف جهان کهن «اپیکور» یا «ابیقور» را سرلوحه برنامه خود قرار دادند و آن این بود که «ازاشیاءکوچک به حقایق بزرگ یابند».

مجموع سطحی که ازاین نظر باید مورد بررسی قرار گیرد در حدود ۱۰۰ هکتار وسعت دارد. میلیون‌ها آثار بسیار کوچک از استخوان و چوب وصدف و چوب و نظایر آن تحت بررسی دانشمندان ایتالیایی قرار گرفت.

باستان‌شناسان دراین مکان آثار دانه‌های گندم و جو و شاهدانه و تخم خربوزه و حتی انگور نیز پیدا کردند. این امر برای دانشمندان باستان‌شناس مسلم گردید که پرندگان و حیواناتی که آثارشان در شهر سوخته بدست آمده درحال حاضر دیگر دراین مکان زندگی نمی‌کنند.

اشیاء دیگری که ساخت دست انسان بوده‌است و ازجنس فیروزه یا سنگ لاجورد است در شهرسوخته بدست آمده‌است.

کاوش کنندگان فکر می‌کنند که وصعت این شهر به ۷۰ هکتار می‌رسیده‌است. درطرف جنوب و مغرب آن مردگان بخاک سپرده شده‌اند. با تخمینی که زده شده احتمال دارد که در حدود ۲۱۰۰۰ قبر دراین ناحیه وجود داشته باشد. با کمک متخصصان «پالئوپاتولوژیست» و «آنتروپولوژیست» بسیاری از مطالب مربوط به زندگی دراین ناحیه با مطالعه اسکلت‌ها روشن شد. به این وسیله توانستند بفهمند صاحبان این قبرها تقریبأ ازچه گروه نژادی بوده‌اند. سن مردگان در قبرهایی که شکافته شد نیز تشخیص داده شد و نسبت تعداد مردان به زنان و کودکان معین گردید. پروفسور «توچی» تصمیم دارد از متخصصان دیگری نیز کمک بخواهد که با معاینه استخوان ساق پاها بتوانند گروه خونی این مردگان را مشخص نمایند. مثلأ معلوم شد در زمان معینی یک مرض مسری موجب مرگ تعداد زیادی کودکان و نوجوانان شده وآنها را بخاک سپرده‌اند. استخوان جنینی را درشکم مادرش که حامله بوده و مرده‌است تشخیص دادند. این نوع تحقیقات در مورد مردگان ممکن است نتایج بسیار جالبی در برداشته و در علم باستان‌شناسی تازگی دارد. بنابر تخمینی که زده‌اند در قبرستانی که مورد تحقیق قرار گرفته ۵۵ درصد از ۶۰ اسکلتی که بیرون آمده کودکان کمتر از نه سال بوده‌اند، یک اسکلت از مرد ۲۰ ساله بوده، یک کودک پنج‌ساله بخاک سپرده شده و دریک گور دونفر قرار داده شده‌اند.

نقوش بالا باحتمال قوی نشانه‌ای از خورشید، یا مفهوم دیگری است که اکنون برما پوشیده‌است. نقش خورشید بصورت صلیب در بسیاری از نقاط فلات ایران دیده می‌شود و احتمالأ مربوط به پرستش خورشید درآن زمان‌های کهن می‌باشد

            تحقیقات باستان‌شناسان نیز نشان داده‌است که تعداد زیادی از ساکنان شهرسوخته بکارهایی اشتغال داشته‌اند که مربوط به قوت و غذا نبوده‌است. صنعت کوزه‌گری، حصیربافی، سنگ تراشی و تهیه جواهرات و زینت‌آلات از سنگ لاجورد یا فیروزه عده‌ای از صنعتگران شهرسوخته را به خود مشغول میساخته‌است.

تحقیقات باستان‌سناسان درناحیه سیستان راه جدیدی برای بازسازکردن زندگی مردم پیش از تاریخ فلات ایران بازنموده‌است. برای آنان مهم نیست که اشیاءمختلفی را که ازنظر هنری ارزشی دارد از زیر خاک بیرون آورده در موزه‌ها قرار دهند. آنها می‌خواهند بوسیله میکروسکوپ، تجزیه‌های مختلف ازطریق رادیو کاربون، و مطالعه دقیق با روش‌های بسیار جدید روی آثار ناچیز مانند ریزه‌های استخوان‌های پرندگان یا باقی‌مانده حبوبات و چوب و غیره زندگی مردم آن ناحیه را درآن روزهای بسیار کهن معرفی نمایند.

این نکته قابل توجه‌است که شهرسوخته تنها نقطه از ناحیه جنوب ایران نبوده‌است که درهزاره چهارم ازمیلاد به درجه نسبتأ بلندی ازتمدن رسیده بوده‌است.

اینها شاید علاماتی باشند که برای مردم آنروز مفهوم مشخصی داشته‌اند ودرواقع یتوانند بصورت مراحل اولیه «خط» معرفی گردند. درمجاورت نزدیک یا دوراز شهر سوخته در نقاطی مانند «تپه یحیی» و «تل‌ابلیس» و بم و شهداد کاوش‌هایی انجام گرفته‌است که حاکی از وجود تمدن پیشرفته‌ای در ناحیه وسیع جنوب ایران و سواحل فارس بوده‌است.

در یک تقسیم بندی کلی، اشیاء پیدا شده را می‌توان به گروهای زیر تقسیم کرد:

  • اشیاء زینتی
  • اشیاء آیینی
  • اشیاء مربوط به پیشه‌ها
  • اشیاء مورد استفاده در زندگانی روزمره
  • مواد غذایئ

برای نخستین بار در شهر سوخته یک چشم مصنوعی پیدا شد. مطالعات اولیه نشان داده‌اند که چشم چپ زن تنومند مدفون در قبر شماره ۶۷۰۵ مصنوعی بوده‌است. همین مطالعات نشان می‌دهند که زیر طاق ابروی زن مذکو آثار آبسه دیده می‌شود. به علت طول زمان زیادی که بخش زیرین این چشم مصنوعی با پلک چشم در تماس بوده‌است آثار ارگانیکی پلک چشم نیز در روی آن مشهود است. جنس و ماده‌ای که چشم مذکور با آن ساخته شده‌است هنوز به دقت روشن نشده و تشخیص آن به آزمایشهای بعدی موکول شده‌است اما به نظر می‌رسد که چشم مزبور از جنس قیر طبیعی که با نوعی چربی جانوری مخلوط شده‌است ساخته شده‌است. در روی این چشم مصنوعی ریزترین مویرگهای داخل کره چشم توسط مفتول‌های طلایی به قطر کمتر از نیم میلی متر طراحی شده‌اند مردمک چشم در وسط طراحی شده و جز از آن تعدادی خطوط موازی که تقریبا یک لوزی را تشکیل می‌دهند در پیرامون مردمک دیده می‌شود از دو سوراخ جانبی واقع در دو سوی این چشم مصنوعی جهت نگهداری و اتصال آن به حدقه چشم استفاده می‌شده‌است. بررسی‌های انسان شناسانه نشان داده که به احتمال بسیار زیاد زن مزبور دارای سنی بین ۲۵ تا ۳۰ سال بوده و دو رگه (سیاه و سفید) بوده‌است. اشیاء پیدا شده در این قبر دو قسمتی عبارت بوده‌اند از ظرفهای سفالی، مهرهای تزیینی، یک کیسه جرمی و یک آینه مفرغی. قدمت این قبر و چشم مصنوعی به حدود ۲۸۰۰ سال بیش از میلاد و ۴۸۰۰ سال پیش از این می‌رسد. مطالعه جهت دستیابی به اطلاعات بیشتر در این مورد چشم و اسکلت ادامه دارد.

 

آتشکده کرکویه زابل

آتشکده کرکویه زابل

آتشکده کرکویه با کرکوشاه، این آثار و همچنین آثار تخته پل در میان کنگی شهرستان زابل، در غرب روستای خمک و هشت کیلومتری تپه منطقه شهرستان و در میان زمین‌های باتلاقی سیستان و نزدیک مرز ایران با افغانستان قرار دارد. تخته پل، پل آجری بوده است که به نوشته استخری، راه زرنک (سیستان) و هرات را به هم متصل می‌کرده است.

کرکوشاه یا کرکویه، عبارت است از بقایای یک آتشکده مربوط به دوران هخامنشی، که شامل یک دیوار خشتی – چینه‌ای از یک برج دفاعی شهر باستانی است. . این آثار شامل تعدادی از بناه‌های بزرگ و کوچک است. این بخش دارای تالاری به طول ۱۱ متر و عرض ۸/۵ متر است.

کرکویه توسط نویسندگان دوران اسلامی در کتب قدیمی تشریح شده است. استخری کرکویه را نخستین راهی می‌داند که سیستان را بههرات متصل می‌کند و بنا به گفته همین جغرافی نویس کرکویه در سه فرسنگی زرنج یا زرنک (سیستان) واقع شده است

یاقوت حموی نیزدر باره آتشکده کرکویه نوشته است شهری از سیستان بوده و آتشکده‌ای که نزد زرتشتیان محترم شمرده می‌شد در آنجا قرا داشت.

آتش کرکویه را به کیخسرو نسبت داده اند و کرکویه تا سده هفتم هجری آبادان بوده است. بر اساس توصیفات مورخان دوران اسلامی، این بنا دارای دو قبه بزرگ و بر هر قبه شاخی چون شاخ گاوی بزرگ ساخته بودند و آتشگاه در زیرآن دو قبه قرار داشت.

دهانه غلامان زابل

دهانه غلامان زابل

دهانه غلامان، نام یک محل باستان‌شناختی در منطقه سیستان در جنوب خاوری ایران است و شهری باستانی در ۲ کیلومتری روستای قلعه نو و ۴۲ کیلومتری شهر زابل در استان سیستان و بلوچستان قرار دارد.

دهنه غلامان بازمانده شهری است که روزگاری مرکز اداری-سیاسی  ساتراپی (والی‌نشین)  زَرَنگ (زرنج) در شاهنشاهی هخامنشی بود.محل دهنه غلامان در حدود ۴۵ کیلومتری شهر زابل و دو کیلومتری روستای قلعه نو است. کاوشگاه دهنه غلامان در دههٔ ۱۹۶۰ توسط اومبرتو اسکراتو از مؤسسهٔ ایتالیایی خاور میانه و دور کشف شد. این کاوشگاه ۱٫۵ کیلومتر درازا و ۸۰۰ متر پهنا دارد و در دلتای متروکه رودسنارود واقع شده‌است. در این محوطه تا کنون ۲۷ ساختمان شناسایی شده‌اند که تا مکانی بلند به نام قبر زردشت ادامه دارند.

کاوش‌ها نشان می‌دهد که این شهر در بخش شمال غرب خود یک نیایشگاه چهارگوش داشته که چهار برج دیده‌بانی دارد. برای ورود به این سازه تنها یک در، در ضلع جنوبی تعبیه شده‌است. در بخش شمال دهنه غلامان باستان‌شناسان ۱۲۰ اتاق در شمال و شرق و ۱۱۰ اتاق در جنوب، ۱۱ اتاق در جنوب کشف کرده‌اند.

در سال ۱۳۸۶ خورشیدی قرار بود به تصمیم مقامات ایرانی مخزت یک سد در محوطه این کاوشگاه ساخته شود که به نابودی آن می‌انجامید. پیگیری استاندار و مسئولان استان سیستان و بلوچستان به تغییر مسیر سد و دور شدن حدود ۲۵۰ متری آن از حریم دهانه غلامان انجامید و بدین ترتیب این کاوشگاه از نابودی نجات یافت.

خرابه‌ها و آثار بناهای این شهر در محوطه‌ای به طول تقریبی ۴ تا ۵ کیلومتر واقع شده‌است.این شهر را باستان شناسان ایتالیایی در سال ۱۹۶۰ میلادی کشف و از سال ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۵ میلادی این محل را حفاری کردند. دهانه غلامان دارای ساختمان‌های بزرگ عمومی، معبد، محله‌های مسکونی، خیابان، آبراهه، محله‌های نظامی و صنعتی می‌باشد. این شهر تنها مکان باستانی دوران هخامنشیان است که حاکمیت ایران را بر نواحی شرقی به خوبی نشان می‌دهد.

در کتیبه‌های هخامنشی، بیستون، تخت جمشید و نقش رستم از این شهر به نام «زرک» یا «زرنکای» یاد شده‌است.

با توجه به وزش بادهای معروف ۱۲۰ روزه سیستان که همواره از شمال غرب به جنوب شرق می‌وزد.درهای ورودی کلیه خانه‌ها ی این شهر در ضلع جنوبی ساختمان قرار دارد.این شهر دارای برج و بارو نمی‌باشد که در حقیقت ثبات امنیت در آن روزگار را بیان می‌کند. باستان شناسان، یکی از عوامل اصلی متروک شدن این شهر را، خشک شدن ناگهانی بستر رودخانه هیرمند می‌دانند.

روستای میمند شهر بابک

روستای میمند شهر بابک

میمند روستایی است در دهستان میمند از توابع بخش مرکزی شهرستان شهر بابک استان کرمان در جنوب شرقی ایران. «روستای صخره‌ای میمند» واقع در شهرستان شهربابک از استان کرمان است.

میمند در ۳۸ کیلومتری شمال‌شرقی شهرستان شهربابک در عرض ۳۰ درجه و ۱۶ دقیقه و طول ۵۵ درجه و ۲۵ دقیقه قراردارد. ارتفاع آن از سطح دریا ۲۲۴۰ متر و وسعت آن ۴۲۰ کیلومترمربع است این روستا بین شهرهای یزد، کرمان و شیراز قرار دارد. میمند در دهستان‌میمند، در شهرستان شهربابک و در استان کرمان واقع شده‌است. باران سالیانه آن ۱۸۵ میلیمتر است.

میمند روستایی صخره‌ای و دستکند با چند هزار سال قدمت یادآور ایامی است که انسانها خدایان خود را در بلندای کوه‌ها جستجو می‌کردند و کوه نشانه استواری و توان و پایداری و اراده شناخته می‌شود. این بنای دستکند باستانی، بی‌گمان از نخستین سکونتگاه‌های بشری در ایران به شمار می‌رود، دورانی که هنوز ایرانیان مهرپرست بودند و کوه‌ها را سپند می‌شمردند، باوری که بعدها نیز جلوه دیرینگی و دینی داشت و همانگونه که حضرت موسی در کوه طور به پرستش می‌پرداخت و پیامبرگرامی اسلام نیز در غار و کوه حرا به پیامبری مبعوث گردید. به هر تقدیر چند هزار سال پیش از این، انسانهایی دل سنگ‌ها را شکافتند و یادگاری را به جا گذاشتند که امروزه پس از گذشت سالیان همچنان نماد عزم و اراده و اقتدار اجداد ایرانی به‌شمار می‌رود. هنوز کسی واقف نیست که این مجموعه به دست چه کسانی بوجود آمده و انگیزه این مردمان از احداث چنین بناهایی چه بوده، اما انگیزه مردمان آن زمان بسیار مورد اهمیت قرار دارد، چون در آن زمان و با آن وسایل ابتدایی، آفرینش چنین مجموعه با عظمتی با معماری بی‌نظیر فابل تحسین است. عده‌ای از محققین نیز معتقدند که مهرپرستان از غارهایی که با دست در دل‌کوه کنده‌اند فقط برای عبادت و دفن مردگان استفاده می‌کردند و بعد از مدتی بنا به اضطرار ناشی ازآب و هوا و یا هر عامل محیطی مؤثر دیگری، این غارها را برای سکونت برگزیده‌اند. آئین مهرپرستی قبل از ظهور آئین‌زرتشت در ایران رواج داشته و تا مدت‌ها پس از ظهور وی نیز ادامه داشته‌است. میمند به دلیل استحکام دفاعی در طول تاریخ کمتر دستخوش تحولات کالبدی و اجتماعی شده‌است و بیشترین تغییر در آن مربوط به چند دهه اخیر می‌باشد. این تمدن در ابتدا برگرفته از آئین‌مهرپرستی و بعد از آن آئین‌زرتشت بوده‌است. در زمان ساسانیان شهربابک به عنوان زادگاه بابک سرسلسله ساسانی مورد توجه خاص آنها بوده‌است. پس از ظهور اسلام و ورود آن به ایران مردم میمند که به آئین‌زرتشتی معتقد بودند به اسلام گرویده و مذهب شیعه را پذیرا گشتند.

آنچه مورد اهمیت است و بی شک بر نحوه شناخت میمند اثر گذارده این است که مسکن از روی هم گذاردن سنگ و آجر و غیره پدید نمیآید، یعنی در فضای باز ساخته نمی‌شود، بلکه با از میان برداشتن انبوهی از خاک شکل می‌گیرد و انسان نیاز به خشت و آجر و ملات ندارد، بلکه باید تودهای را بردارد تا پناهگاه مهیا شود. به همین دلیل برای اتاق، طاقچه در اندازه‌های مختلف کنده شده‌است که جای رختخواب، ظروف، صندوق، چراغ و غیرو کنده شده‌است. به همین دلیل کنار دیوارهای خانه گنجه گذارده نمی‌شود، بلکه با کندن دیوار، حفره یا طاقچه‌ای بوجود می‌آید که اشیاء و لوازم در آنها گذاشته شده و یا در آن‌ها آویزان می‌گردند.کل یک خانه که ممکن است شامل یک یا چند اتاق و اصطبل باشد یک کیچه‌است. یک واحد یک ورودی مشترک دارد و در پاگرد ممکن است طویله در یک سو و اتاق نشیمن در طرف دیگر باشد. همه کیچه‌ها یک ساختار ندارند. هم اندازه و هم تعداد اتاقها متفاوت است و همانگونه که ذکر شد نام هر واحد کیچه است(kiche) جدا کردن اتاق از پستو و یا پوشانیدن برخی از طاقچه‌ها با پردهای پارچه‌ای صورت می‌گیرد. کلیدون در دیوار کنار درب نصب می‌شود، کلید را در آن قرار می‌دهند تا زبانه پشت در قرار گیرد. درجه حرارت این اتاق‌ها حدود ۵ درجه متفاوت از بیرون است. در سال ۱۳۸۳در بهمن ماه در حالی که در بیرون حرارت ۱۰ درجه سانتیگراد بود، در درون ۱۵ درجه و در خرداد ماه ۱۳۸۴ در حالی که بیرون ۲۴ درجه سانتیگراد بود در درون ۱۸ درجه سانتیگراد بود. ایجاد اجاق و در زبان محلی دیدون (didon) در درون اتاقها و سوزاندن هیزم طی سالیان متمادی در آن موجب سیاهی رنگ سقف و بدنه اتاقها شده و برپا کردن آتش و تهیه غذا در درون اتاقها باعث گردیده تا بدنه داخل اتاق‌ها ایزولاسیون شده و باعث عمر بیشتر اتاق‌ها شود و متأسفانه چون دیگر در خیلی از اتاقها آتش افروخته نمی‌شود باعث شده تا خاک سقفها به آهستگی ریزش پیدا کند. اندازه این اتاق‌ها که البته از نظر هندسی منظم نیستند، متفاوت است و یک اتاق ۳×۴ به بلندی ۹۰/۱ تا ۱۰/۲ متر معمولی است و بزرگ‌ترین کیچه از ۹۰ متر مربع تجاوز نمی‌کند. کف پوش‌ها اکثراً نمد، مخشیف، گلیم یا قالیچه به اندازههای متفاوت در سایزهای۱۵۰×۱ و ۴۰/۱×۸۰/۱ متر موجود است. تعداد کیچه‌ها در خود روستا ۴۰۶ عدد و تعداد اطاق‌ها ۲۵۶۰ عدد می‌باشد. ساکنان این روستا دارای آداب و رسوم خاص هستند و در زبان و گویش آن‌ها هنوز از کلمات پهلوی ساسانی استفاده می‌شود. روستای ۳ هزارساله میمند تنها روستای تاریخی در جهان است که هنوز روابط سنتی زندگی در آن جریان دارد و می‌توان تعامل انسان و طبیعت در هزار دوم میلادی را بخوبی در آن دید. این روستا هفتمین منظر فرهنگی_طبیعی و تاریخی جهان بود که جایزه مرکوری را دریافت کرد. جایزه ملینا مرکوری جایزه‌ای است که از سوی دولت یونان و با همکاری مجامع فرهنگی بین‌المللی مانند یونسکو و ایکوموس (شواری حفاظت از بناها و محوطه‌های تاریخی) به آثاری اهدا می‌شود که دارای شرایط و ضوابط فرهنگی، طبیعی و تاریخی منحصر به فرد باشد. روستای میمند در مهر ماه ۱۳۸۵ به عنوان روستای نمونه ملی گردشگری معرفی گردید. مدارک برای شرکت در مسابقه بزرگ معماری آقا خان ارسال شده‌است و در ضمن اقداماتی جهت ثبت جهانی میمند صورت گرفته‌است. طبق افسانه‌های میمند روزی این روستا به وسیلهٔ مردی که از سوی خورشید می اید ایران را به شکوه قدیمی باز می گرداند.

میمند در لغت و اصطلاح به تعابیر مردمانش و آنچه صاحبنظران در پیرامون آن نقل می‌کنند تعابیر متفاوتی دارد: ـ عده‌ای معتقدند اصطلاح و لغت میمند، از دو واژه (می‌) و (مند) است که (می) به معنای شراب و(مند) به معنای مست و مستی می‌باشد. اما تعبیر فلسفی این اصطلاح آن است که چون این روستا در قبل از اسلام حفر شده، مردان این نواحی (می) می‌نوشیده‌اند و مست می‌شده‌اند و این حفره‌ها را در اثر مستی می‌کنده‌اند. ـ عده‌ای دیگر عقیده دارند واژه میمند مأخذ از میمنت و مبارکی بوده‌است. ـ عده‌ای نیز بر این باورند که مردمان این نواحی از میمند فارس مهاجرت کرده‌اند و چون در این ناحیه اقامت گزیده‌اند، آن را میمند نام نهاده‌اند و باورهای دیگر….

ترجمهٔ کتیبه‌های به‌های میمند هنگامی که کوه‌ها در این میمند شکاف بردارند و افسانه‌های میمند به حقیقت بپیوندند گنجینهٔ میمند پدیدار خواهد گشت و فقط یک نفر می تواند به ان دست پیداکند که او از سوی خورشید می اید.

گیاهان همواره در محیط زیست میمند وجود داشته وگیاهان دارویی در این منطقه نقش مهمی را ایفا نموده‌اند. آنچه مسلم است، انسان برای رهایی از درد و درمان بیماری‌ها در گذشته و حال بهترین شیوه را، استفاده از داروهای گیاهی در نظر داشته‌است و منطقه میمند از این امر مستثنی نیست.

حمام میمند که مثل خانه های آن در دل سنگ کنده شده یکی از عجایب این خانهها است که بصورت حمامهای سنتی دارای خزانه بوده و طبق روایات مردمان آنجا که به خاطر دارند و شواهد موجود مسائل و نکات بهداشتی در آن رعایت می‌شده‌است. ساختمان این حمام بدین طریق است که: کوچهای آنرا به داخل دالانی وصل می‌کند یعنی اول مانند دیگر حفرههای آن کوچه کنده شده و این کوچه در انتها به دالانی ختم می‌شود پس از دالان یعنی در وسط آن دری است که به رختکن حمام متصل می‌شود این رختکن دارای حوضی در وسط و سه سکو در اطراف می‌باشد. که درب دیگری آنرا به صحن حمام وصل می‌کند در پایین صحن خزانهای کنده شده که در سنگ است و منفذی هلالی شکل آنرا به صحن وصل می‌کند که برای برداشتن آب بوده در وسط خزانه گودالی است که جای قرار دادن دیگی برای گرم کردن آب بوده و در پایین و پشت این چاله دالانی است که درب آن به خارج حمام باز می‌شده که آتشخانه و محل برافروختن آتش در زیر حمام قرار داشته. برای گرم کردن حمام منفذی بوده که دود در آن میپیچیده و آنرا گرم می‌کرده که پس از گرم شدن گرفته می‌شده‌است. و اما در طرف راست خزانه حوضی بوده که محل شستن پا و آب کشیدن آن بودهاست و در طرف چپ حمام بریدگی کوچکی برای نظافت و دارو کشیدن بودهاست. طریقه حمام کردن به این ترتیب انجام می‌گرفته‌است که حمامی در جلو خزانه میایستاده و بدن مراجعهکنندگان را به‌وسیله ظرفی با ریختن آب خیس می‌کرده که پس از چرک کردن و ریختن آب دوباره و تمیز شدن بدن. فرد می‌توانسته برای غسل کردن داخل خزانه برود و پس از انجام غسل از سمت راست یعنی اطاقی که حوض در آن بوده خارج می‌شده و پای خود را آب میکشیده‌است. از نکات عجیب در این حمام آن است که سوراخی در بالای صحن و رختکن می‌باشد که سنگی مرمر بر روی آن گذاشتهاند که این سنگ به طرز عجیبی نور را در حمام منعکس می‌کند و در واقع منبع نور حمام می‌باشد. علاوه بر این دیگر منابع روشنایی حمام عبارت‌اند از: روغن گیاهی بنام (کن تون) یا کنده خشک پوسیدهای که کمتر دود می‌کند. ریشه گیاهی بنام (جلا) که نوعی خار بوده و از آن کتیرا به عمل میآورند و چراغموشی، که اکنون این حمام برقکشی شده‌است.

مدرسه قدیم روستا، به همان شیوه و طرح واحدهای مسکونی ساخته شدهاست، با این تفاوت که عرض و عمق کیچه و مسیر ورود آن بیشتر از واحدهای مسکونی است. به طور کلی هرچه از ابتدای کیچه به عمق آن میرویم ابعاد کلاس‌ها گسترده تر می‌شود و این، به دلیل افزایش ضخامت بودهاست. طول کیچه مدرسه که در کوه کنده شده- حدود ۱۸ متر می‌باشد و عرض آن از ابتدا تا انتها بین ۱۵ الی ۶ متر متغیر است. در مجموع این مدرسه دارای ۵ فضا که از آنها به عنوان کلاس و دفتر استفاده می‌شده‌است. دوعدد از این فضاها در امتداد کیچه و سه تای آن‌ها در سه طرف ایوانی به ارتفاع سه مترکه در انتهای کیچه کنده شده قرار دارد که ابعاد آن ۵/۵ ×۵/۵ و دارای دو ورودی می‌باشد. حجاران میمندی این کلاس را در انتهای کیچه ساختهاند. زیرا ضخامت سقف به مرور که به عمق می‌رویم بیشتر می‌شود. در جلوه کیچه مدرسه، حیاط بزرگی قرار دارد که به سنگ خشکه چین محصور شده‌است. و درون آن درختی بنام (تایی) وجود دارد.

مسجد میمند مولود تغییراتی است که در یک یا چند واحد مسکونی داده شدهاست. این مسجد در حدود ۱۲۰ متر مربع وسعت داردو شکل آن مدور و نامنظم است بعد از عبور از راهرویی به پهنای ۵/۱ متر به صحن مسجد میرسیم. سقف مسجد بر روی سه ستون سنگی به ارتفاع دو متر بنا شدهاست. محراب مسجد در سنگ کنده شده و ارتفاع آن در حدود ۱ متر می‌باشد. حجاران میمندی که آثار و نشانههای تیشه آنها بر در و دیوارها و سقف مسجد هنوز به خوبی نمایان است. در مسجد طاقچه ها، محراب و منبر سنگی ایجاد کردهاند. علاوه بر این در طرفین ورودی مسجد – در بدنه دیوار – طاقچه هایی مخصوص قرار دادن کفش ایجاد کردهاند. کف مسجد فاقد سنگفرش و یا هر پوشش ساختمانی بوده و با قالیهای دستباف میمندی، کف سنگی آن فرش شده. این مسجد هیچگونه منفذی برای نورگیری ندارد و نور آن از طریق در ورودی مسجد تامین می‌شود بنای این مسجد با توجه به اسناد موجود به سال ۱۲۴۰ هجری قمری بر می‌گردد.

حسینیه میمند، در وسط روستا قرار دارد و دارای سه ایوانچه با طاق گهوارهای است که در انتهای آنها ورودیهای حسینیه قرار دارند بنای حسینیه از تجمع چند منزل مسکونی صخرهای ایجاد شده و تمامی اجزای آن از سنگ تراشیده شدهاند فضاهای داخلی حسینیه دارای پلانی نامنظم بوده و ۲۰۰ متر مربع مساحت دارد که چهار ستون قطور مستطیل شکل ایستایی آن را حفظ می‌کنند در گذشته یک منبر سنگی چسبیده به زمین و متکی به اولین ستون کنار ورودی حسینیه وجود داشتهاست که اخیرا آنرا تراشیدهاند و به جای آن منبر چوبی قرار دادهاند. ارتفاع سقف حسینیه در بعضی از نقاط آن ۸۰/۱ و در نقاط دیگر، ۳۰/۲ متر می‌باشد. حسینیه میمند همچون سایر بناهای صخرهای فاقد هرگونه تزیین و اندودی می‌باشد و در آن کتیبهای که اشارهای به تاریخ حسینیه کردهباشد وجود ندارد این درحالی است که بنای حسینیه مدام در حال تغییر بوده و در دورههای مختلف فضاهایی به آن اضافه شدهاست تا مساحت داخلی آن جوابگوی ساکنین باشد. خدمات رفاهی و گردشگری مهمانسرا: در محیطی به قدمت تاریخ به شیوه کاملاً سنتی و برگرفته از طبیعت و معماری تاریخی روستا برای اقامت گردشگران داخلی و خارجی مهیا می‌باشد. رستوران سنتی(سفره سرای سنتی): مبلمان به شیوه کاملاً سنتی و برگرفته از طبیعت و معماری تاریخی روستا ساختهشدهو میزهای رستوران از سنگ و پایه چوبی دارد و با غذاهای بومی و سنتی از میهمانان پذیرایی می‌شود. در مبحث گردشگری نیز شرکت خصوصی آریان ایساتیس، برگزارکننده تورهای کوهنوردی و… در میمند می‌باشد.
آنچه مورد اهمیت است و بی‌شک بر نحوه شناخت میمندی اثر گذارده این است که مسکن از روی هم گذاردن سنگ و آجر و غیره پدید نمی‌آید، یعنی در فضای باز ساخته نمی‌شود، بلکه با از میان برداشتن انبوهی از خاک شکل می‌گیرد و انسان نیاز به خشت و آجر و ملات ندارد، بلکه باید توده‌ای را بردارد تا پناهگاه مهیا شود. به همین دلیل برای اتاق، طاقچه در اندازه‌های مختلف کنده شده‌است که جای رختخواب، ظروف، صندوق، چراغ و غیرو کنده شده‌است. به همین دلیل کنار دیوارهای خانه گنجه گذارده نمی‌شود، بلکه با کندن دیوار، حفره یا طاقچه‌ای بوجود می‌آید که اشیاء و لوازم در آن‌ها گذاشته شده و یا در آن‌ها آویزان می‌گردند.کل یک خانه که ممکن است شامل یک یا چند اتاق و اصطبل باشد یک کیچه‌است. نام هر واحد کیچه (kiche) است. اندازه این اتاق‌ها که البته از نظر هندسی منظم نیستند، متفاوت است و یک اتاق ۳*۴ به بلندی ۹۰/۱ تا ۱۰/۲ متر معمولی است و بزرگترین کیچه از ۹۰ متر مربع تجاوز نمی‌کند. کف پوشها اکثراً نمد، مخشیف، گلیم یا قالیچه به اندازه‌های متفاوت در سایزهای۱۵۰*۱ و ۴۰/۱*۸۰/۱ متر موجود است. تعداد کیچه‌ها در خود روستا ۴۰۶ عدد و تعداد اطاق‌ها ۲۵۶۰ عدد می‌باشد. ساکنان این روستا دارای آداب و رسوم خاص هستند و در زبان و گویش آنها هنوز از کلمات پهلوی ساسانی استفاده می‌شود. روستای ۳ هزارساله میمند تنها روستای تاریخی در جهان است که هنوز روابط سنتی زندگی در آن جریان دارد و می‌توان تعامل انسان و طبیعت در هزار دوم میلادی را بخوبی در آن دید. این روستا هفتمین منظر فرهنگی_طبیعی و تاریخی جهان بود که جایزه مرکوری را دریافت کرد. جایزه ملینا مرکوری جایزه‌ای است که از سوی دولت یونان و با همکاری مجامع فرهنگی بین‌المللی مانند یونسکو و ایکوموس (شواری حفاظت از بناها و محوطه‌های تاریخی) به آثاری اهدا می‌شود که دارای شرایط و ضوابط فرهنگی، طبیعی و تاریخی منحصر به فرد باشد. روستای میمند در مهر ماه ۱۳۸۵ به عنوان روستای نمونه ملی گردشگری معرفی گردید.

 

آب و هوای میمند از نوع معتدل کوهستانی است که از ویژگیهای آن زمستانهای سرد و تابستانهای معتدل است. روستای‌میمند در مرز مشترک دشت و کوهستان قرار دارد و این دشت در فاصله شهر بابک و میمند قرار داشته و درگذشته پوشیده از درختان‌پسته و بادام‌وحشی بوده‌است که در حال حاضر محدود به دشتهای اطراف روستای میمند می‌شود.کمی نزدیکتر به به روستای‌میمند نیز درختان توت و شاه‌توت به وفور یافت می‌شود. دشت میمند همچنین مملو از جانوران بیابانی همچون مار، سوسمار، جوجه تیغی، لاک‌پشت، خرگوش و… است. به علاوه در کوهستانهای‌میمند نیز حیوانات‌وحشی مختلفی همچون آهو، پلنگ، گرگ، روباه، بزکوهی، کبک و پرندگان شکاری یافت‌می‌شود. چندین رودخانه فصلی و تعدادی قنات به علاوه چند چشمه در میمند و اطراف آن وجود دارد که موجب رونق کشاورزی در این منطقه گردیده‌است. کشاورزی در میمند همچون سایر آثارطبیعی جلوه ویژه‌ای به این روستا می‌دهد. در فصل بهار میمند زیباترین چهره را به خود می‌گیرد. طراوت، شادابی و سرسبزی دشت میمند و آب و هوای مطلوب آن انبوهی از جمعیت شهرها و روستاههای اطراف را به سمت خود کشیده و مردم اوقات فراغت خود را در این روستا و یا درکنار چشمه‌ها، قنات‌ها و رودخانه میمند می‌گذرانند.

«روستای صخره‌ای میمند» با کمک اروپا و استرالیا، سنگ نگاره‌های میمند تاریخ گذاری می‌شوند

با کمک کارشناسان اروپایی و استرالیایی طی طرحی ویژه روی سنگ نگاره‌های روستای تاریخی میمند؛ تحقیقات ویژه به منظور سال یابی دقیق این سنگ نگاره‌ها آغاز می‌شود. به گزارش «میراث خبر»، روستای باستانی میمند یکی از قدیمی‌ترین روستاهای کشور است که با گذشت حدود سه هزار سال از ساخت آن هنوز زندگی در آن جریان دارد. در اطراف این روستای آتشفشانی سنگ نگاره‌های مختلفی وجود دارد که نقش‌های مختلفی بر روی آنها حک شده‌است اما تاکنون تحقیقات چندانی روی این سنگ نگاره‌ها انجام نشده‌است.
«فریبا کریمی»، مسئول بررسی‌های ویژه بر سنگ نگاره‌های میمند در این باره گفت: «با توجه به اهمیت سنگ نگاره‌ها در نشان دادن بخش‌هایی از شرایط تاریخی منطقه و به دلیل نبود امکانات و تکنولوژی بررسی سنگ نگاره‌ها در کشور قصد داریم با کمک کارشناسان اروپایی و استرالیایی بر روی سنگ نگاره‌های میمند و تاریخ گذاری آنها اقداماتی را انجام دهیم.» این گروه کارشناسان اروپایی و استرالیایی به دعوت مسئولان پروژه بزرگ میمند امسال به ایران سفر می‌کنند تا کار بررسی روی سنگ نگاره‌های این روستا را با کمک کارشناسان ایران آغاز کنند. تاکنون ۶۵ صحنه سنگ نگاره در منطقه شناسایی شده‌است، به گفته کریمی در میان این نقوش، صحنه‌هایی از شکار، جنگ، نقوش حیوانات نظیر سگ، اسب به خصوص بز دیده می‌شود. دو نمونه از این نقوش جزو سنگ نگاره‌های بی نظیر در کشور محسوب می‌شوند. یکی از این نقوش دارای رنگ و دیگری تصویری از صحنه شکار با تیر و کمان را نشان می‌دهد.

کریمی همچنین در مورد اهمیت مطالعه سنگ نگاره‌های میمند گفت: «بررسی سنگ نگاره‌ها در کنار بررسی‌های باستان‌شناسی دیگر در روستا می‌تواند بخشی از شرایط زندگی و هنری و معیشتی ساکنان این منطقه را روشن تر سازد و به موضوع تاریخ گذاری دقیق روستای میمند کمک کند.»

بررسی سنگ نگاره‌ها در جهان جزو رشته‌های مهم باستان‌شناسی محسوب می‌شود که در کشورهایی نظیر استرالیا و کشورهای اروپایی طی چندین سال گذشته مطالعات ویژه‌ای را در این زمینه در محوطه‌های مختلف انجام داده‌اند. در بخش‌های مختلف کشور ایران به خصوص در مناطق کوهستانی سنگ نگاره‌های بسیار زیادی شناسایی شده که تاکنون به علت نبود امکانات و تخصص‌های ویژه تحقیقات گسترده‌ای در این زمینه انجام نگرفته‌است. لورواگوران باستان شناس ایتالیایی با توجه به سنگ نگاره‌های یافته شده قدمتی در حدود ۶ تا ۱۲ هزار سال برای تمدن میمند پیش بینی کرده است.

براساس یک نظریه، با توجه به مستندسازی سنگ ‏نگاره‌‏هایی در ۸ کیلومتری جنوب میمند که در بیشتر آنها نقش شکار دیده می‌‏شود و توسط یک هیئت فرانسوی حدود ۳۵ سال پیش انجام شد، قدمت این روستا ۱۲ هزار سال تخمین زده شده است.

 

موزه ریاست جمهوری رفسنجان

موزه ریاست جمهوری رفسنجان

موزه ریاست جمهوری رفسنجان برای جمع‌آوری هدیه‌های رسمی و غیررسمی که در دوره ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی از سوی مردم، سازمان‌ها و کشورها به دولت تقدیم شده‌است در نظر گرفته شده‌است. برای سایر دوره‌های ریاست جمهوری در ایران نیز موزه‌های جداگانه‌ای وجود دارد. این هدایا شامل اشیای ملی و اسناد روابط سیاسی ایران است که اسناد ملی محسوب می‌شوند و تحت نظرسازمان اسناد و کتابخانه ملی است.

موزه ریاست جمهوری رفسنجان در سال ۱۳۷۰ توسط شهوند یوسفی‌زاده (بعدها شرکت مهندسین مشاور آرشیکام) طراحی شد و در سال ۱۳۷۸ توسط سید محمد خاتمی افتتاح گردید. این ساختمان از ترکیب یک کره عظیم بتنی توخالی (به قطر ۳۰ متر) در داخل یک مکعب (که نمای خارج ساختمان می‌باشد) تشکیل شده‌است. این کره در داخل کار نورگیر اصلی را انجام داده و در بخش فوقانی جلوه‌ای از گنبد را تداعی می‌کند.

ساختمان اصلی بنا در سه طبقه اصلی و دو نیم‌طبقه جمعا زیربنایی معادل ۵۰۰۰ متر مربع را ایجاد می‌کند که بجز حیاط مرکزی زیرزمین که بخشی از کره را اشغال نموده‌است، مابقی بنای مفید، در فضای میان کره و مکعب ایجاد شده‌است.

فضاهای اصلی بنا شامل اتاقهای اداری، انبارهای موزه و اتاقهای تحقیق در زیرزمین، فضای VIP در نیم‌طبقه همکف، آمفی‌تئاتر (شامل یک سالن اصلی ثابت و دو سالن گردان قابل استفاده با سالن اصلی یا بصورت مجزا)، کتابخانه و رستوران در طبقه اول، بخش‌های دیگری از کتابخانه و رستوران در نیم‌طبقه دوم و سرانجام سالن اصلی نگارخانه موزه در طبقه فوقانی می‌باشند.

کاربری اصلی بنا و طراحی اولیه آن بر مبنای محلی برای نگهداری از هدایای دوران ریاست جمهوری علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی بود که اینک به جهت نبود ابنیه و فضای معادل در شهر رفسنجان، بیشتر به کتابخانه اصلی شهر و محل تجمع دانشجویان تبدیل گردیده ‌است.

این موزه دارای هشت غرفه‌است:

  • غرفه‌های دوران کهن با  ۴۰ شی‌ء نفیس و گرانبها
  • دوران معاصر با  ۷۰ شی‌ء
  • دوران ریاست مجلس و ریاست جمهوری هاشمی‌رفسنجانی با  ۱۱۲ شی‌ء
  • غرفه دوران سازندگی با  ۱۱۷ شی‌ء و هدیه
  • غرفه دفاع مقدس و شهدا با  ۵۱ شی‌ء
  • غرفه رفسنجان‌شناسی با  ۴۵ شی‌ء

 

ارگ راین کرمان

ارگ راین کرمان

ارگ رایِن یکی از بزرگ‌ترین بناهای خشتی جهان است. این بنای تاریخی بزرگ با مساحتی بیش از بیست و دو هزار مترمربع، دومین بنای خشتی بزرگ جهان بعد از ارگ بم است که هرساله میزبان هزاران گردشگر داخلی و خارجی است.

ارگ راین در جنوب غربی شهر کنونی راین در استان کرمان ایران قرار دارد. این بنای خشتی تا حدودی به ارگ تاریخی بم شبیه‌است و بر بالای تپه‌ای قرار دارد.

قلعه راین یکی از مهم‌ترین آثار تاریخی کهن راین است و بر موجودیت راین قبل از اسلام مهر تأیید می نهد. گفته می‌شود قدمت آن به دوره ساسانیان بر می‌گردد. در تاریخ کرمان، از قلعه راین در قرن اول ه.ق. نام برده شده‌است. قلعه‌هایی با قدمت و سابقه بیشتر در این محل وجود داشته که بر اثر حوادث طبیعی از بین رفته‌اند.

ارگ راین یک از دژهای فرمانروایی میرزا حسین خان(راینی)بوده که در زمان نادر شاه افشار و پسر او محمد علی خان در زمان زندیه بوده‌است. این ارگ پس از سرنگونی زندیه به دست آغا محمد خان قاجار جای زندگی نوادگان میرزا حسین خان نامی به میرحسینی بوده که هنوز گروهی از انان در این شهر و بیشترشان در شهر کرمان باشنده هستند.فرمانروایی پدر و پسر در این ولایت نشان از رخنه و محبوبیت آنان در این سرزمین دارد.تا انجا که این ارگ در بسیاری از منابع با نام ارگ میرزا حسین خان نامیده شده‌است.

نقشه قلعه تقریباً مربع شکل و با چندین برج در اطراف مزین شده‌است . دور تا دور قلعه را حصاری در برگرفته که ارتفاع آن بیش از ده متر است . تنها ورودی قلعه از جبهه شرقی است که با سر در بزرگ و باشکوه به محوطه داخلی راه دارد.

عناصر قلعه عبارت‌اند از بازار، اصطبل (تابستانی و زمستانی)، زورخانه، خانه‌های اعیانی و محله عامه نشین. این قلعه بخش عامه نشین و اعیان نشین دارد و فضاهای معماری مورد نیاز مردم مانند زورخانه، مسجد و اصطبل در آن دیده می‌شود. مصالح کلی آن خشت خام است.

موزه صنعتی کرمان

موزه صنعتی کرمان

موزه صنعتی شامل گنجینه‌ای غنی و دیدنی از هنرهای معاصر و شامل آثار ارزشمندی از هنرمندان ایرانی و خارجی است که در شهر کرمان، خیابان شریعتی و حدفاصل میدان باغ ملی و چهار راه طهماسب آباد واقع است. این موزه به آثاری اصیل از اساتیدبلند آوازه جهان مزین است؛ آثاری از اوگوست رودن، هنری مور، امیل نولده، بن نیکلسن، واسیلی کاندینسکی، آلبر مارکه، بلاکادار، جاکوب اپشتاین، بوناتی، تام فیلیپس و همچنین آثار بسیاری از هنرمندان معاصرایران از جمله محمد غفاری ( کمال‌الملک) علی محمد حیدریان، علی اکبر یاسمی، رسام ارژنگی، پرویز تناولی، ژاره طباطبایی، سهراب سپهری، و جمعی دیگر از هنرمندان معاصر کشور. آثار موجود موزه باسبکها و شیوه‌های گوناگونی آفریده شده است . أثار خطاطان، خاکبازان، مینی مالیست‌ها ومینیاتوریستها، کانسپچول‌ها، پاپ آرتها وآبستراکت‌ها را می توان در مجموعه آثار موزه مشاهده نمود.سعی بارز موزه هنرهای معاصر کرمان نمایاندن جبنه‌های گوناگون هنرهای تجسمی ایران است. آثارموجود شامل نقاشی‌های آبرنگ و رنگ روغن، سیاه قلم و همچنین تابلوهای موزائیگ سنگ، مجسمه‌های گچی، مرمری، برنزی، و چوبی هنرمندان ایرانی و خارجی می باشد. در این موزه ۱۲۰۰اثر هنری نگهداری می‌شود که در حدود نیمی از آثار متعلق به استاد سید علی‌اکبر صنعتی بوده و مابقی به سایرهنرمندان معاصر ایرانی و خارجی تعلق دارد سایر آثار موجود در موزه متعلق به بیش از ۸۳ هنرمندمعاصرایرانی و ۱۶ هنرمند خارجی می باشد… که به جرات می توان گفت بعد از موزه هنرهای معاصر تهران آثار موجود در این موزه درکشور منحصر بفرد می‌باشد و دارای غنی‌ترین گنجینه از هنر معاصر ایران و جهان در ایران می‌باشد .. ازویژگیهای منحصربفرد این موزه معماری آن می‌باشد . بنای موزه از خشت و آجر ساخته شده و سقف آن به شیوه معماری سنتی ایران گنبدی است. سر در این موزه ترکیبی از آجر و کاشی‌های معرق فیروزه ای و سیاهرنگ می‌باشد که در سال ۱۳۲۷ هـ. ش احداث و به بنای اصلی الحاق گردیده است . پاکار سردر وپایه‌های آن از سنگ مرمر سفید ساخته شده است. که همه روزه شاهد دیدار و بازدید گروههای متعدد از گردشگران ایرانی وخارجی از اقصی نقاط ایران و جهان می باشد. گذشت زمان و وقایع روزگار باعث فرسوده شدن ساختمان و تاسیسات مجموعه شده است.

مدرسه ابراهیم‌خان کرمان

مدرسه ابراهیم‌خان کرمان

مدرسه ابراهیم‌خان از بناهای دوران حکومت ابراهیم خان ظهیرالدوله و از زمان قاجار می‌باشد. ساختمان این مدرسه یکی از زیباترین بناهای عصر قاجاریه در شهر کرمان است.

این مدرسه دو طبقه متعلق به فرقه شیخیه است. پلان آن مستطیل شکل و حجره‌های آن مستطیل شکل و حجره‌های آن در اطراف وچهار ضلع آن واقع است. عناصر فضائی-کارکردی مدرسه عبارت است از حجره مدرسه، کتابخانه، مسجد، اتاق‌های خادم و چراغدار و آبکش و سرویسهای بهداشتی است. ساختمان آن را شاه نشین، محراب، ایوانچه و غرفه‌های اطراف تشکیل می‌دهند. درانتهای ایوان قبله، محراب زیبایی از کاشی هفت رنگ وجود دارد تمامی بخش‌های مدرسه عناصر تزیینی مانند گچ‌بری، کشته‌بری، مقرنس‌کاری و کاربندی دیده می‌شود. سر در ورودی در ضلع غربی قیصریه ابراهیم خان واقع شده و دارای طاق‌بندی، تزیینات کاشی و حجاری بر سنگ یکپارچه‌است. بر بام سردر جایگاه ساعت قرار دارد که در سال‌های بعد به مجموعه افزوده شده‌است. ایوان شرقی و برج ساعت این مدرسه کاشیکاری وچشم اندازی زیبا دارد. در ضلع جنوبی مدرسه خانه مدرس قرار گرفته‌است. این فضا دارای درهای ارسی با شیشه رنگی می‌باشد و تمام نماهای آن کاشیکاری شده‌است.

بلندترین بادگیرهای کرمان به ارتفاع ۱۶ متر در این مدرسه ساخته شده است.

با استناد به کتیبه موجود در ضلع غربی مدرسه، استاد اسماعیل قصاع سازنده آن بوده‌است. این مدرسه با الهام از معماری عصر صفویه بنا شده‌است.

مسجد جامع کرمان

مسجد جامع کرمان

مسجد جامع کرمان یا مسجد جامع مظفری در کنار میدان مشتاق و محصور به بازار مظفری و بازار قدمگاه و خیابان شریعتی و میدان مشتاق در شهر کرمان قرار گرفته است.

از جمله مساجد چهار ایوانی است که دارای سردر رفیع صحن ایوان و شبستان است این مسجددر دوران حکومت امیر مبارزالدین محمد مظفر سر سلسله آل مظفر بنا گردیده است تاریخ بنا در کتیبه سر در اصلی ۷۵۰ هجری قمری ذکر شده است ولی در دوره‌های بعد الحاقات و تعمیراتی در مسجد صورت گرفته است از جمله مرمت کاشیکاری ایوان بزرگ در زمان وکیل الملک و کاشیکاری ستون‌ها و لچکی‌های داخل مسجد و احداث شبستان شمالی در دوره اخیر را می‌توان نام برد. سر در رو به مشرق آن از شلیک توپ‌های آغا محمدخان قاجار خراب شد ولی بعدها مرمت و بازسازی شد.

ارزشمندترین قسمت بنا کاشیکاری معرق محراب و سردر شرقی مسجد می‌باشد.

 

جای پای دایناسورها کرمان

جای پای دایناسورها کرمان

استان کرمان یکی از محدود نقاطی است که در ایران آثار جانداران خشکی زی دوران‌های گذشته زمین‌شناسی مشاهده شده‌است . وجود منابع عظیم زغال سنگ در شمال استان کرمان بیانگر وجود خشکی وحیات گیاهی وجانوری در این بخش از ایران می‌باشد وهمچنین در این خشکی جانورانی نیز زندگی می‌کرده‌اند که فسیل‌های متعدد از این جانوران کشف گردیده و در موزه تاریخ طبیعی کرمان نگهداری می‌شود و همچنین رد پای این حیوانات نیز بر روی رسوبات دورانهای گذشته زمین‌شناسی به ویژه دوران مزوزوئیک در مناطق مختلف دیده شده‌است. رد پای کشف شده در رسوبات دوره تریاس دوران مزوزوئیک در دره نیزار واقع در نزدیکی روستای ده علیرضا در ۲۰ کیلومتری شمال زرند یکی از این نقاط منحصر می‌باشد.

در جریان پی جویی دایناسورها توسط تیم مشترک ایران- برزیل در نواحی شمال کرمان نخستین آثار اسکلتی دایناسورها شامل یک دندان دایناسور گوشت خوار و قطعاتی از استخوانهای نا معین در روستاهای اطراف زرند مورد شناسایی قرار گرفت که بخشی از ردپای این دایناسور متعلق به ۱۸۰ میلیون سال پیش در عصر ژوراسیک در شمال شهرستان زرند به دلیل بی توجهی از بین رفته‌است. بررسی ردپاهای دایناسور موجود در ناحیه زرند کرمان مشخص ساخت که این آثار توسط دایناسورهای گوشت خوارتروپود ایجاد شده‌است.تا کنون آثار دایناسورها در ایران محدود به تعدادی ردپا بوده‌است که در «دره نیزار» در شمال زرند کرمان، «بیدو» در شمال کرمان، یافت شده‌است. در جریان دومین پی جویی دایناسورها در ایران که توسط تیم مشترک ایران – برزیل در اواخر تابستان ۱۳۸۱ در نواحی شمال کرمان صورت پذیرفت نخستین آثار اسکلتی دایناسورها در ایران مورد شناسایی قرار گرفت.

قبل از آن هم، نزدیک به ۴۰ سال پیش، محققان فرانسوی مقداری از بقایای یک دایناسور را در حوالی کرمان کشف کردند. البته بقایای آن را بلافاصله به موزه تاریخ طبیعی پاریس منتقل کردند.

 

غار طرنگ

غار طرنگ

غار طرنگ یک غار آهکی و مهمترین و طولانی‌ترین غار استان کرمان و دارای مناظر و جلوه‌های طبیعی بسیار زیبا و پدیده‌های شگفت انگیز است. این غار در مجاورت روستای طرنگ و کوه طرنگ در شهرستان بافت قرار دارد. دهانه غار حدود ۶ متراست و در ارتفاع تقریبا ۳۰۰۰ متری از سطح دریا واقع شده است . طول مسیر پیموده شدهٔ غار تقریبا ۵۰۰ متر است و عرض راهروها و تالارهای آن بین یک تا ۱۵ متر متغیر است. در انتهای غار، حوضچه آب غار طرنگ وجود دارد.

این غار در فاصله ۷۰ کیلومتری بافت کرمان واقع است و با وجود امامزاده و دو سد خاکی و اب بند های متعدد و چنار بزرگ ان با قطر ۷ متر و محیط ۲۸٫۳ و ردخانه زیبا این غار مورد توجه مردم قرار گرفته ولی مسولین برای ان هیچ هزینه ای نمی کنند ای غار و کوه بزرگ ان جاذبه زیبا ایست که از حمایت بی بهره است.

سیراف کنگان

سیراف کنگان

سیراف (صورت قدیمتر: سیراب) در بعضی نوشته‌ها صیراف نیز نوشته شده‌است. شهری باستانی واقع در بخش مرکزی شهرستان کنگان در استان بوشهر یکی از آثار تاریخی و از نقاط دیدنی استان بوشهر در جنوب ایران است.سیراف یکی از قدیمیترین بنادر ایران است که زمانی دارای رونق فراوانی بوده‌است. شهر باستانی «سیراف» دارای معماری خاصی می‌باشد که بسیار شبیه به روستای ماسوله در شمال کشور می‌باشد. سیراف پررونق ترین بندرکشور بود که روابط تجاری زیادی با کانتون چین و…در دوره‌های ساسانی و اسلامی داشت.

بازمانده‌های این شهر باستانی در نزدیکی بندر سیراف کنونی دیده می‌شود. سیراف زمانی از بندرهای اصلی ایران و خاورمیانه و محل پهلوگیری کشتی‌هایبزرگ بود. بازرگانان سیرافی به دوردست‌های آسیا و آفریقا سفر دریایی می‌کردند. آنچه از سیراف بازمانده، حفره‌های سنگی کنده شده بر شیب تبه‌های سنگی است که گویا بعد از اسلام به‌عنوان قبر نیز استفاده شده‌اند. همینطور سنگچین‌ها، چاه‌ها، سنگ‌فرش‌ها و غارهایی شبیه آتشگاه در دل کوه‌ها بجا مانده‌است. غلامرضا معصومی، محمد حسین سمسار، رضا طاهری و سید قاسم یاحسینی تاریخ نگارانی بوده‌اند که به صورتی مبسوط سیراف را در حوزه های باستان‌شناسی و بناهای تاریخی، وضعیت اجتماعی، موقعیت جغرافیای تاریخی و اجتماعی و مشاهیر آن شرح داده‌اند.

آنچه که امروزه در ارتفاعات مشرف بر دامنه کوههای شمالی سیراف می‌بینیم، و اندیشمندان و محققان از آن به عنوان قبور سنگی یاد می‌کنند، در ابتدا به منظور ایجاد قبر و مدفن مردگان خلق نشده‌اند بلکه حوضچه‌های استحصال آب بارانبوده‌اند که بر روی کوههای مشرف به دریا و شهر برای استفاده از آب باران و نیز تزریق به درون زمین و پیوستن به سطح سفره‌های آب زیرزمینی جهت تقویت آبخوانهای آن منطقه و به منظور برداشت در پائین دست از طریق چاههای حفره شده در طبقات سنگی بوده‌اند.

به منظور تأمین آب شرب از طریق باران، که تنهاترین، مهم‌ترین و مؤثرترین روش در استحصال آب باران به شمار می‌آید جمع آوری مستقیم آب بر روی سطوح نازله می‌باشد. به منظور بهره وری از آبهای نازله و جلوگیری از هدر رفتن آنها و نیز تغذیه سفره‌های آب زیرزمینی چاههای مذکور پیشینیان سیراف به این نتیجه می‌رسند که هر آنچه آب نازله را بر سطح کوه مذکور در بالادست چاههای حفر شده، استحصال و ذخیره نمایند و بدین طریق به آبهای جمع آوری شده فرصت بیشتری جهت نفوذ به درون زمین دهند. در حال حاضر از نواحی نزدیک به خط الرأس کوه با ایجاد مخازن با مقطع چهارگوش به ابعاد متفاوت حوضچه‌هایی را در سرتاسر یال جنوبی کوه تعبیه نموده‌اند که قادر به جمع آوری مجموعه آبهای نازله بر سطح اراضی مذکور باشد. چاههای حفر شده درون طبقات سنگی نیز درست در پائین دست هر مجموعه مخازن ذخیره آب تعبیه شده به طوریکه با نفوذ آب و رسیدن به سطح ایستابی منطقه بلافاصله سطح آب چاههای مذکور را مورد تأثیر قرار می‌دهد.

ابعاد حوضچه‌ها عموماً به صورت مقطع مستطیلی (چهارگوش) بوده و طول این مخازن در جهت شیب واقع است. برخی از این حوضچه‌ها دارای سرریز بوده بطوریکه پس از پرشدن آن، آب مستقیما درون حوضچه پائین دست هدایت می‌شده‌است. همچنین در بخش انتهائی برخی از این مجموعه حوضچه‌های دامنه‌ای، سرریز آخرین حوضچه به یک کانال دست ساز (که می‌توانسته مسیر طبیعی جریان آب باشد) ختم می‌شود که احتمالاً از این کانال آب به عنوان سرریز نهائی یا حقابه پائین دست و یا شاید آبیاری مزارع به مکانهای مورد نظر هدایت می‌شده‌است. لزوم استفاده بهینه از آبهای نازله جهت تقویت سفره‌های آب زیرزمینی به حدی بوده‌است که حتی در دامنه پائین کوه نیز امکان حفر گودال وجود داشته و شاهد حضور حوضچه‌هایی با جهت عمود یا مایل نسبت به دیگر حوضچه‌ها هستیم. کوچکی ابعاد این گودالها به حدی است که به تنها چیزی که نمی‌توان آنان را نسبت داد، قبر می‌باشد.

به احتمال زیاد می‌توان گفت که گودالهای حفر شده بر پهنه کوهستان سیراف در ابتدا به منظور جمع آوری و استحصال آب ایجاد شده‌اند و آنچه که بعدها توسط افرادی (احتمالاً متنفذ و متمول و نیز شاید توسط عموم و بدلیل رخداد حوادث غیر مترقبه همچون زلزله و یا بیماری طاعون و نیاز به دفن سریع مردگان) مورد استفاده به عنوان گورهای فردی یا خانوادگی شده در روزگارانی زیاد پس از احداث اولیه اینان صورت گرفته‌است. پیدا شدن استخوان و آثار مردگان درون برخی از این حوضچه‌ها نه تنها منکر سیستم استحصال و ذخیره آب نمی‌باشد بلکه با دقت بر گورهای یافته شده و وجود لایه‌ای از قشر نفوذ ناپذیر ساروج درون حوضچه‌های استفاده شده به عنوان قبر، به نکاتی موید روش تأمین آب در شهر باستانی سیراف پی برده می‌شود.

 

بند میزان شوشتر

بند میزان شوشتر

بند میزان سدی است در شوشتر و ساخته دست انسان مربوط به دوره ساسانیان که تا امروز پابرجاست. ساختن بند میزان شوشتر را بهشاپور اول ساسانی نسبت می‌دهند.

این سد آب کارون را به نسبتهای ۲ و ۴ بین رودهای گرگر و شطیط تقسیم می‌کند. رود گرگر را دودانگه یا مسرقان نیز گویند و رود شطیط را چهاردانگه هم خوانند. مصالح بکار رفته در بند میزان سنگ(تراشیده شده شوشتر) و ساروج هستند. در توصیف اهمیت این سد کافیست تاریخشوشتر را مرور کنیم که، شکسته شدن این سد بمنزله ازدیاد فقر و بدبختی در شوشتر و پابرجا بودن بهمراه دیگر سازه‌های آبی تاریخی شوشتر باعث آبیاری دقیق ۴۰هزار هکتار دشت میاناب شوشتر بوده‌است.

 

سد دز

سد دز اندیمشک

سد دز یک سد بتُنی برق‌آبی است که در دوران سلطنت محمدرضا پهلوی بر رویرودخانه دز توسط یک کنسرسیوم ایتالیایی در شمال شرقی شهرستان اندیمشک احداث شد.این سد ۱۲۵۰۰۰ هکتار از اراضی پایین دست را آبیاری می‌کند و نقش مهمی در کنترل سیلاب‌های بالادستش دارد. نیروگاه این سد دارای قدرت نصب ۶۳۰ مگا وات می‌باشد.

احداث سد عظیم دز، در سال ۱۳۳۶ خورشیدی توسط ایتالیایی‌ها در کوه‌های زاگرس آغاز و در سال ۱۳۴۱ خورشیدی پایان یافت. این سد بتونی در ۲۳ کیلومتری شمال شرق اندیمشک واقع شده است. دریاچه‌‌ی این سد ۶۵ کیلومترمربع مساحت داشته و گنجایش نهایی آن ۳.۳ میلیارد مترمکعب می‌باشد.

بر رویرودخانه دز . این سد با ارتفاع ۲۰۳ متر در زمان ساخت خود به عنوان یکی ازمرتفع‌ترین سدهای جهان (ششمین سد جهان در آن زمان) شناخته می‌شد و در حال حاضر نیز پنجاهمین سد بلند دنیا در بین سدهای ساخته شده و در دست ساخت می‌باشد.

در سال‌های اخیر پژوهش‌های میدانی برای علاج‌بخشی این سد آغاز شده‌است. برای دراز مدت هم ساخت سد بختیاری که از بلندترین سدهای بتنی دو قوسی جهان خواهد بود در دردست مطالعه بوده و به زودی اجرا خواهد شد. چون حجم رسوبات پشت بدنه به حدی بالا آمده که در آینده نزدیک نیروگاه را از حیز انتفاع خارج خواهد کرد.

نشان اهدایی به سازندگان سد

نشان سد محمدرضا شاه پهلوی (دز) در دوره پادشاهی محمدرضا پهلوی و به منظور گرامیداشت کسانی که در راه ساخت سد بزرگ دز فعالیت کرده بودند ایجاد گردید. محمدرضا پهلوی این نشان‌ها را (با قطر ۶ سانتی‌متر و ضخامت ۲ میلی‌متر) در سه دسته تهیه نمود. نشان‌های طلا برای مدیران ارشد که عموما ایتالیایی بودند، نشان‌های نقره‌ برای مدیران میانی و نشان‌های برنز برای مدیران عملیاتی.